به گزارش متادخت، فیلم «بیداد» آخرین ساخته سهیل بیرقی، درباره سِتی است. دختر جوانی از نسل زِد که عاشق خوانندگی است و تنها آرزویی که دارد این است که صدایش شنیده شود اما در جامعهای که زنان اجازه اجرای عمومی آواز ندارند، این رویا به ظرافتی دست نیافتنی بدل میشود. ستی که نمیپذیرد در گروههای همخوانی پنهان شود و صدایش زیر صدای مردان گم گردد، به خیابان میرود و برای رهگذران آواز میخواند؛ اجراهایش وایرال میشود و او به نماد نسلی بدل میشود که میکوشد آنچه را نهادهای رسمی از او دریغ کردهاند، در فضای عمومی به دست آورد.
انباشتِ تباهی؛
واقعیتِ انکارنشدنی یا سیاهنمایی مفرط؟
فیلم در بستر این داستان، تصویری عریان از تباهی و سیاهی ارائه میدهد؛ خانوادهای نابهسامان با مادری خمار و الکلی به نام حمیرا که در مستی حتی متوجه نمیشود دخترش را میبرند؛ خشونت، بازداشت، وثیقه، لکنت زبان و تجاوز؛ سکانسی که هر کدام از سکانسِ پیشین تاریکتر است. این پرسش به جا مطرح میشود که آیا نشان دادن این همه تباهی و سیاهی به این عریانی لازم است؟ واقعیت آن است که نمیتوان اتفاقاتی را که برای ستی افتاد انکار کرد. همه آنها در جامعه ما و هر جامعه دیگری به اقسام مختلف وجود دارد و گاه بدتر از آن نیز رخ میدهد. اما آیا تمرکزِ مطلق بر تاریکی، جز رخوت و ناامیدی مخاطب، نتیجهای در پی دارد؟ نکته مهم این است که فیلم، دغدغهای زنانه دارد و بر چالشهای دختران تأکید میکند اما نباید فراموش کرد که در زمینه موسیقی و خوانندگی، با وجود همه محدودیتها، بسیاری از زنان در ایران مشغول فعالیتاند و صداهایشان شنیده میشود. فیلم اگرچه از ممنوعیت آوازخوانی زنان میگوید اما شاید در این انباشت از رنج و سرکوب، از واقعیت پویای جامعه امروز ایران فاصله گرفته است.

تقصیرِ کیست؟
واکاوی سهلایه سرنوشت (فرد، خانواده، جامعه)
برای تحلیل سرنوشت ستی، نباید تنها به یک عامل بسنده کرد. واقعیت این است که سرنوشت آدمها محصول درهمتنیدگی چند لایه است. لایه نخست، خود فرد است. کنشگریاش، رفتارش، آرزوها و امیالش. ستی دختری است با اراده و پشتکار که برای رسیدن به خواستهاش میجنگد اما این کنشگری او بهتنهایی کافی نیست. لایه دوم، نهاد خانواده است، بستری که فرد در آن بزرگ میشود. پدری در کار نیست و این غیاب، خلأیی عاطفی و حمایتی در زندگی ستی ایجاد میکند. لایه سوم، بستر زیستِ اجتماعی و فرهنگی است، قوانین، نهادها و فضای حاکم بر جامعه. قوانینی که محدودیت ایجاد میکند، فضای سرد و تبعیضآمیزی که امکان رشد را از بسیاری از استعدادها میگیرد. نباید این لایهها را از هم جدا دید. وقتی فردی در خانوادهای نابهسامان بزرگ میشود، در جامعهای که فرصتهای برابر در اختیارش نمیگذارد و خود نیز از حمایت روانی و عاطفیِ کافی برخوردار نیست، طبیعی است که مسیر او به شکست و سرخوردگی ختم شود. اما این شکست، حاصلِ کمکاری هر سه لایه است، نه صرفاً تقصیر یک گروه یا نهاد. نمیتوان متعصبانه فقط یک طرف را مقصر دانست و از نقش سایر عوامل غافل شد.
حمیرا؛
مادری که خود نیز قربانی «بیداد» است
در میان این لایهها، شخصیت مادر ستی، حمیرا، شاید پیچیدهترین چهره فیلم باشد. او زنی است که تلاش میکند مادر خوبی باشد اما کافی نیست؛ او به الکل پناه برده و این نشان از نسل سرکوبشدهای دارد که خواستهاش را در بطریهای مشروب غرق کرده. حمیرا نه یک شخصیت کاملاً شرور که بازمانده ساختاری بیمار است. او آنقدر در لاک انزوای خود فرو رفته که حتی وقتی ستی را میبرند، مست است و متوجه نمیشود. این غفلت مادرانه، ریشه در بستری دارد که برای او نیز هیچ پناهی جز خمار بودن باقی نگذاشته است. بنابراین، سرخوردگی ستی را نمیتوان تنها به گردن حمیرا انداخت؛ او نیز حلقهای از زنجیرهای است که نهاد خانواده و جامعه، هر دو در شکلگیری آن نقش داشتهاند.

جسارت روایت تا کجا میتواند پیش برود؟
فیلم «بیداد» با تمام جسارتش، در دام همان یکسویهنگری میافتد که از آن انتقاد میکند. با سیاهنمایی مطلق، مخاطب را به انزوا و ناامیدی میکشاند و از او سلب امید میکند. درحالیکه سینمای متعهد، نه با سیاهنمایی محض که با روایتی متوازن میتواند هم واقعیت محدودیتها را نشان دهد و هم امید به تغییر را زنده نگه دارد. ارزش «بیداد» بیشک در جسارت آن است، در به تصویر کشیدن بخشهایی از زندگی که جایی در سینمای رسمی نداشته است اما ارزش یک اثر هنری، فراتر از جسارت سیاسیاش، در تواناییاش برای روایت متوازن و عمیق از انسان و جامعه است، روایتی که هم رنج را ببیند و هم امید را؛ هم محدودیت را به تصویر کشد و هم مقاومت را؛ هم سیاهی را نشان دهد و هم نورِ امکانِ تغییر را. سرنوشت دخترانی چون ستی، نه فقط در تقابل با قانون، که در تقابل با غفلت خانواده، بیتفاوتی جامعه و انفعال خود فرد رقم میخورد و تا زمانی که این لایهها به تعادل نرسند، جستجو برای «صدای گمشده» همچنان ادامهدار خواهد بود.
✍ به قلم دکتر پگاه روشان، جامعهشناس و منتقد فیلم و سریال








