به عنوان کاربر فضای مجازی بارها با جشنهای پر زرق و برق از زندگی خصوصی آدمها مواجه شدهاید. اتفاقی که در ظاهر پز ثروت و لاکچری بودن اما در باطن عنصر ناامیدی و از دست دادن رضایت از داشتههاست.
به گزارش متادخت، تمام مراحل آشنایی تا فرزندآوری یک زوج یکی از موضوعات داغ اینستاگرام برای جلب توجه مخاطب است. به دلیل عمومی بودن اشتراک محتواها تقریبا هر کاربری با چنین صفحاتی مواجه شده است.
تا جایی که در ورق زدن صفحات ما خواسته و یا ناخواسته با موارد متعددی از این پدیده که مدتی است به عنوان یک قانون نانوشته به منزله مسیر خوشبختی، شاد زیستن، سبک زندگی برتر و مطرح بودن در عرصه اجتماع است، برخورد میکنیم.
ماه گرد و سالگردهای آشنایی، هدایای تولد، سورپرایزهای مهیج، مراحل خواستگاری تا جشن ازدواج، سالگردهای ازدواج، اعلام حاملگی، تعیین جنسیت فرزند و غیره و غیره بیشتر از آنکه از سوی اینفلوئنسرهای مطرح فضای مجازی به مخاطب اطلاع داده شود، از سوی بلاگرها و کاربران عادی عنوان میشود که خود را به عنوان یک استاد و مشاور تمام عیار شاد و موفق زندگی مشترک، همسر داری و فرزند داری معرفی میکنند.
این محتواها گاهی کذب از آب درمیآید و گاهی لابه لای اعلام جشن سالگرد تولد یا تعیین جنسیت فرزند ممکن است کالا یا خدماتی تبلیغ شود و به واسطه همین موضوعات از چشم مخاطب بیفتد. بخشی از این محتواها به نظر میرسد با سوءاستفاده از افراد دیگر مانند پارتنر، همسر یا فرزند ساخته میشود و شکلی از برده داری مجازی را القا میکند. بخشی از محتواها تظاهر است و بخشی با واقعیت همخوان نیست.

و مهمتر اینکه تمامی زرق و برقها، مهمانیهای آنچنانی، هدایای گران قیمت، پذیراییهایی که به صورت معمول افراد، قدرت مالی تأمین آن را ندارند، موجب میشود که مخاطب در دنیای فانتزی ساخته شده یک بلاگر غرق شود.
به نظر میرسد این شرایط یکی از پیش بینیهای نظریه اقتصاد توجه که در سال 1978 توسط هربرت سایمون ارائه شد، باشد. چرا که این کالای فریبنده در رسانه به دلیل فقر توجه روز به روز پروارتر شده و به خورد مخاطب داده میشود.
به منظور بررسی تاثیر چنین محتوایی با چند کاربر فضای مجازی که تجربه مشاهده چنین محتواهایی را داشتند گفتگو داشتیم.
از اختیار شخصی به اسم آزادی تا از بین رفتن حریم خصوصی
کاربران در پاسخ به این سوال که مسائل خصوصی خانوادهها تا چه حد باید در فضای مجازی بیان شود، نظرات مختلفی داشتند. برخی معتقدند هر کسی آزاد است هر محتوایی را منتشر کند. ممکن است برای فردی جذاب باشد و برای دیگری نباشد.
اما گروه مخالف میگویند اینکه شخصی از هر اتفاق زندگی حتی ناهار و شام، اتاق خواب و رویدادهای زندگی خود با آب و تاب تعریف بکند، از بین رفتن حریم خصوصی است. این گروه معتقدند چنین افرادی بعدها از کرده خود ضربه میبینند و ممکن است نظرات و کامنتها زندگی و روابطشان با اعضای خانواده را تحت تأثیر قرار دهد.
از لذت تا ایجاد اضطراب و افسردگی
در عین حال یکی از کاربران فضای مجازی معتقد است وقتی این همه مشکلات وجود دارد مشاهده یک جشن عروسی یا رابطه عاشقانه یک زوج میتواند سرگرمی جذابی باشد.
