به گزارش متادخت، خاموشی در خانه با خاموششدن یک لامپ آغاز میشود، اما به همانجا ختم نمیشود. یخچال از کار میافتد، مواد غذایی و داروهای حساس به دما، در معرض فساد قرار میگیرند، پمپ آب ساختمان متوقف میشود، آسانسور سالمند یا زن باردار را میان طبقات سرگردان میکند و گرمای خانه، بهویژه در شهرهای جنوبی، در چند دقیقه به تهدیدی برای سلامت کودک و بیمار تبدیل میشود.
یک ساعت خاموشی، یک ساعت اضطراب
در جامعهای که هنوز بخش عمده آشپزی، مراقبت از کودکان، رسیدگی به سالمندان و مدیریت روزمره خانه بر دوش زنان است، قطعی برق، بحرانی خنثی و بیطرف از نظر جنسیتی نیست؛ هر ساعت خاموشی، برای بسیاری از زنان به معنای یک ساعت کار بیشتر، اضطراب بیشتر و امکان کمتر برای استراحت، اشتغال یا آموزش است.
سازمان ملل نیز تأکید میکند که دسترسی محدود به انرژی، بار کار خانگی و مراقبتی بدون مزد را افزایش میدهد و فرصتهای اقتصادی زنان را محدود میکند. بنابراین وقتی دولت، خاموشی را با عبارت اداری و ظاهراً بیضرر «مدیریت بار» توضیح میدهد، در واقع هزینه ناترازی شبکه را از ترازنامه وزارت نیرو به آشپزخانه، اتاق کودک و سفره خانواده منتقل میکند.
ناترازی برق، آفتی کهنه
ابعاد بحران، دیگر با چند حادثه پیشبینیناپذیر قابل توضیح نیست. در گزارش رسمی ارائهشده به مجلس، ناترازی برق در تابستان ۱۴۰۳ حدود ۱۷ هزار و ۵۵۷ مگاوات اعلام شد و تصریح شد که از همان سال، بهدلیل تشدید کمبود، خاموشی از صنایع به خانهها نیز سرایت کرده است؛ در سال ۱۴۰۴ نیز قطعیها بهجای خرداد، از میانه اردیبهشت آغاز شد. این ارقام نشان میدهد دولت با یک شوک ناگهانی مواجه نشده، بلکه به بحرانی رسیده است که نشانههای آن سالها آشکار بودهاند.
فرسودگی نیروگاهها و شبکه انتقال، تأخیر در توسعه ظرفیت تولید، وابستگی شدید نیروگاهها به گاز، بدهی به تولیدکنندگان خصوصی، توسعه کند انرژیهای تجدیدپذیر و نبود سیاست پایدار برای کاهش مصرف، زنجیرهای از قصورهای انباشته را ساختهاند. تحریمها، خشکسالی و افزایش دما بیتردید بحران را دشوارتر کردهاند، اما نمیتوانند همه ناکارآمدی را توضیح دهند.
بار بی برنامگی دولت بر دوش زنان و مادران
دولت وظیفه دارد دقیقاً برای چنین محدودیتهایی برنامهریزی کند، نه اینکه هر تابستان گرما و هر زمستان سرما را بهعنوان حادثهای غافلگیرکننده معرفی کند. مردم همچنین حق دارند بدانند چرا کشوری با ذخایر عظیم گاز، همزمان با کمبود گاز و برق روبهروست و چرا پس از سالها هشدار، سهم انرژی خورشیدی و بادی هنوز آنقدر نیست که در ساعات اوج مصرف نقش تعیینکنندهای داشته باشد.

در خانه، اولین راهحل خاموشی معمولاً نه فناوری پیشرفته، بلکه کار بیشتر زن است: باید زمان پخت غذا را با جدول قطعی هماهنگ کند، برای آب ذخیره کنار بگذارد، کودک کلافه از گرما را آرام کند، مراقب سالمندی باشد که دستگاه اکسیژن یا تشک مواج او به برق وابسته است و تکالیف فرزندی را مدیریت کند که اینترنت و روشنایی ندارد.
اگر زن دورکار، خیاط، آرایشگر، تولیدکننده غذای خانگی یا فروشنده آنلاین باشد، خاموشی مستقیماً درآمد او را نیز قطع میکند.
تشدید شکاف اجتماعی با ناترازی برق
خانوادههای مرفه میتوانند باتری، پنل خورشیدی یا مولد برق بخرند؛ خانواده کمدرآمد ناچار است زیان را تحمل کند. گزارشهایی نیز از توزیع نامتوازن قطعی میان مناطق برخوردار و محروم تهران منتشر شده است. در نتیجه، خاموشی فقط نابرابری جنسیتی را تشدید نمیکند، بلکه شکاف طبقاتی و جغرافیایی را هم عمیقتر میسازد.
جای خالی نظم در تصمیمات دولت
سیاست دولت حتی در اطلاعرسانی نیز با نقد جدی روبهروست. جدولهایی که دیر اعلام میشوند، قطعیهایی که با برنامه تطابق ندارند و نبود پاسخگویی روشن درباره خسارت وسایل برقی، امکان برنامهریزی را از خانواده میگیرد.
آموزش مجازی هم راهحل نیست وقتی برق، اینترنت یا وسیله کافی وجود ندارد؛ تعطیلی ادارات و مدارس نیز صرفاً بحران را به خانه منتقل میکند و بار نگهداری از کودکان را عمدتاً بر دوش مادران میگذارد.

امنیت انرژی ای که نداریم!
امنیت انرژی یعنی خانواده بتواند با اطمینان بداند روشنایی، سرمایش، گرمایش، آب، ارتباطات و تجهیزات پزشکی در دسترس خواهند بود. این امنیت با توصیه اخلاقی به «کمتر مصرفکردن» حاصل نمیشود، بهخصوص زمانی که دولت درباره تلفات شبکه، مصرف نهادهای بزرگ، استخراج غیرمجاز رمزارز و اولویتبندی مشترکان شفاف نیست.
راهکار چیست؟
مطالبه منصفانه آن است که دولت برنامه زمانبندیشده و قابل سنجشی برای نوسازی شبکه، کاهش اتلاف، پرداخت بدهی تولیدکنندگان، توسعه سریع تجدیدپذیرها و حمایت از خانوارهای آسیبپذیر منتشر کند؛ مراکز درمانی خانگی و خانوادههای دارای بیمار وابسته به برق باید در فهرست حفاظت ویژه قرار گیرند و برای تجهیزات پشتیبان یارانه بگیرند.

زنان نیز باید در طراحی سیاست انرژی، شوراهای محلی مدیریت بحران و ارزیابی آثار خاموشی حضور واقعی داشته باشند، زیرا آنان دقیقتر از هر جدول مگاواتی میدانند قطع انرژی چگونه به بحران مراقبت تبدیل میشود.
مسئولیت دولت فقط تولید برق نیست؛ حفظ امکان یک زندگی امن و قابل پیشبینی است. وقتی خاموشی به روال تبدیل میشود، مسئله دیگر صرفاً کمبود انرژی نیست، بلکه کمبود حکمرانی، شفافیت و پاسخگویی است.
✍ به قلم عرفانه تاجیکی








