به گزارش متادخت، خیابان در قامت یک مفهوم اجتماعی، تنها محل تردد، عبور و مرور یا گردهمایی نیست. خیابان دماسنج وضعیت روانی، اجتماعی و اقتصادی یک ملت است. در بزنگاههای تاریخی، زمانی که سایه تهدیدهای بیرونی سنگین میشود، خیابان به عرصهای برای بروز یک نیروی بنیادین تبدیل میگردد؛ نیرویی که تلاش میکند به حکم غریزه از ماهیت وجودی خودش دفاع کند، غریزهای که مردم را بدون توجه به مسایل حاشیهای به خیابان کشانده است، «غریزه صیانت از بقا.»
غریزه بقا؛ جایی که اختلافات در برابر تهدید به حاشیه میروند
در روانشناسی تکاملی، غریزه صیانت از بقا یکی از نیرومندترین نیروهای محرک انسان است. در سطح فردی، این غریزه ما را وادار میکند هنگام مواجهه با خطر، اولویتهای ثانویه را موقتاً کنار بگذاریم و بر حفظ جان، امنیت و پناهگاه خود تمرکز کنیم. هنگامی که این غریزه به سطح جامعه منتقل میشود، امنیت ملی بهمثابه بستر ضروری زندگی جمعی معنا پیدا میکند؛ بستری که اگر فروبریزد، بسیاری از اختلافات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دیگر امکان طرح و پیگیری نخواهند داشت چراکه هسته اصلی متلاشی شده است.

به بیان دیگر، در سطح کلان امنیت ملی ظرفی است که «متفاوت بودن» در آن امکانپذیر میشود. شهروندان میتوانند درباره شیوه اداره کشور، سیاستهای عمومی یا عملکرد مسئولان در حوزههای مختلف، اختلاف نظر داشته باشند اما در صورت تهدید تمامیت سرزمینی و امنیت عمومی، موضوع از اختلاف درباره «روش اداره خانه» به دفاع از اصل «خانه» تغییر میکند. اگر خانه فرو بریزد، تفاوت در رنگها، سلایق، علایق و قومیتها معنایی نخواهد داشت. از همینجاست که در شرایط جنگ و تهدید، حتی منتقدان جدی نیز ممکن است در کنار ساختار دفاعی و حاکمیت قرار بگیرند. این رفتار لزوماً به معنای کنار گذاشتن نقدها یا تغییر کامل مواضع سیاسی آنان و پذیرش قطعی حاکمیت نیست؛ بلکه میتواند نشانه تشخیص اولویتها در تفکر آنها باشد. منتقد آگاه و بدون تعصب میداند که دشمن خارجی معمولاً میان موافق و مخالف تمایز نمیگذارد و آسیب ناشی از جنگ یا بیثباتی، همه شهروندان را دربرمیگیرد.
در چنین شرایطی، محافظت از «خانه» بر اصلاح اختلافات درون خانه مقدم میشود. بسیاری از منتقدان و معترضان نیز با حضور خود در خیابان تلاش میکنند قدمی در مسیر حفظ ارزشهای مشترک، تمامیت ارضی و امنیت عمومی بردارند. تمام کسانی که در خیابان هستند، با مواضع و سیاستهای حاکمیت تماما موافق نیستند اما در دفاع از ایران، زندگی مردم و آینده فرزندانشان احساس مسئولیت میکنند.
حضور خیابانی؛ پیام انسجام به جامعه و بازدارندگی در برابر تهدید
خاموش شدن یا کمرنگ شدن حضور اجتماعی در لحظات حساس، تنها یک پدیده سیاسی نیست؛ پیامد روانی و امنیتی نیز دارد. دشمنان و تهدیدکنندگان، وضعیت کشور را فقط از طریق توان نظامی ارزیابی نمیکنند؛ آنان نشانههای انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی و آمادگی روانی مردم را نیز میسنجند. خیابان خالی یا جامعهای منفعل ممکن است به اشتباه نشانه ضعف، شکاف یا کاهش اراده ملی تفسیر شود و محاسبات طرف مقابل را تغییر دهد.
حضور خیابانی، هنگامی که داوطلبانه، مسئولانه، هدفمند و در چارچوب قانون شکل بگیرد، میتواند پیام روشنی منتقل کند؛ جامعه در برابر تهدید خارجی بیتفاوت نیست. این حضور الزاماً به معنای حمایت از همه عملکردهای حاکمیت نیست بلکه میتواند اعلام مرزی روشن میان «نقد درونملی» و «تهدید بیرونی» باشد. شهروند ممکن است در شرایط عادی معترض باشد اما در هنگام خطر، نخواهد گذاشت اعتراض او به ابزاری برای تضعیف کشور یا تشویق دشمن تبدیل شود.

این مسئله از منظر امنیت روانی خانوادهها نیز اهمیت فراوان دارد. خانواده زمانی احساس آرامش بیشتری میکند که بداند جامعه در برابر تهدیدها تنها نیست و مردم از آینده، سرزمین و یکدیگر محافظت میکنند. حضور عمومی در خیابانها، حس تعلق، همبستگی و توان جمعی را تقویت میکند و به شهروندان نشان میدهد که مسئولیت امنیت فقط بر دوش نهادهای رسمی نیست بلکه جامعه و مردم عادی نیز در حفظ آن نقش دارد. با این حال، تأکید بر امنیت ملی نباید به معنای حذف نقد یا نادیده گرفتن مطالبات اجتماعی تعبیر شود. جامعه سالم، هم توان دفاع از خود در برابر تهدید خارجی را دارد و هم امکان گفتوگو، اعتراض و اصلاح درونی را حفظ میکند. مسئله، اولویتبندی در شرایط بحرانی است؛ اختلافات داخلی را میتوان در فضای گفتوگو و سازوکارهای مدنی پیگیری کرد اما از دست رفتن امنیت و ثبات ممکن است فرصت هرگونه اصلاح را از میان ببرد.
انسجام اجتماعی؛ ستون مطالبهگری از مسئولان
در نهایت، روانشناسی خیابان به ما یادآوری میکند که امنیت ملی در هر کشوری بزرگتر و مهمتر از اختلافات است زیرا امکان وجود همین اختلافات را فراهم میکند. تمامیت ارضی بستری است برای همین اختلافات. اقتدار دفاعی و انسجام اجتماعی، ستونی است که سقف گفتوگو، نقد و مطالبهگری بر آن بنا میشود. منتقدان و معترضان نیز میتوانند با حضور مسئولانه خود نشان دهند که مخالفت با برخی سیاستها، به معنای بیتفاوتی نسبت به سرنوشت کشور و حمایت از تفرقه افکنی نیست. ممکن است بر سر شیوه اداره ایران اختلاف داشته باشیم اما برای حفظ ایران، ارزشهای مشترک و امنیت خانوادهها باید بتوانیم در کنار یکدیگر بایستیم.
✍ به قلم دکتر پگاه روشان، جامعهشناس








