هر چند در ظاهر مسئولیت مالی خانواده بر دوش بانوان نیست، این روزها فشارهای مضاعف برای محدود کردن هزینهها و مدیریت امور مالی موجب شده تا هزینههای روحی و روانی زنان بیش از گذشته در سکوت شکل بگیرد.
به گزارش متادخت، از ابتدای امسال موج گرانیها به دیوار بتنی بین خانوادهها و نیازمندیهایشان تبدیل شده است. محدود شدن سبد خرید، فراموش کردن بسیاری از کالاها، کم کردن سفر و سرگرمی، محدود کردن خرید لباس، ناتوانی در پسانداز کردن، کوچک کردن خانه به دلیل اجاره بها و در مقابل تقاضاهای رو به رشد فرزندان موجب شده تا مادران و زنان در تنشهای مداوم گرفتار شوند. این موضوع که به نظر میرسد به دلیل بافت جامعه، تعدد نقشها و انتظار از یک زن در خفا باقی مانده است، در حالی است که ناراحتیهای روحی و روانی و جسمی متعددی در گفتگو با بانوان شنیده میشود که از قضا رو به افزایش و نگران کننده است.
از دندان قروچه تا قرصهای آرامش بخش
اضطراب مالی در وضعیتی است که بافت سنتی خانوادهها، زنان را مسئول مدیریت امور مالی میدانند. گویی قرار است تمامی کم و کاستی ناشی از تورم و گرانی با مدیریت بهینه آنها، صرفه جوییهای مداوم و جانمایی صحیح پول، خانواده را همواره سرحال و شاد نگه دارد و آب در دل کسی تکان نخورد. هر چند این روزها نان آور در بیشتر خانوادهها فقط مردان نیستند اما اگر زنان هم کار کنند همچنان تعبیر مدیر مالی برای زنان استفاده میشود و حتی مردی که وضعیت درآمدی خوبی دارد به تعبیر عرفی جامعه با سهل انگاری یک زن میتواند هر چه دارد از دست بدهد یا بالعکس.
- یکی از شهروندان میگوید گرانیها و نامشخص بودن وضعیت آینده موجب شده تا ناخواسته برخی مشکلات جسمی و روحی پیدا کند. به طوریکه مرتب دندانهایش را به هم فشار میدهد و شبها خواب راحتی ندارد. عرق میکند و گاهی در تنهایی گریه میکند. چندبار خواسته با همسرش صحبت کند اما او طوری وانمود کرده که اینها فقط بهانه برای خواستن پول بیشتر است.
- شهروند دیگری میگوید از ترس مسائل مالی و نیازهای بچهها مدام دچار اضطرابم و هیچ خریدی را راحت انجام نمیدهم. نمیدانم هر روز چه غذایی بپزم که کمترین هزینه را داشته باشد. قلبم در هر فیش و هر قبضی که به خانه مربوط میشود تیر میکشد. همسرم خیلی بیخیالتر از خود من است. همه چیز گران شده اما درآمد همسرم تغییر چندانی ندارد و او بار مسئولیت همه چیز را به من تحمیل میکند.
این اظهارات در حالی است که بعد از آغاز سال جدید و تجربه جنگ، استفاده از داروهای آرامش بخش با افزایش همراه بوده در حالی که به دلایلی از جمله تخصیص ارز داروهای اعصاب و روان با کمبود و افزایش قیمت هم همراه بود.
خط خوردن مداوم لیست خرید
شهروند دیگری میگوید با گرانیهای قابل توجه چند ماه اخیر مادرها بیشتر در معرض آسیب هستند چرا که از آنها انتظار میرود حواسشان به همه چیز باشد. در حالی که با این گرانیها خیلی از مواد غذایی را نمیتوان تهیه کرد. نمیتوان مثل گذشته مرتب لباس خرید و باید بسیاری از هزینههای مختلف را محدود کرد تا پول برای غذا و اجاره خانه بماند؛ یا کیفیت همه چیز را پایین آورد تا بتوان تا آخر ماه دوام آورد. واقعا وضعیت سختی است و در نهایت نق زدن بچه ها بر سر مادران است. وی اضافه کرد: مردها در چنین شرایطی عصبیتر میشوند و نمیتوانند همه را کنترل کنند به همین دلیل انتظار دارند پولی که به خانه میآورند مثل گذشته برای همه چیز کافی باشد و کسی اعتراض نکند و این زن ها هستند که باید آن را مدیریت کنند.
