به گزارش متادخت، نسیبه زنجری، محیا شعیبی و زهرا قادر در نشستی تخصصی هشدار دادند که سالمندی در ایران تجربهای همگون نیست. از ریشههای طبقاتی سلامت و تنهایی ۱۰ درصد سالمندان تا روایتهای زنانه از انزوا، همگی نشان میدهد سیاستگذاریها باید از «مراقبتمحوری» به سمت «مشارکت اجتماعی» تغییر مسیر دهند.
با شتاب گرفتن روند سالمندی جمعیت در ایران، نشست تخصصی «سلامت روانی-اجتماعی سالمندان» با دبیری شیرین احمدنیا، دانشیار جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس انجمن جامعهشناسی ایران برگزار شد. در این نشست، نسیبه زنجری، دکتری سلامت و رفاه اجتماعی و عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات سالمندی دانشگاه علوم توانبخشی، محیا شعیبی، دکتری جامعهشناسی و مدیر اداره سلامت سالمندی اداره کل سلامت شهر تهران و زهرا قادر، دانشآموخته کارشناسی ارشد جمعیتشناسی دانشگاه علامه طباطبایی به واکاوی ریشههای نابرابری در سلامت، ابعاد سلامت اجتماعی و تجربه زیسته زنان از کهنسالی پرداختند که مشروح دیدگاههای آنان در ادامه آمده است.
سلامتی امری همگون و یکسان در میان سالمندان نیست
نسیبه زنجری نخستین سخنران نشست گفت: سلامتی یکی از ارزشمندترین داراییهای انسانها است، اما معمولا یک عده بیشتر در معرض بیماری هستند و از این رو توزیع سلامتی در جامعه متفاوت است و از یک الگوی همگون پیروی نمیکند. این امر سبب شد سازمان بهداشت جهانی به موضوع نابرابری در سلامتی و به واکاوی عوامل اجتماعی موثر بر آن بپردازد.
وی گفت: سازمان بهداشت جهانی علت العلل بیماری را ریشه در ساختارهای اجتماعی میداند. تاکید این سازمان بر این است که نابرابری در سلامتی ناشی از پایگاه اقتصادی و اجتماعی در طول دوران زندگی است و در هر سنی تجربه میشود. در واقع، طبقه اقتصادی و اجتماعی که شامل تحصیلات، شغل و درآمد میشود در تمام ابعاد سلامت تاثیرگذار هستند هر چند معنویات چیزی است که میتواند به طبقه ارتباطی نداشته باشد.
همچنین وی به موضوع انباشت نابرابریها توجه کرد و گفت: محرومیتهایی که افراد در اوایل زندگی تجربه میکنند ممکن است تا آخر عمر ادامه یابد و رشد کند. این انباشت نابرابریها سبب میشود بعضی افراد حتی به سالمندی نرسند و زود فوت کنند. از این رو اگر این چرخه فقر ادامه یابد و سیاستگذار نتواند این چرخه را بشکند، این روند ادامه خواهد داشت. بنابراین هر چه مداخلات در دوران زندگی افزایش یابد، افراد کمتر ناتوانیهای ناشی از سالمندی را تحمل میکنند.
وی افزود: سلامتی موضوعی چند بعدی است و سالمندی خوب ترکیبی از تمام ابعاد سلامتی است. شاید تنها بشود گفت 9 درصد از سالمندان در تمام ابعاد سالم هستند. البته در کشورهای دیگر نیز به همین صورت است و تنها درصد کمی از کشورها وجود دارند که سلامتی را در حد متوسط تجربه میکنند. در این میان سالمندانی هستند که در هیچ بعد سلامت، نمره بالاتر از میانگین ندارند و اینها از سالمندان بسیار آسیبپذیر هستند که نیازمند بستههای حمایتی و سیاستگذاری هستند.
وی در نهایت افزود: به منظور کاهش نابرابریهای در حوزه سلامت سالمندان پیشنهاد میشود موضوع سلامت در تمام سیاستگذاریها و برنامهها لحاظ شود. به مراقبتهای طولانی مدت توجه شود و برنامههای شهر دوستدار سالمند در دستور کار بیش از گذشته قرار گیرد.
