به گزارش متادخت، اما چرا در بسیاری از پژوهشها، زنان بیشتر از مردان قربانی این فرسودگیاند؟ پاسخ را باید در سبک زندگی امروز، نقشهای چندگانه زنان و انتظارات فرهنگی جستوجو کرد.
بسیاری از زنان شاغل، بهویژه در کلانشهرها، پس از پایان ساعت کاری تازه وارد مرحله دوم کار روزانه خود در خانه میشوند. از پختوپز و مراقبت از فرزند گرفته تا رسیدگی به والدین سالخورده و نظم خانه. در این میان، کمک گرفتن از حمایتهایی مانند پرستار در منزل میتواند بخشی از بار روزمره را کاهش دهد؛ راهکاری که هنوز بسیاری از زنان بهدلیل حس مسئولیتپذیری زیاد یا باورهای سنتی کمتر به آن فکر میکنند.
زنان در خط مقدمِ چند نقش همزمان
بر اساس دادههای رسمی و پژوهشهای اجتماعی، حدود 15 درصد از زنان متأهل در ایران بهصورت رسمی در بازار کار حضور دارند، اما همین تعدادی که شاید اندک به نظر برسد، بار مضاعفی را تحمل میکنند: صبحها کارمند، معلم یا پرستارند و شبها، مادر، همسر یا مراقب والدین سالخورده.
در حالی که بخش زیادی از مردان پس از پایان ساعت کاری، استراحت میکنند، زنان تازه فهرست کارهای دوم خود را آغاز میکنند: پختوپز، رسیدگی به فرزند، مراقبت از بیمار، کارهای خانه و برنامهریزیهای روز بعد. این چرخه بیپایان، اگر بدون حمایت یا تقسیم مسئولیت باشد، دیر یا زود به نقطهی فرسودگی میرسد.
فرسودگی شغلی زنان؛ خستگیای که فقط جسمی نیست
فرسودگی شغلی در زنان اغلب در ظاهر با خستگی، بیخوابی یا کاهش تمرکز بروز میکند، اما ریشه آن را بیشتر باید از بُعد روانی بررسی کرد. زنان معمولاً حس تعهد بالاتری نسبت به کار و خانواده دارند و شکست در هرکدام را نوعی «نقص شخصی» میدانند. این حس مسئولیت افراطی باعث میشود کمتر درخواست کمک کنند، کمتر استراحت کنند و بیشتر خودشان را سرزنش کنند.
نتیجه طبیعی این روند، بروز نشانههایی ازقبیل موارد زیر است:
کاهش انگیزه برای کار یا تعامل اجتماعی
احساس بیارزشی یا ناکافی بودن
حساسیت بیش از حد نسبت به مسائل کوچک
افت عملکرد در محل کار یا خانه
نشانههایی که اگر نادیده گرفته شوند، به اضطراب و افسردگی مزمن منجر میشوند.
تفاوت فشارهای محیطی بین زنان و مردان
فرهنگ کاری در بسیاری از محیطها هنوز به گونهای است که زنان برای اثبات شایستگی خود، باید بیشتر تلاش کنند. از سوی دیگر، تبعیضهای پنهان در پرداخت، فرصتهای رشد، یا انتظارات جنسیتی (مثل “همیشه مهربان بودن”) فشار مضاعفی ایجاد میکند. حتی در خانوادههایی که زنان درآمد مستقل دارند، کارهای خانگی و مراقبتی اغلب همچنان بر عهده آنهاست.
در واقع، بسیاری از زنان با دو نوع کار تماموقت مواجهاند: یکی در محیط شغلی و دیگری در محیط خانه.
نقش استراحت، حمایت و تفویض در پیشگیری از فرسودگی
یکی از مؤثرترین راهها برای کاهش فرسودگی، تفویض بخشی از مسئولیتهاست. زنان تمایل دارند همه چیز را خودشان انجام دهند، اما واقعیت این است که کمک گرفتن نشانه ضعف نیست، بلکه نوعی هوشمندی است. پذیرفتن اینکه “من نمیتوانم همه کارها را بهتنهایی انجام دهم” نقطه شروع سلامت روان است.
دقیقا همینجاست که نقش پشتیبانیِ بیرونی معنا پیدا میکند، از کمکِ همسر و فرزندان گرفته تا استفاده از خدمات تخصصی مثل استخدام پرستار در منزل. چنین خدماتی به مادران و زنان شاغل اجازه میدهد تا با آرامش بیشتری بر کار و زندگی خود تمرکز کنند.
پرستار در منزل میتواند در نگهداری از کودک، مراقبت از کودک یا والد بیمار یا همراهی والدین سالمند نقش مؤثری داشته باشد بدون اینکه فضای خانه از حس امنیت و صمیمیت خالی شود. این نوع حمایت نهتنها فشار فیزیکی را کاهش میدهد، بلکه احساس کنترل و آرامش روانی بیشتری برای زنان به ارمغان میآورد.
نگاه تازه به مفهوم “موفقیت”
جامعه سالهاست موفقیت زنان را با توانایی در انجام همزمان همه کارها میسنجد، اما این الگو ناعادلانه و ناسالم است. موفقیت واقعی یعنی توانایی تشخیص مرزهای خود و مراقبت از بدن و ذهن. زنان فرسوده، حتی اگر از نظر شغلی موفق باشند، کیفیت زندگی پایینی دارند و در نهایت، سلامت و روابط خود را قربانی میکنند.
فرهنگِ “باید همه کار را خودم انجام دهم” باید جای خود را به فرهنگ “میتوانم کمک بگیرم” بدهد. با این تغییر نگرش، زنان نهتنها از فرسودگی رها میشوند، بلکه فرصت رشد، یادگیری و لذت از زندگی را بازمییابند.
راهکارهایی برای بازسازی انرژی زنان شاغل
بازیابی انرژی از دسترفته، فقط با استراحت فیزیکی ممکن نیست، بلکه نیاز به بازنگری در عادتها، مرزگذاریهای سالم و مراقبت آگاهانه از خود دارد.
استراحتهای کوتاه، اما مداوم: حتی ده دقیقه سکوت و تنفس عمیق بین کارها میتواند ذهن را ریسِت کند.
مرزبندی بین کار و زندگی شخصی: پس از پایان ساعت کاری، گوشی و ایمیل را کنار بگذارید.
یادگیری “نه گفتن”: نپذیرفتن کارهای اضافی یا انتظارات غیرمنطقی بخشی از مراقبت از خود است.
مشارکت خانواده: تقسیم مسئولیتهای خانه میان اعضا باعث تقویت همدلی و کاهش فشار روانی میشود.
کمک گرفتن از خدمات حمایتی: استفاده از پرستار یا مراقب موقت، بار زیادی را از دوش زنان برمیدارد.
در نهایت، فرسودگی شغلی زنان، مسئلهای فردی نیست، بلکه نتیجه ساختارهای ناعادلانه، مسئولیتهای دوگانه و کمبود حمایت است. اگرچه تغییر این الگو نیازمند زمان و سیاستگذاری اجتماعی است، اما در سطح فردی میتوان با آگاهی، تقسیم کار و پذیرش کمک، از چرخه خستگی فرار کرد.
زنان زمانی میدرخشند که در کنار مسئولیت، به خودشان نیز اهمیت بدهند و گاهی همین تصمیم ساده برای دریافت کمک از یک پرستار یا همراه حرفهای، نقطه آغاز زندگی متعادلتر برای آنهاست.
منبع: تسنیم









