به گزارش متادخت، در دنیای امروز، اداره جامعه و حل بحرانهای انباشته، دیگر صرفاً با بخشنامههای دولتی و تصمیمگیریهای پشت درهای بسته امکانپذیر نیست. بسیاری از کارشناسان معتقدند تا زمانی که یک پیوند واقعی میان حاکمیت و بدنه زنده جامعه شکل نگیرد، چالشهای کلان لاینحل باقی میمانند. در حاشیه رویداد «همآرا»، فرصتی دست داد تا با سرکار خانم دکتر فهیمه فرهمندپور؛ رئیس شورای فرهنگی، اجتماعی زنان و خانواده شورای عالی انقلاب فرهنگی و از حامیان این رویداد به گفتگو بنشینیم و از این بپرسیم که چطور رویدادهای همافزا و ظرفیتهای مردمی میتوانند موتور محرک حل مسائل کشور باشند.
- خانم دکتر، از همین نقطه شروع کنیم؛ در رویدادی مثل «همآرا» گردهم آمدهایم که تمرکزش بر همافزایی، اتصال حلقههای مختلف و حل مسئله شهری با رویکرد خانواده محور است. به عنوان مقدمه، چرا امروز اصرار داریم که حل مسائل حاکمیتی لزوماً باید از دل چنین بسترهایی عبور کند؟
ببینید، تجربه دهههای گذشته به ما نشان داده که پیچیدگی مسائل کشور به قدری زیاد شده که هیچ ساختار اداری یا نهاد حاکمیتی به تنهایی قادر به درک کامل، فرمولبندی و در نهایت حل آنها نیست.
اما واقعیت این است که حاکمیت بدون اتصال پیوسته به زیستجهان واقعی مردم، دچار نوعی تاخیر در واکنش به بحرانها میشود. رویدادهایی از جنس همآرا دقیقاً برای شکستن همین دیوارهای نامرئی است. وقتی ما دغدغهمندان، متخصصان، فعالان میدانی و افراد جامعه را در یک فرآیند همافزا دور هم جمع میکنیم، مسئله دیگر انتزاعی نیست؛ عینی و قابل حل میشود.
- برخی منتقدان معتقدند که سپردن مسائل کلان به بستر مردمی یا رویدادهایی از این دست، نوعی سادهانگاری است و در نهایت این ابزارهای حکمرانی، بودجه و قانونگذاری هستند که حرف آخر را میزنند. پاسخ شما به این نگاه چیست؟
من اصلاً منکر جایگاه قانونگذاری و تخصیص منابع نیستم، اما سوال من این است: منابع و قوانین را برای چه کسی و با کدام ابزار میخواهیم پیاده کنیم؟ عمیقترین ایدهها و کارآمدترین راهکارها زمانی متولد میشوند که ذینفعان واقعی پای کار باشند.
مردم تماشاچیان صحنه اداره کشور نیستند؛ آنان صاحبان اصلی این جغرافیا هستند. وقتی از ظرفیت مردمی صحبت میکنیم، منظورمان یک شعار تزئینی نیست؛ صحبت از نبوغ جمعی، تابآوری اجتماعی و تجربههای زیستهای است که در هیچ پژوهشگاه یا اتاق در بستهای کشف نمیشود. اگر حاکمیت بتواند نقش «تسهیلگر» و «شنونده فعال» را بپذیرد و اجازه دهد ابتکار عمل به دست شبکههای مردمی بیفتد، خواهید دید مسائل زیادی که مدت ها معطل ماندهاند، با کمترین هزینه و پایدارترین روشها برطرف میشوند.
- به عنوان پرسش پایانی، چشمانداز شما از تداوم این مسیر چیست؟ پیام اصلی شما به تصمیمگیران و همچنین به مردمی که شاید گاهی دچار رخوت یا ناامیدی از امکان تغییر میشوند، چیست؟
پیام من این است که کلید گشایش گرههای عدیده کشور در جیب هیچ شخص خاصی نیست؛ این کلید در دستان به هم پیوسته خود ماست. به آحاد جامعه و نخبگان میگویم نباید منفعل شد؛ تغییرات ماندگار همیشه از پایین به بالا و از دل همگراییهای خودجوش و صبورانه آغاز شده است. حضور در چنین فضاهایی، تمرینِ بازیگری مؤثر در سرنوشت کشور است و من افق این مسیر را روشن و زنده میبینم.