10 درصد از سالمندان احساس تنهایی میکنند
محیا شعیبی دومین سخنران این نشست گفت: سن تقویمی و شروع سالمندی، تقسیمبندی خاصی دارد. برای مثال سن 60 تا 69 سال سالمند جوان، سن 70 تا 79 سال سالمند پیر و سن 80 سال به بالا سالمند کهن هستند. در سال 1395، تعداد سالمندان 7 میلیون و 850 هزار نفر، در سال 1397 برابر با 7 میلیون و 933 هزار نفر و در 1400 نرخ رشد سالمندی 3.25 درصد و نرخ رشد جمعیت 1.24 درصد بود و پیش بینی میشود در سال 1430، 30 درصد جمعیت کشور را سالمندان تشکیل دهند. گفتنی است که در تمام مناطق شهر تهران نیز سالمندان وجود دارند و اینطور نیست تنها مختص یک منطقه خاص باشد.
وی افزود: حدود 10 درصد از سالمندان ما تنها و نیازمند توجه هستند. اگر چه سالمندی هم میتواند یک نوع تهدید و هم یک نوع فرصت باشد، اما اگر ما به موضوع سلامت اجتماعی سالمندان توجه کنیم، میتوانیم سالمندی سالم، پویا و فعالی داشته باشیم. برخی مواقع سالمندان به دلیل پارهای شرایط گرفتار انزوای اجتماعی میشوند و یا گاهی با حس تنهایی و نادیده انگاری مواجه میشوند. بنابراین یکی از دغدغههای مهم در حوزه سالمندی میتواند پرداختن به موضوع سلامت اجتماعی آنها باشد.
وی در خاتمه به منظور بهبود سلامت اجتماعی سالمندان به راهکارهایی اشاره کرد و گفت: فراهم ساختن مشارکت اجتماعی بالای سالمندان، ایجاد فرهنگ پذیرش و احترام به سالمندان، ایجاد مشارکت مدنی و اشتغال، ایجاد سیستم حمل و نقل کارآمد و فراهم ساختن مسکن قابل استطاعت میتواند در این باره موثر باشد.
تجربه زنان از سالمندی
زهرا قادر سومین سخنران نشست گفت: با توجه به افزایش تعداد سالمندان و تغییر ساختار جمعیتی کشور، لازم است به موضوع سالمندی جمعیت توجه شود. پیش بینی میشود که سالمندان تا سال 1430، 25 درصد از جمعیت کشور را تشکیل دهند. در این میان زنان بیشترین تعداد هستند، زیرا معمولا طول عمر بیشتری نسبت به مردان دارند.
وی به پارهای از یافتههای خود اشاره کرد و گفت: سالمندی یک تجربه اجتماعی، فرهنگی و جنسیتی است. با توجه به اینکه موضوع کار وی تجربه سالمندی در میان زنان بود او 8 مضمون اصلی استخراج کرد که عبارت بودند از قفس طلایی مادران (مادرانی که در طول عمر خود برای فرزندان و خانواده فداکاری کرده و این سبب شده خود را در قفسی از انتظارات و توقعات احساس کنند)، مقاومت روزمره در برابر به حاشیه کشیده شدن (در برابر به حاشیه کشیدن از سوی خانواده و احساس انزوا و منفعل بودن سعی میکنند از طریق کنشهای فعالانه خود به جایگاهی که مد نظر دارند، برسند)، بازآفرینی خود (در دوران سالمندی سعی میکنند هویت جدیدی برای خود بسازند)، گسستها و پیوستگیهای جدید (در برابر گسستهایی مانند فوت همسر یا مهاجرت فرزندان، پیوندهایی ایجاد میکنند که التیام بخش باشد)، تلاش زنانه برای بقا (ایجاد منابع مادی و عاطفی برای بقا و ادامه زندگی)، توکل به مثابه پناهگاه (توکل نوعی کنارآمدن با تنهایی است)، شهر ناامن (تجربه انواع ناامنی کالبدی، روانی و اجتماعی زنان در شهر).
وی در خاتمه گفت: ما باید نگاهمان نسبت به سالمندان را تغییر دهیم. صرفا هدفمان نباید مراقبت از سالمندان باشد بلکه باید برای آنها فرصت حضور در شهر، ایفای نقش و مشارکت در فعالیتها را فراهم کنیم.
✍ به گزارش مینا اینانلو، خبرنگار اجتماعی








