به گزارش متادخت، تحملش را نداریم، اما میارزد اگر بتوانیم انجامش دهیم. یک تجربه خاص از کنار گذاشتن و دل کندن و البته رشد است؛ آن هم در هفت شبانهروز. وسایل لازم؟ مقدار فراوانی اراده، یک عدد گوشی همراه و یک حساب اینستاگرامی که باید به صورت موقت و از داخل خود برنامه، غیرفعال یا همان دیاکتیوش کنیم.
روز اول: وقتی هنوز از خواب بیدار نشدهای
روز اول، سختترین روز است. صبح، وقتی هنوز کامل بیدار نشدهای، دستت ناخودآگاه میرود سمت گوشی؛ حرکتی که از حافظه عضلانی میآید نه از تصمیمی آگاهانه. برنامه را باز میکنی اما خبری از صفحهات نیست. چند ثانیه مکث. مرور تصمیم. و شوکه شدن. یعنی واقعا قرار است هفت روز از دنیا و آدمهایش بیخبر باشیم؟!
چه باید کرد؟
هفته عجیبوغریبت با یک تصمیم ساده شروع میشود. روزهای اول واقعا کلافهکنندهاند؛ نه بهخاطر کمبود خبر یا عکس، چون اینها را از جاهای دیگر هم میشود دید، بلکه چون مغز به الگوریتم پاداشهای سریع عادت کرده است: لایک، نوتیفیکیشن، اسکرول. انگشتها برای ورود به این فضای پرزرقوبرق قلقلک میشوند.در این مرحله چه باید کرد؟ اول از همه آرامشتان را حفظ کنید و دستپاچه نشوید. شما شبیه کسی هستید که به مادهای اعتیاد دارد و حالا تشنه مصرف محتواهایی شده که هر روز میدیده است. برای رفع این تشنگی، حواستان را پرت کنید؛ به هر کاری که از انجامش لذت میبرید. سلیقهها متفاوت است، اما بیقراریها طبیعیاند. چون پژوهشی با عنوان «اثر قطع کوتاهمدت شبکههای اجتماعی بر خلقوخو و تمرکز» نشان میدهد که در چند روز اول دوری از اینستاگرام، میل شدید به بازگشت و افت موقتی تمرکز دیده میشود؛ نشانهای از سازوکار عادت، نه ضعف اراده.
روز دوم و سوم: زمان همچنان کش میآید
روز دوم و سوم، زمان دچار کشش میشود. انگار همهچیز بیشتر از حد معمول طول میکشد؛ حتی مسیر خانه هم بلندتر به نظر میرسد. این کش آمدن، نشانهای است از جابهجایی وضعیت ذهنی: مغز از حالت تحریک دائمی فاصله میگیرد. هرچند هنوز بیقراری هست، اما ذهن آرامآرام از شلوغی فاصله میگیرد.
روز چهارم: پنجرهای که به نور باز میشود
با رسیدن به روز چهارم، ورق برمیگردد. خبری از اتفاق انفجاری یا دراماتیک نیست، اما شبیه باز شدن پنجرهای کوچک به سمت نور است. اضطرابی که نامرئی اما مداوم بود، کمتر میشود. علم هم این تغییر را دیده است. در مطالعهای با عنوان «سمزدایی یکهفتهای از شبکههای اجتماعی و بهبود رفاه روانی»، یک کارآزمایی کنترلشده نشان داد شرکتکنندگان پس از یک هفته دوری از اینستاگرام، کاهش اضطراب و افسردگی و افزایش احساسات مثبت را تجربه کردند؛ و نکته مهم این بود که این اثرات بعد از عبور از روزهای سخت اول ظاهر شدند.
عزتنفستان را پیدا کنید
وقتی این مرحلهها را پشت سر میگذارید، ادامه مسیر آسانتر میشود؛ چون شاخ بزرگترِ غول اعتیاد شکسته شده است. به نیمه هفته که میرسید، مقایسهها کمرنگتر میشوند. دیگر تصویرهای بیوقفه از زندگیهای همیشهخوب جلوی چشمتان نیست. مقایسه زندگی واقعی با نسخههای ویرایششده دیگران کمتر میشود و در نهایت، خودتان واقعیتر به نظر میرسید.مطالعهای درباره «رابطه استفاده از شبکههای اجتماعی با تصویر بدن» نشان داده کاهش مواجهه با محتوای مقایسهبرانگیز، باعث بهبود تصویر بدن، افزایش عزتنفس و خودپذیری، بهویژه در نوجوانان و جوانان میشود.
روز پنجم و ششم: زمان آزاد میشود
روز پنجم و ششم، زمان آزاد میشود؛ همان زمانهایی که بیسروصدا از دست میرفتند. خواب بهتر میشود، تمرکز بالا میرود و توانایی مطالعه عمیقتر و پایدارتر برمیگردد. کارها معنا و عمق پیدا میکنند. اینها صرفا حس شخصی نیستند. در مطالعه «کاهش استفاده از شبکههای اجتماعی و پیامدهای آن بر سلامت جوانان» نشان داده شده محدودسازی مصرف اینستاگرام با کاهش معنادار اضطراب، نشانههای افسردگی و اختلال خواب همراه است.در ادبیات پژوهشی، به این فاصله «سمزدایی دیجیتال» میگویند؛ نه به معنای حذف همیشگی، بلکه تنظیم رابطه با فضایی که استفاده از آن از کنترل خارج شده است. مرور پژوهشی «سمزدایی دیجیتال و کارکردهای شناختی» توضیح میدهد کاهش تحریک مداوم صفحه نمایش میتواند تمرکز، رضایت از زندگی و کیفیت حضور ذهن را بهبود دهد.
روز هفتم: به خودمان برمیگردیم
و روز آخر، تجربه کامل میشود. گوشی همان گوشی است و دنیا همان دنیا، اما چیزی در شما تغییر کرده است. هفت روز بدون اینستاگرام قرار نیست وعده خوشبختی بدهد و علم هم چنین ادعایی ندارد؛ اما طبق شواهد، این فرصت کوتاه مثل یک زنگ تفریح برای مغز عمل میکند: فرصتی برای نفس کشیدن، خواب عمیقتر و دیدن خودمان بدون آینه مقایسه.و شاید مهمترین دستاورد این هفت روز همین باشد؛ اینکه یاد بگیریم همیشه وصل بودن، بهمعنای زندهتر بودن نیست و گاهی فاصله گرفتن، تنها راه برگشتن به خود است.
منبع: فارس









