به گزارش متادخت، ویدیویی که این روزها دست به دست میشود مادران عصبانی آمریکایی را نشان میدهد که در مراکز خرید لباسهای دختران و پسران را به دست گرفته و از تفاوت آن دچار شوک و ناراحتی هستند.
شاید در وهله نخست موضوعی که اشاره میشود چندان مهم نیست و شاید مدتهاست این مسئله وجود داشته و به تازگی اهمیت یافته است؛ اما واقعیت این است که به تعبیر مادران آمریکایی لباسهای دختران به مراتب تنگتر و کوتاهتر است و این مسئله پذیرفتنی نیست.
این مقایسه برای لباسهای کودکانی که زیر 5 سال سن دارند موجب شده این سوال به وجود بیاید که چه دلیلی پشت این تفاوت است؟
هر چند ممکن است در لباسهای بزرگسالان اعتراض به جنسیت زدگی بارها شنیده شده باشد. اما اینکه دختربچه یک ساله باید لباس کوتاهتری بپوشد حداقل برای مادر آمریکایی قابل قبول نیست.
تمرین عریانی به اسم زیباییِ بیشتر دختربچهها
ممکن است طراحان لباس کودک این موضوع را مطرح کنند که کوتاهی، تنوع رنگ و بازتر بودن لباسهای دختربچهها به دلیل زیبایی ظاهری و جذابیت آن است. اما اتفاقی که میافتد ایجاد تفاوت محسوس از سنین پایین در پوشاک دختر و پسر و اتفاقاً القای همین مفهوم است که دختران با لباسهای کوتاهتر و برهنهتر، زیباتر جلوه میکنند.

از طرفی این تفاوت موجب تغییر رفتارها و حرکات کودک نیز میشود. او قبل از اینکه بلوغ جنسی خود را تجربه کند، ادعای جنسیتی دارد و به دلیل رفتارهای عشوهگرانه با کراپ و شلوارکوتاه خود بیشتر مورد توجه و محبت قرار میگیرد.
درست در طرف مقابل پسر بچهها با لباسهای آزادتر و بلندتر میتوانند بدوند، بازی کنند و نیازی به محدود کردن حرکات فیزیکی خود نداشته باشند.
ترک عادت بعدها موجب مرض میشود
نوزادان و دختربچههایی که به سبک خاصی از لباس عادت کردهاند بعدها در مدارس دامنهای کوتاه به پا میکنند. حتی سیستم آموزشی نیز این تفکیک جنسیتی را با جدیت اعمال میکند. دختر بچهها مرتباً باید مراقب طرز راه رفتن، نشستن، خم شدن و بازی کردن خود باشند. جالب آنکه تربیت پسران برای تماشای جنسی دختران نیز به همین ترتیب شکل داده میشود.
در واقع دختران و پسران در منگنۀ اندیشه برابری توانمندی هر دو جنس که در ظاهر جامعه به آن معتقد است و تفکیک جنسیتی درلباس و پوشاک خود رشد میکنند و به سنین بالاتر میرسند.

بنابراین حتی در جوامعی که مقوله پوشاک اختیاری حاکم است، طنابهای ظریفی از اجبار به نوع خاصی از لباس پوشیدن به دست و پای دختران کشیده میشود.
در چنین جوامعی نیز این نگاه جنسیتی قربانیانی را به خود میبیند. به همین دلیل است که مادر آمریکایی امروز برای آینده فرزند خود فریاد میزند و اعتراض میکند.
نمیتوان همرنگ جماعت نشد؟!
اما مگر نه اینکه جامعه اختیاری برای انتخاب پوشش ایجاد کرده است پس این اعتراضها بیمعنی است؟ تجربه موجهای متعدد صنعت مد نشان میدهد که در برخی مواقع نمیتوان خلاف جهت جامعه گام برداشت. مد رایج قدرت عرض اندام، اعتماد به نفس، ذکاوت، مقبول واقع شدن و توجهپذیری را به افراد ارائه میدهد. در واقع این صنعت مد است که میخواهد به اجبار هم که شده تعریف یک سر و گردن بالاتر را به دنبال کنندههای خود القا کند. اما به تجربه اعتراض در مقابل مدهای غلط و مخرب هم بیتأثیر نبوده است. مادر آمریکایی سریعاً به یکی دو سانت کوتاهی لباس دخترانه اعتراض میکند. دلیل آن را میخواهد بداند و نسبت به تبعات لباسی که برای فرزندش تهیه میکند، احساس مسئولیت دارد. مادر آگاه گرفتار زور بازوی مد رایج نیست. میکوشد آگاهانه انتخاب کند و به جای تأثیرپذیری کورکورانه، خود تأثیرگذار باشد. باید منتظر ماند و دید اعتراض مادران آمریکایی به کجا میرسد و آیا صنعت مد نیز نسبت به مطالبه مردم احساس مسئولیتی دارد.
✍ به قلم ونوس بهنود، خبرنگار اجتماعی








