به گزارش متادخت، بانویی که پیش از آنکه «پرستار جنگ» باشد، پرستار انقلاب بود؛ از روزهای التهاب خیابانهای تهران، از ۱۹ بهمن همافران، از شبهایی که صدای گلوله با ذکر «یا زهرا(س)» درهم میآمیخت، تا سالهای آتش و خون در جنوب و غرب کشور. او از همان روزهای نخست، پای کار ایستاد؛ نه برای ثبت نام و عنوان، بلکه برای ادای تکلیف.
زهرا حسینزاده، از آن زنانی است که جنگ را زندگی کرد؛ یازده عملیات، ماهها حضور مداوم در بیمارستانها و نقاهتگاههای خط مقدم، شبهایی که اتاق عمل با چراغقوه روشن میشد و روزهایی که لباس پرستاریاش فرصت تعویض نداشت. زنانی از جنس او، ستونهای پنهان دفاع مقدس بودند؛ ستونهایی که اگر فرو میریختند، بسیاری از پیروزیها هرگز رقم نمیخورد.
او شاهد بود چگونه نوجوانان ۱۷ ساله با بدنی مجروح، قرآن میخواندند؛ چگونه رزمندگان با لب تشنه و تن سوخته، لب به شکایت باز نمیکردند؛ و چگونه دعا، در دل آتش، معجزه میآفرید. روایتهای او، نه قصهاند و نه اغراق؛ واقعیتهاییاند که فقط با اشک میشود شنید.
چهارمین همایش زندهنامان تبریز، تنها یک مراسم تجلیل نیست؛ یادآوری یک حقیقت است: اینکه این سرزمین، با خون شهدا و صبر مادران و مجاهدت زنانی چون زهرا حسینزاده پابرجا مانده است. زنانی که فرزندانشان را راهی جبهه کردند، یا خود، بیهیچ مانعی، راهی خط مقدم شدند.
امروز که نام «زندهنامان» بر پیشانی این همایش میدرخشد، زهرا حسینزاده نماد همان نسلی است که هنوز نفس میکشد تا روایت کند، هشدار دهد و امید ببخشد؛ نسلی که اگر نبود، شاید امروز چیزی برای روایت از عزت و ایستادگی نداشتیم.
تجلیل از این بانوی مجاهد، تجلیل از فرهنگ ایثاراست؛ فرهنگی که باید از نو شنیده شود، از نو گفته شود و از نو به نسل امروز سپرده شود.
منبع: فارس