او که مادر دو فرزند است؛ ادامه داد: مادرها از طرفی تقاضای بچهها را باید مدیریت کنند و از طرفی محدودیت مالی همسرشان؛ که نتیجهاش میشود اضطراب و افسردگی. اما حتی قادر نیستی اعتراض کنی و خود این اعتراض بهانه تلقی میشود.
همچنین مادر خودسرپرستی میگوید: با گران شدن همه چیز خرید بسیاری از کالاها را به کل متوقف کردم. نمیتوانم مهمان به خانه دعوت کنم و به همین دلیل خجالت میکشم جایی هم مهمانی بروم. دو دختر دارم که هزینه ماهانه لوازم بهداشتی آنها را نمیتوانستم تامین کنم به همین دلیل رک و راست به آنها گفتم بسیاری از چیزها را دیگر برایشان نمیخرم.
وی که دستفروشی میکند از اینکه چند ماه آینده باید قرارداد اجاره را تمدید کند به شدت مضطرب است. چرا که در این مدت نتوانسته پس انداز بکند و پولی برای رهن خانه کنار بگذارد.
این شهروند نگران است که با مشکلات جسمی که دارد چند سال بعد زمین گیر شود و دو فرزندش را نتواند تأمین کند. تنها امید او تحصیل دخترانش است که سالها طول میکشد که بتوانند کاری پیدا کنند و به درآمد خوبی برسند.
باید از خواستههای خودت بزنی
برخی بانوانی که با آنها به صحبت نشستیم مهمترین دلخوری خود را نادیده گرفته شدن عنوان میکنند. اینکه خواستههای آنها همیشه باید کنار گذاشته شود در غیر این صورت مادر و همسر خودخواهی هستند و شرایط طرف مقابل را درک نمیکنند.
شهروندی معتقد است برخی بانوان واقعاً برای نیازها خودخواه هستند اما بسیاری از زنان و مادران تلاش میکنند شرایط همسران خود را در نظر بگیرند و به نیازهای فرزندانشان بیش از خودشان توجه میکنند. به همین دلیل در بیشتر مواقع از خواستههای خودشان چشم پوشی میکنند و بیشترین قناعت را به هزینههای شخصی خودشان دارند.
باورهای غلط جامعه به مشکلات دامن میزند
این شهروند تاکید دارد که باورهای غلط در جامعه به مشکلات بانوان دامن میزند. به جای اینکه همکاری و همفکری در جامعه ترویج شود، مرتباً از زنان خواسته میشود که پولها را درست خرج کنند.
مطابق اظهارات این شهروند این مسئله حتی از سوی مادران به دخترانشان هم تاکید میشود. تا حدی که هرگونه خرج کردن پول القای ضرورت عذاب وجدان به زنان است.
با تشدید مشکلات مالی خانواده و بروز هر بحران این تنشها بیشتر هم میشود. تا جایی که حتی رسانه و سینما نیز زنان و مادران ایده آل را افرادی میدانند که به هر قیمتی حتی از دست دادن سلامت جسمی و روحی خود، خانواده را از بحران عبور دهند.
در شرایطی که در میانه یک بحران بزرگ اقتصادی ایستادهایم، مسئولیت خواهی افراطی از زنان میتواند در سالهای نه چندان دور عواقب جبران ناپذیری داشته باشد. آیا تدبیری برای این مسئله داریم؟
به قلم ونوس بهنود؛ خبرنگار اجتماعی








