به گزارش متادخت، کتاب «ما هم جنگیدیم» که با تحقیقات محمد مهدی رحیمی و با قلم توانمند نرجس توکلی لشکاجانی به رشتهٔ تحریر درآمده است، پنجرهای رو به یکی از درخشانترین و در عین حال کمتر دیدهشدهترین ابعاد جنگ تحمیلی میگشاید: نقش محوری و پررنگ زنان در پشتیبانی خودجوش و مدیریت بحران در سطح جامعه.
این اثر، خاطرات واقعی زنانی را روایت میکند که در دل روستای ملارد، به رهبری شخصیتی کاریزماتیک به نام «شمسیخانم»، حماسهای از ایثار و همبستگی را رقم زدند؛ حماسهای که نه برآمده از دستورات کلان دولتی بود و نه اجبار، بلکه جوششی برخاسته از عشق به وطن و تعهد انسانی است.
شخصیت اصلی کتاب «شمسیخانم» که از دوران جوانی با برپایی کلاسهای قرآن، فضایی فرهنگی و اجتماعی برای زنان و کودکان فراهم آورده بود و بارها توسط ساواک تهدید شده بود، با آغاز انقلاب و سپس دوران جنگ، این توانایی مدیریتی خود را به کار گرفت تا روستای ملارد را به یکی از قطبهای مهم پشتیبانی از جبههها تبدیل کند.
روایتهایی که در کتاب میخوانیم، تصویری زنده از تلاش بیوقفهٔ این زنان برای تهیه و ارسال مایحتاج ضروری مانند نان، مربا، ترشی و ماست به دست رزمندگان را به تصویر میکشد. خانهها و زندگیها وقف این امر شده بود و این نشان از عمق فداکاری و ازخودگذشتگی این بانوان روستایی دارد.
۴فصل انقلاب اسلامی به روایت زنان ملارد
روایت این بانوان، در 4 فصل جای گرفته است؛ فصل اول با عنوان قبل از انقلاب، بیشتر به بیان خاطراتی از فعالیتهای آنها در دوران قبل از انقلاب پرداخته است.
فصل دوم انقلاب و شروع جنگ است که در خصوص فعالیتهای انقلابی و در آغاز جنگ صحبت میکند.
و فصل سوم تحت عنوان شروع کار جهاد، پر روایتترین بخش کتاب را شامل میشود که به شرح حالوهوای بانوان در انجام کارها، فعالیتهای جانبی، شیوه انجام کارها و… پرداخته است.
فصل آخر نیز با عنوان امضای قطعنامه و پایان جنگ، بیشتر به پایان کار پشتیبانی و فعالیتهای بانوان پس از جنگ اشاره دارد.
متن هر روایت، اگرچه کوتاه است و هر یک از زبان یکی از بانوان ملایردی گفته میشود اما در مجموع همه به یک موضوع پرداختهاند و توانستهاند تصویر خوبی از فضای بانوان در پشتیبانی جنگ در آن ایام ارائه دهند.
این کتاب برگ زرینی در تاریخ دفاع مقدس است که نشان میدهد چگونه همبستگی، مدیریت صحیح و ایثار خالصانهٔ زنان در لایههای مردمی جامعه، ستونهای پنهان اما استوارِ مقاومت را تشکیل میدادند.
بخشهایی از کتاب را باهم بخوانیم:
شاید امروزه برای ما که درگیر این دنیای پیچیده و پرشتاب هستیم، باورش سخت باشد این حجم از فداکاری و ایثارِ زنانی که نیاز زمانۀ خود را درک کردند و آتشبهاختیار، با تمام توان آنچه را که تکلیف خود دانسته بودند، انجام دادند؛ تکلیفی که حاصل هویتی جدید بود. با وجود نگاههای سنتی به زن و منع برای حضور در جامعه، رهبر انقلاب اسلامی، امامخمینی(ره)، هویت اجتماعی زن آن زمانه را لحاظ کرد. ایشان حتی پا فراتر گذاشت و زنان را رهبران نهضت خود نامید. بعد از جنگ هم همواره با تعابیر مختلف، زنان و فعالیتهای خداپسندانهشان در پشتیبانی از جنگ را ستود. اما امام(ره) در تعبیر بسیار جالبی، زنان را به سربازان گمنامی تشبیه کرد که گویی اسلحه به دست گرفتهاند و مشغول جهادند…
اما ارزش حرکت جهادی و خودجوش زنان جهادگر ملارد آنجا بیشتر میشود که قدمتی چهلساله پیدا میکند؛ یعنی کمکرسانی و کار جهادی این خانمها و نسلهای بعدترشان به زمانۀ جنگ محدود نمیشود و در قالب فعالیت فرهنگی در گلزار شهدا، تدارک اردوهای جهادی به اطراف ملارد، کمک به زلزلهزدگان و سیلزدگان کرمانشاه، همیاری در روزهای کرونایی و… ادامه پیدا میکند…








