به گزارش متادخت، فرزندپروری بدون شک یک مسئولیت مشترک و مساوی میان پدر و مادر است اما واقعیت آن است که تساوی همیشه به معنای عدالت نیست. هر تقسیم نقشِ مساوی، در عمل منجر به عدالت نخواهد شد. عدالت واقعی آن است که هر والدی مطابق با تواناییها و مهارتهای خود در پذیرش مسئولیت فرزند سهم فعالی داشته باشد. عدالت در این عرصه، نیازمند بازتعریف نقشها و فرهنگسازی عمیقی است که والدِ پدر را نیز همسو با مادر در مسیر پرچالش دستیابی به هویت والدگری همراه کند. این همسویی، فراتر از حمایت فیزیکی صِرف، به همراهی عاطفی و درک متقابلی نیاز دارد که گاه تأثیری شگرفتر از هر کمک مادی دارد.
تغییر هویت از «مردانگی» به «پدرانگی»؛ سفری که دیرتر آغاز میشود
یکی از مهمترین چالشها در این مسیر، تفاوت بنیادین در سرعت تحول هویتی دو والد است. برای زنان، تغییر هویت از یک زن به یک مادر، فرآیندی غریزی است که نقطه شروع آن زمان بارداری است. البته در اینجا باید به یاد داشت که دختران حتی در بازیهای کودکی خود، پذیرنده نقش مادر هستند؛ برای عروسک خود غذا درست میکنند، عروسک را میخوابانند و از او مراقبت میکنند. چنین هویتی در زمان باردای از حالت بالقوه به بالفعل تبدیل میشود. زن نُه ماه با جنین خود زندگی میکند، تغییرات هورمونی را تجربه میکند، صدای قلب جنین را میشنود، تکانهای او را حس میکند و از لحظه مثبت شدن آزمایش بارداری، خود را برای نقشی تازه آماده میکند. چنین تجربیاتی مغز زنان را دستخوش تغییرات ساختاری و عملکردی عمیقی میکند تا او را برای نقش مادری آماده سازد.
اما برای مردان، قصه به گونهای دیگر رقم میخورد. تغییر هویت از مردانگی به پدرانگی، سفری است که ممکن است سالها به طول انجامد و شاید هرگز به سرانجام نرسد. اوج احساس پریشانی و گمگشتگی در پدران، نه در دوران بارداری بلکه ۴ تا ۶ هفته پس از زایمان است؛ زمانی که واقعیت پدر شدن خود را نشان میدهد. یا شاید این بلوغ در بعضی مردان وقتی اتفاق بیافته که فرزندشان اولین بار کلمه «بابا» را بر دهان جاری میکنند. این تأخیر در درک هویت پدری، ریشه در عدم تجربه زیسته بارداری و فقدان الگوهای فرهنگی مشخص دارد.

برخلاف مادران که طبیعت مسیر را برایشان هموار میکند، پدران برای پرورش غریزه پرستاری خود نیازمند «تمرین» و «تماس فیزیکی» مداوم با نوزاد هستند. تحقیقات عصبشناختی در دانشگاه پرینستون نشان میدهد که حمل و در آغوش گرفتن نوزاد برای ساعات طولانی، مغز پدران را با نوزادشان هماهنگ میکند و نواحی مرتبط با پیشبینی وقایع و تفکر را تقویت مینماید. به بیان دیگر، پدر شدن یک رویداد آنی نیست بلکه فرآیندی تدریجی است که در بستر مراقبت و ارتباط مداوم شکل میگیرد.
پذیرش نقش پدری؛ از نانآوری تا مسئولیت عاطفی
پذیرش نقش پدری در نسلهای گذشته عمدتاً به تأمینکنندگی مالی محدود میشد. جمله آشنای «بابا نان داد» تصویری کلیشهای از هویت پدر ارائه میداد که وظیفهاش تأمین معاش است و بس؛ اما جهان امروز، جهان مشارکت فعالانه پدران در تمام ابعاد فرزندپروری است.
وظایف پدر مدرن را میتوان در چهار حوزه اصلی خلاصه کرد:
- ارائه حمایت مالی: اگرچه این نقش همچنان مهم است اما دیگر نقش انحصاری و مختص مردان نیست. بسیاری از زنان همسو و دوشادوش مردان در جهت تامین معاش زندگی گام برمیدارند.
- ارائه حمایت عاطفی: پدری که گوش شنوا و قلبی مهربان برای همسر و فرزندش دارد، پدری که جملات درست را در موقعیتهای درست به کار ببرد، پدری که سلامت روان را برای خانه تامین کند و…
- ارائه مراقبت مستقیم: از تعویض پوشک تا شب بیداری و آماده کردن غذا. مراقبت فیزیکی تنها وظیفه مادران نیست. تک تک رسیدگیهای فیزکی به نوزاد میتواند به طور موازی توسط والد مادر و پدر انجام شود و چه بسا در بسیاری از وظایف از جمله خواباندن، غذا دادن و… مردان موفقتر وارد عمل شوند.
