به گزارش متادخت، تمام بدنش درد میکند، به زور آب دماغش را بالا میکشد، اگر مواد به بدنش نرسد، میمیرد! کلافه و خسته مانند مرغ پرکنده خودش را به در و دیوار میکوبد، حتی نای دزدی کردن هم ندارد. اگر هم چیز بدزدد حتما دستگیرش میکنند. تلوتلو میخورد و روی زمین میافتد، باید از یکی به زور هم شده پول بگیرد اما از چه کسی؟ مادر و پدرش که دق کردند و مردند، خواهر و برادرش هم برای این که از دستش خلاص شوند خانه و زندگیشان را فروختند و رفتند جایی که دستش هم به آنها نرسد.
گوشه خیابان مینشیند. به سختی نفس میکشد، نگاهی به اطراف میاندازد. چشمش روی صورت دختری جوان و زیبا میخکوب میشود. باورش نمیشود! خودش است ساغر! فکری به مغزش میرسد. به سختی از جایش بلند میشود. خیابان را رد میکند و خودش را جلوی ماشین ساغر میاندازد. دختر به زحمت ترمز میکند و از ماشین پیاده میشود.
- چیکار میکنی آقا؟ داشتم میزدم بهت!
به صورت دختر خیره میشود، ساغر چشمانش را جمع میکند انگار خاطرهای از جلوی چشمانش رژه میرود.
- آریا؟
- ساغر کارت دارم بزار در ماشینو باز کنم بشینم.
ساغر با تردید به او نگاه میکند…
- برو کنار مزاحم نشو!
- به خدا قصد مزاحمت ندارم بذار حرفم بزنم.
ساغر مردد میماند.
- برو تو اون پارک، منم الان ماشینو پارک میکنم میام ببینم چی میگی!
آریا روی صندلی نشسته است که سرو کله ساغر پیدا میشود.
- زود بگو کار دارم.
- بشین بذار حرف بزنیم.
- من حرفی ندارم زود بگو یه موقع کسی منو با تو میبینه.
آریا نفسی تازه میکند.
- تو منو بدبخت کردی اگر من الان تو این وضعیتم بخاطر توئه، اگر نامزدیمون رو بهم نزده بودی الان حال و روز من این نبود…
- حرف الکی نزن! تو همون موقع هم مواد میکشیدی، بخاطر همین هم نامزدی ما بهم خورد، حالا هم منو کشوندی اینجا این حرفا رو بزنی؟
- نه! من اون انگشتر و دستبندی که برات خریده بودم رو میخوام، بهم پسش بده!
- برو بابا تازه یادت افتاده، برو خدا روزیتو جای دیگه حواله کنه!
آریا به زحمت از جایش بلند میشود.
- باید اونا رو پس بدی وگرنه میرم ازت شکایت میکنم!
- هر کاری میخوای بکنی، بکن. بعد 3 سال اومده ادعای بیخود میکنه!
پیوست:
ماده 1037 قانون مدنی: هر یک از نامزدها میتوانند در صورت به هم خوردن وصلت منظور، هدایایی را که از طرف دیگر یا ابوین او برای وصلت منظور داده است مطالبه کند. اگر عین هدایا موجود نباشد مستحق قیمت هدایا خواهد بود که عادتاً نگاه داشته میشوند مگر این که هدایا بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده باشد.
ماده 1037 قانون مدنی: مدت زمان دعاوی ناشی از بهم خوردن وصلت منظور 2 سال است و از تاریخ بهم خودن آن محسوب میشود.