وی در پاسخ به این سوال که آیا چنین شرایطی را با زندگی شخصی خود مقایسه میکند یا نه، ادامه داد: طبیعی است که آدم مقایسه کند و ممکن است حتی برخی کاربران به تقلید در صفحات خود محتواهای مشابه تولید کنند.
این اظهارات در حالی است که کاربر دیگری معتقد است مشاهده مداوم تصاویر خوشبختی دیگران میتواند اضطراب و افسردگی به دنبال داشته باشد.

وی افزود: مشکلات اجتماعی و اقتصادی و روابط متزلزل زوجها و خانوادهها میتواند افراد را با دیدن چنین تصاویری به سمت انزوا طلبی و دور شدن از خانواده، احساس عدم رضایت و افسوسهای ریشهدار از حس عقبماندگی مالی و عاطفی دچار کند.
چه کسی هزینه کمرشکن را پرداخت میکند؟ بلاگر یا تبلیغات؟
به تبعیت از صحبتهای این کاربر باید گفت به ندرت بلاگرهای سبک زندگی و یا کاربرانی که رویدادهای زندگی خود را با جشنهای پرزرق و برق منتشر میکنند، سختیها و مشکلات زندگی خود را نیز بیان میکنند. چنین تصویر سانسور شدهای از زندگی در کنار آسیبهای روانی میتواند آسیبهای جدی به سطح توقعات اعضای خانواده وارد ساخته و مشکلات اقتصادی را هم دامن بزند.
ممکن است بخشی از این محتواها با تبلیغات تأمین مالی شود و یا اینکه توسط افراد برخوردار به لحاظ اقتصادی به نمایش درآمده است. اما عموم مردم سطح درآمد متوسطی دارند و با چنین نمایشهای پر زرق و برقی به این سوال حسرت انگیز میرسند که چرا من نداشته باشم؟
اما تلخی ماجرا به این معضل ختم نمیشود. مهمترین مسئله مد شدن چنین پدیدهای است. در گذشته خانوادهها چنین جشنهایی نداشتند اما راحتتر میزیستند و بادوامتر بودند. امروز مسیر خوشبختی با تبلیغ ظواهر آن تعریف شده است. این پدیده شبیه آب شوری است که عطش نمیگیرد و مخاطب را هر چه بیشتر در خود غرق میسازد. و گویی اگر به این موج نپیوندی از غافله زندگی موفق عقب خواهی ماند.
تولید مستمر و رو به رشد چنین محتواهایی گویای تقاضا برای تماشای چنین جشنهایی است. شاید به ظاهر سرگرم کننده اما در باطن التهاب خود کم بینی را پرورش میدهد.
از سویی مسیر صحیح زندگی مصرفگرایی معرفی میشود. ممکن است زوجی سالگرد ازدواج خود را جشن بگیرند اما گرایش به نمایش کادوها و غذاها و مهمانان آن چنانی ایجاد تمایل مصرفگرایی و خط زدن به قناعت و ساده زیستی و یافتن خوشبختی در سادگی و لحظههای معمولی زندگی است.
در عین حال نباید از خوشایند بودن این ضدفرهنگ برای تولید کننده کالا و خدمات غافل بود. امروز یکی از فرصتهای تبلیغ در فضای مجازی بهرهبرداری از سفره خانواده است. اما سفره مجازی با آنچه در عمل بخش عمده جامعه قادر به تأمین آن است، تفاوت دارد.
در نهایت به نظر میرسد چنین پدیده مخربی حتی اگر آزادی در ارائه اطلاعات از زندگی افراد را تداعی میکند، چندان به مسئولیت اجتماعی و تاثیر آن بر جامعه توجه ندارد. این پدیده به پتکی برای رقابت طلبی، تحقیر و قضاوت افراد خانواده تبدیل شده و بارها در اطرافیانمان شنیدهایم که چقدر میتواند به تضعیف روابط منجر شود.
موج نمایش جشنهای دوستی و زندگی مشترک یک هدیه شیک و زیبا با بوی ناخوشایند است؛ اما متأسفانه نمیتوان در اینستاگرام بویی حس کرد.
✍ به گزارش ونوس بهنود، خبرنگار اجتماعی