- ایجاد قوانین و مرزها: پدر به عنوان الگویی برای نظم و مسئولیتپذیری میتواند با رفتار خود، الگوی مناسبی برای تربیت فرزند باشد و بار خطیر تعلیم و تربیت به تنهایی بر دوش مادر نباشد.
مهمترین نکته در پذیرش این نقشها، «حضور فعالانه» در مقابل «حضور منفعل» است. پدری که ساعاتی طولانی در خانه حضور دارد اما مدام مشغول تماشای تلویزیون یا کار با گوشی هوشمند است، هرگز نمیتواند نیاز عاطفی فرزندش را تأمین کند. حضور فعال یعنی مشارکت در بازی، کمک به تکالیف، گفتگو و همدلی که حتی اگر کوتاه است اما مفید و ثمربخش باشد.
لزوم مشارکت مردان؛ از خانه تا قانون
مسئولیتپذیری مردان در تربیت فرزند و کار خانگی، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت اجتماعی است. مطالعات نشان میدهد کودکانی که پدرانشان زمان بیشتری را با آنها میگذرانند، از اعتماد به نفس بالاتر، مهارتهای اجتماعی قویتر و موفقیت تحصیلی بیشتری برخوردارند و احتمال میرود این کودکان کمتر دچار آسیبهای اجتماعی شوند.

در این میان، «مرخصی پدر» به عنوان یک ابزار قانونی و فرهنگی کلیدی مطرح میشود. در ایران، قوانین مرخصی زایمان برای مادران ۹ ماه (و برای چند قلوها ۱۲ ماه) تعیین شده است اما نکته جالب توجه اینکه مرخصی زایمان تنها مختص مادران نیست و پدران نیز میتوانند از این نوع مرخصی استفاده کنند. اگرچه جزئیات آن در قوانین ایران چندان پررنگ نیست اما در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، مرخصی پدری یک حق مسلم و ابزاری برای تشویق مشارکت برابر در والدگری است.
فرهنگسازی در پدری کردن؛ بازتعریف الگوهای سنتی
الگوی «زن خانهدار و مرد نانآور» که قرنها بر خانوادههای ایرانی حاکم بود، امروزه دستخوش دگرگونی عمیقی شده است. با ورود زنان به عرصههای اجتماعی و اقتصادی و افزایش سهم آنها در تأمین هزینههای خانواده (از کمتر از ۳۳ درصد به بیش از ۶۰ درصد در چند دهه اخیر)1 ، نقش مردان نیز ناگزیر از تغییر شده است. این دگرگونی در بستر زندگی، نیازمند هویتیابی تازهای برای پدران و مادران است. متأسفانه فرهنگسازی نسلهای گذشته در این زمینه بسیار ضعیف بوده است. پسران معمولاً با کمترین ارتباط با کودکان و نوزادان بزرگ میشوند و مهارتهای مراقبتی و پرورشی در آنها تقویت نمیگردد. با این حال، پدران امروزی با وجود همه کاستیها، نقشی پررنگتر از نسلهای قبل در والدگری ایفا میکنند. آنها دیگر از تعویض پوشک یا آماده کردن شیشه شیر خجالت نمیکشند و حضور در جلسات مدرسه یا مطب پزشک اطفال را وظیفهای صرفاً مادرانه نمیدانند. اگر به کلاسهای «آمادگی برای پدر شدن» و جلسات مشاوره سری بزنیم، حضور پدران آگاه که طالب مشارکت و آگاهی بیشتر هستند، جلب توجه میکند اما واقعیت آن است که این تعداد کافی نیست.
حمایتگری فیزیکی و عاطفی؛ ستونهای عدالت در والدگری
اگر حمایت کافی باشد، نقش والدگری مادر نیز میتواند چالشها و مشکلات را راحتتر حل کند و بار مسئولیت را به تنهایی بر دوش نکشد. این حمایت دو بُعد اصلی دارد:
حمایت فیزیکی شامل مشارکت در کارهای خانه، مراقبت شبانه از کودک، خرید، آشپزی و سایر وظایف عملی است. با توجه به اینکه مردان ساعت زیادی را برای کار در خارج از منزل سپری میکنند، بسیار طبیعی است که عدم حضور آنها در بسیاری از مواقع مانع از تحقق حمایت فیزیکی خواهد شد؛ اما آنچه شاید مهمتر و تأثیرگذارتر باشد، حمایت عاطفی است. واقعیت غیر قابل کتمان آن است که حضور و حمایت عاطفی پدر به معنای در دسترس بودن، توجه کردن، ابراز محبت و همدلی به صورت فعالانه است. وقتی فرزند ناراحت است، پدر باید نقش خود را ایفا کند و به این احساس احترام بگذارد و با او همدلی کند. وقتی همسر خسته و درک نشده است، نقش پدر در بازگردان آرامش به محیط خانه بسیار تعیین کننده است. پدران اگر چه حضور فیزیکی کم در خانه دارند اما در همان زمان کم هم باید تلاش کنند با حمایت عاطفی، حمایت زبانی و ایمن کردن فضای خانه، برای همسر و فرزندان آرامش به ارمغان بیاورند. پدری که در عین خستگی، فرزند را به پارک می برد تا مادر فضای شخصی خود را داشته باشد و بتواند تمدد اعصاب کند، قطعا لطف بزرگی در حق همسر، فرزند و مهمتر از همه در حق خودش کرده است، چراکه با گذران وقت با فرزند، سبب ارتقای هویت خود و فرزندش میشود و رابطهای منسجم و قوی در آینده میان خود و فرزندش را شکل میدهد.
