به گزارش متادخت، تجمعات شبانه از آغاز شکلگیری خود شاهد حضور نوجوانان بود اما چرا نسلی که به ظاهر در ابتدای یادگیری الفبای سیاست است، پرچم مبارزه به دست گرفته و اصرار دارد در میدان حضور یابد؟
به گزارش متادخت، اخباری که از تجمعات شبانه مقاومت و ایستادگی مردم ایران در پی تجاوز آمریکا مخابره شده است، بارها نسل کودک و نوجوان و جوانان را در کادر توجه خود قرار داده است. در تمامی شهرها و در تمامی شبهای تجمعات شبانه نوجوانان در کنار پدر و مادران خود حضور یافتهاند. به نظر میرسد نسل جدید هنوز آنطور که باید شناخته شده نیست و رفتارهای این نسل گویای پختگی بیش از حد تصور ماست.
تصاویر نسلی که کلیشه بیتفاوتی را درهم شکسته نه تنها اعجابانگیز بلکه با یک علامت سوال مهم مواجه است. این نسل در تجمعات شبانه به دنبال چیست؟
از حوادث دی تا درس گرفتن از میناب
شاید به باور بخشی از جامعه نسل جوان و نوجوان، نقشآفرینی را مسئولیت خود نمیداند و به دلیل رضایت نداشتن از شرایط موجود ترجیح میدهد در سکوت و انزوای خود غرق شود و تصور میکند عملاً نمیتواند با سن کم و اطلاعات محدود مؤثر باشد. اما حوادث دی ماه و بعدها جنگ ایران و آمریکا این تصور را درهم شکست.
تجربه میدانی حوادثی که سال گذشته پی در پی اتفاق افتاد نشان میدهد، نسل جوان در سهمخواهی از مشارکت اجتماعی و سیاسی مصمم است. فاطمه یکی از نوجوانانی که بارها در تجمعات حاضر شده است، میگوید: ما هم تعطیلی مدرسه را تجربه کردیم و هم فشارهایی که پدر و مادرهایمان تحمل میکنند. اینکه بیاییم در تجمعات به خاطر حمایت از کشورمان است تا در مقابل زورگویی دشمن بایستیم.

وی با به یاد آوردن شهدای دانش آموز میناب افزود: این دانش آموزان الگوی ما هستند. آنها شهید شدند تا همه بدانند که آمریکا به دنبال نابودی کشور ما است و حتی از کشتن کودکان نیز واهمه ندارد.
این دختر نوجوان میگوید وقتی همه جا صحبت از جنگ است بچهها هم نمیتوانند بیتفاوت باشند. حداقل کاری که میکنیم با حضور در تجمعات اعتراضمان به این جنگ ظالمانه را نشان میدهیم.
همتایان ما را کشتند به نام آزادی
سارا دانشجویی است که میگوید از حوادث دی ماه بسیار ناراحت است. او در تجمعات شرکت میکند. وقتی به سراغش رفتم شال و روسری به سر نداشت اما پاسخ سؤالاتم را معقول و منطقی جواب داد.
سارا معتقد است هیچ کشوری نمیتواند با شعار آزادی و دمکراسی یک دشمن متجاوز، به درستی تغییر کند. سرنوشت هر کشوری را باید مردم همان کشور رقم بزنند.
وی گفت: آمریکا شعار آزادی میدهد. اما از همان روز نخست جنگ، کودکان و جوانان بسیاری را در ایران کشته است.
وی با یادآوری روزهای جنگ افزود: آن روزها به شخصه به این باور رسیدم که بمباران مردم بیگناه هیچ سنخیتی با پیام دمکراسی ندارد. به همین دلیل بارها به تجمعات رفتم تا بگویم در کنار مردمم و در مقابل دشمن ایستادهام.
پرچم، عامل اتحاد همۀ اختلاف نظرها
رضا 18 ساله نیز در تجمعات حضور داشته و از اینکه درست در سالی که برای کنکور میخوانده جنگ شده، اضطراب بسیاری را تحمل کرده است.