این همدلی که در روابط زوجین مصداق دارد، زمانی معنا مییابد که پدر بتواند بدون قضاوت، به نگرانیهای همسرش گوش دهد و او را درک کند. بسیاری از مادران جوان، نه از خستگی فیزیکی که از تنهایی عاطفی و احساس نادیده گرفته شدن رنج میبرند. آنها با به دنیا آمدن فرزند روابط اجتماعی، شبکه دوستان، رفت و آمد و بسیاری از روتینهای زندگی خود را حداقل در دو سال اول تولد نوزاد از دست میدهند، چیزی که برای مردان رخ نمیدهد.
نقش مرخصی زایمان در تحقق عدالت والدگری
مرخصی زایمان ۹ ماهه در ایران، اگرچه گامی مثبت در حمایت از مادران شاغل است اما باید توجه داشت که این مرخصی تنها بخشی از معادله عدالت در والدگری را حل میکند. بر اساس قانون، مادران میتوانند با حفظ حقوق و مزایا، ۹ ماه از خدمت مرخصی بگیرند و حداقل سه ماه آن باید پس از زایمان باشد. همچنین مادران شاغل حق استفاده از مرخصی شیردهی (نیم ساعت پس از هر سه ساعت کار) را تا پایان دو سالگی فرزند دارند .
اما سؤال اینجاست: آیا مرخصی زایمان برای پدران نیز به همین اندازه جدی گرفته میشود؟ آیا پدران تشویق میشوند که در هفتهها و ماههای اولیه زندگی کودک، در کنار همسر خود باشند و بار مراقبت را تقسیم کنند؟
تحقیقات نشان میدهد که وقتی پدران در مرخصی به سر میبرند و زمان بیشتری را در خانه میگذرانند، نه تنها رابطه عمیقتری با فرزندشان برقرار میکنند بلکه سلامت روان مادر نیز بهبود مییابد و احتمال بروز افسردگی پس از زایمان کاهش پیدا میکند. در اینجا شاغل بودن یا خانهدار بودن مادر، تفاوتی در مثمر ثمر بودن حضور پدر ندارد. پدری که برای خانواده مفید باشد میتواند زن را به حد بالایی از سلامت روان سوق دهد، چه زن شاغل و چه زن خانهدار که هر کدام نیازهای جداگانه خود را میطلبند.

نتیجهگیری؛ به سوی پدریِ همدل و همسو
تغییر نقش پدران امروزی، از نانآوری صِرف به مشارکتکنندهای فعال و همدل، یک تحول اجتنابناپذیر در مسیر تکامل خانواده مدرن است. پدر امروزی میتواند خطا کند، گریه کند، در خانه بماند و از کودک مراقبت کند، بدون آنکه از مردانگیاش کاسته شود. آنچه نیاز داریم، فرهنگسازی گستردهای است که پدران را برای پذیرش این نقشهای تازه آماده کند. آموزش مهارتهای والدگری در مدارس، ترویج مرخصی پدری در قوانین کار و بازتعریف الگوهای رسانهای از پدر ایدهآل، میتواند به تحقق این هدف کمک کند.
عدالت در فرزندپروری زمانی معنا مییابد که هر دو والد، فرصت برابر برای تجربه شیرین والدگری و مسئولیت برابر برای پذیرش چالشهای آن داشته باشند و این مهم، جز با همدلی، همسویی و حمایت متقابل میسّر نیست.
فهرست منابع:
- amar.org
- بهرامی، منصور (مهر 1385)، پدر و مادر بودن مشکل است!، روانشناسی جامعه، شماره 36، صص 48-50
- بهزادی پور، ساره، نقش پدران در فرزندپروری، مجله پزشکی سلامت ایرانیان آمریکا (سیب SEEB)، 3 خرداد 1402
- کاری، محمد (مهر 1366)، پدر و مادر بودن، پیوند مهر، صص 8 و 9
- موسوی، سیده فاطمه (1399)، خستگی پدر و مادر از مسئولیتهای فرزندپروری در خانوادههای شهر تهران: نقش همکاری پدران و مادران در انجام کارکردهای پدر و مادری، فصلنامه مشاوره و روان درمانی خانواده، سال دهم، شماره 1، صص 271–298
✍🏻 به قلم دکتر پگاه روشان، جامعهشناس فرهنگی