وی که ازنتیجه کنکور خود راضی نیست، میگوید: من موافق جنگ نیستم. جنگ زندگی عادی را مختل میکند. اضطراب و دلنگرانی به وجود میآورد اما وقتی دشمن به خاک کشورم تجاوز میکند باید ایستادگی کرد.
این نوجوان معتقد است تجمعات شبانه نشان میدهد که هر قدر اختلاف نظر در بین آدمها وجود داشته باشد، در مقابل دشمن همه متحد میشوند.
رضا در روزهای بمباران و صدای زمخت جنگندهها درس خوانده، با این آرزو که روزی بتواند مهندس عمران شود و هر جا بتواند زیباترین راهها و پلها را بسازد.
وی میگوید من نمیگذارم آرزوهایم را یک دشمن نابود کند. برای رسیدن به آرزوهایمان امروز باید در مقابل دشمن بایستیم.
سرنوشتمان را امروز رقم میزنیم
علیسان و صدرا دو دوست هستند. بارها به تجمعات آمدهاند؛ با دوستانشان درباره کاری که میکنند بارها صحبت کردهاند و میگویند همه آنها به این موضوع باور دارند که باید سرنوشتمان را خودمان بسازیم.
این دو دوست مبارزه امروز مردم را مسئول ساختن آینده نسلهای بعدی میدانند. علیسان معتقد است اگر کشور ما عقبنشینی میکرد، دست درازی دشمن بیشتر هم میشد.
علیسان شاهد بیکاری پدرش در جنگ و فشارهای مالی خانواده بوده اما سعی کرده کمک حال آنها باشد و به لحاظ مالی تحت فشارشان نگذارد.
صدرا از وقتی در تجمعات شرکت میکند این احساس را دارد که نقشی در تصمیمگیری سرنوشت جامعهاش ایفا میکند.
او از شرایطی که برای مردم به وجود آمده ناراحت است و میگوید روزهایی که میتوانست برای او و دوستانش پر از شادی و خاطرات خوب باشد، زیر سایه جنگ، تلخ شده است.
صدرا معتقد است جنگ مثل مشکلی همه گیر است و به همین دلیل باید همه مقابل آن بایستند.
مردم ایران در سال گذشته دو جنگ تحمیلی را از سر گذراندند. دو تجاوزی که منجر به کشته شدن تعدادی از شهروندان شد. مطابق آمارها تعداد شهدای نظامی و غیر نظامی جنگ تحمیلی سوم ۳۴۶۸ نفر بود. ۲۴۴ زن و ۲۱۴ نوجوانان کمتر از هجده سال، ۱۷ کودک کمتر از پنج سال و ۲۴ مدافع سلامت در تجاوز آمریکا به شهادت رسیدند؛ صدها مدرسه تخریب شد و دانش آموزان مجبور به خانهنشینی شدند؛ صدای بازی و شادی در کوچهها به حداقل رسید؛ شهرها عزادار شهدا شد؛ اما دانش آموزی که شاهد قساوت دشمن بود، امروز گوشهای از مبارزه را به دست گرفته است.

نسل زد و آلفا معتقد است وقتی در به شهادت رساندن، دشمن از کشتن کودک و نوجوان واهمه ندارد باید شاهد ایستادگی و مقاومت نوجوانان نیز باشد. امروز خیل عظیمی از نوجوانان در پویش جانفدایان نامشان را ثبت کردهاند. نسلی که دشمن تصور میکند، مشارکتی در رویدادها ندارد، در صف نخست مقاومت ایستاده و میخواهد این پیام مهم را انتقال دهد که سرنوشتش را به دست گرفته است و اجازه مداخله به هیچ وعده بیرونی و شعار فریبنده نمیدهد.
از سویی به دلیل تجربه یکباره جنگ، این نسل برای هر اتفاق بعدی آمادهتر شده است. مانند پدران و مادرانشان که در جنگ تحمیلی ایران و عراق متولد شدند و سالها با وجود جنگ، کشورشان را ساختند و در مقابل دشمن ایستادند، امروز متولدین 80 و 90 بر سر تجاوز بر خاک نعره میزنند و نجاتش را از اراده و توان خودشان میبینند.
✍ به گزارش ونوس بهنود، خبرنگار اجتماعی








