به گزارش متادخت، در عصر سلطه رسانههای تصویرمحور، بدن مردانه دیگر تنها بستری برای کارکرد زیستی و سلامت نیست، بلکه به میدانی برای رقابت نمادین و تثبیت هویت بدل شده است. بازنمایی تصاویر اغراقآمیز، تبلیغات پنهان چهرههای مشهور و فشردهسازی غیرواقعی زمان دستیابی به اندام ایدهآل، نسلی از جوانان را در تله اضطراب دائمی و مصرف پرخطر داروها گرفتار کرده است. محسن مسعودیان، عضو هیئت علمی و مدیرگروه علوم اجتماعی پژوهشکده سمت، در این بخش از گفتوگو به کالبدشکافی پیامدهای روانی–جسمانی این پدیده پرداخته و راهکارهای نهادهای آموزشی و فردی برای بازگشت به الگوی سلامتپایدار را تبیین میکند.
- اینستاگرام، چهرههای مشهور و ورزشکاران حرفهای چه نقشی در شکلگیری الگوی بدن مردانه دارند؟
نقش این عوامل را میتوان در چهار سطح تحلیل کرد. یک: تعیین استاندارد نامتناسب. بدنهای حرفهای که در این فضاها به نمایش گذاشته میشوند، معمولا حاصل سالها تمرین بسیار متمرکز، رژیم غذایی دقیق تحت نظارت متخصص و در بسیاری موارد مصرف داروهای هورمونی و مکملهای تخصصی هستند؛ گاه حتی با کمک عکاسی حرفهای، نورپردازی و ویرایش تصویر این امکان فراهم میشود. با این همه، این بدنها به عنوان هنجار قابل دسترس برای همه به مخاطب عادی معرفی میشوند، در حالی که از نظر آماری استثنا هستند، نه قاعده. مورد دوم فشرده سازی زمان است. محتوای رایج قبل و بعد، فرایندهای زیستی که طبیعتا سالها طول میکشند را در قالب روایتی چند هفتهای یا چند ماهه ارائه میدهد و این توقعات کاملا غیرواقع بینانهای در مخاطب جوان کمتجربهتر ایجاد میکند. مورد سوم منطق الگوریتمی سکوهای دیجیتال است. سکوها به طور ساختاری محتوایی را در معرض دید بیشتر قرار میدهند که تعامل مانند پسند، نظر و اشتراکگذاری، بیشتری تولید میکند. از آنجا که تصاویر بدنی افراطی و چشمگیر معمولا واکنش دیداری قویتری میگیرند، خود ساختار سکو، بدون هیچ قصد آگاهانهای از سوی طراحانش، به طور نظاممند محتوای افراطیتر را تقویت و ترویج میکند. مورد چهارم اقتصاد چهرههای مشهور و تبلیغات پنهان است. بسیاری از چهرههای مشهور و ورزشکاران حرفهای، به طور مستقیم یا غیرمستقیم، سفیر تجاری برندهای مکمل و محصولات تناسب اندام هستند. این یعنی روایت بدن ایدهآل که اغلب با یک زنجیره اقتصادی پیوند دارد که در پس پرده برای مخاطب نامریی است و همین امر تمایز بین توصیه سلامت محور و تبلیغ تجاری را برای جوانان دشوار میکند.
- بدنسازی افراطی چه پیامدهایی برای سلامت جسمی و روانی مردان دارد؟
در حوزه جسمی، مصرف بیرویه مکملها و به ویژه داروهای استرویدی عضلهساز بدون نظارت پزشکی میتواند به آسیبهای جدی کبدی و کلیوی، اختلالات هورمونی، از جمله سرکوب تولید طبیعی تستوسترون که در بلندمدت خود میتواند مشکل ساز شود، افزایش خطر بیماریهای قلبی و عروقی و در موارد جدیتر مشکلات باروری منجر شود. تمرین بیش از حد بدون دوره بازیابی کافی نیز به آسیبهای اسکلتی و عضلانی مزمن، فرسودگی مفاصل و افت سیستم ایمنی میانجامد.
در حوزه روانی، پدیدهای که در ادبیات پزشکی و روانشناسی با عنوان اختلال بدریخت انگاری عضلانی شناخته میشود، اهمیت ویژهای دارد. این اختلال گاه با نام غیررسمی بزرگ پنداری عضلانی هم شناخته میشود. در این حالت، فردی که از نظر عینی و حتی از نگاه دیگران بدنی کاملا عضلانی و ورزیده دارد، همچنان خود را ضعیف، کوچک و ناکافی میبیند و هرگز احساس رضایت نمیکند. این حالت معمولا با اضطراب مزمن، وسواس در آینه دیدن یا اجتناب از آینه، اجتناب اجتماعی، مثلا امتناع از حضور در جمع بدون پوشاندن بدن، اختلال در عملکرد شغلی و تحصیلی به دلیل زمان بیش از حد صرف شده برای تمرین و در موارد شدید با افسردگی همراه است. نکتهای که از نظر علمی قابل تامل است این است که اختلال بدریخت انگاری عضلانی، از بسیاری جهات، تصویر آینهای اختلالات تصویر بدنی است که بیشتر در ارتباط با زنان مطالعه و شناخته میشد. حضور روزافزون این اختلال در میان مردان جوان نشان میدهد که فشار اجتماعی بر تصویر بدن دیگر پدیدهای منحصر به یک جنسیت نیست، بلکه به طور فزایندهای هر دو جنس را درگیر میکند؛ هرچند با تظاهرات متفاوت، یعنی تمایل به بزرگتر و عضلانیتر شدن در مقابل تمایل به لاغرتر شدن.
- دانشگاهها، مدارس و نهادهای ورزشی چه نقشی در آموزش تصویر واقعبینانه از بدن و سلامت دارند؟
این نهادها نقش کلیدی و در واقع بیبدیلی دارند، چون از معدود منابعی هستند که میتوانند در برابر جریان یک طرفه، پرشتاب و عمدتا تجاری رسانههای اجتماعی، روایتی مبتنی بر شواهد علمی و نگاه بلندمدت به سلامت ارائه دهند. چند اقدام مشخص و عملی در این زمینه قابل پیشنهاد است. یکی گنجاندن آموزش سواد بدن و سواد رسانهای در برنامه درسی تربیت بدنی مدارس و دانشگاهها و نه صرفا آموزش تکنیک ورزشی و فیزیولوژی است. دوم حضور فعال روانشناسان ورزشی و مشاوران تغذیه در باشگاهها و مراکز تربیت بدنی دانشگاهی برای شناسایی زودهنگام نشانههای اختلال بدریختانگاری عضلانی، اختلالات تغذیهای یا مصرف مواد غیرمجاز است، پیش از آنکه به مشکل جدی تبدیل شوند. سوم طراحی پویشهای آگاهی بخشی توسط نهادهای ورزشی رسمی و دانشگاهی درباره خطرات مکملها و داروهای غیرمجاز، با زبانی همدلانه و قابل باور برای جوانان و نه صرفا زبان دستوری، ترسناک و بالا به پایین است که معمولا اثربخشی محدودی دارد. چهارم الگوسازی رسانهای و آموزشی از ورزشکاران و افرادی که مسیر سالم، پایدار و تدریجی را طی کردهاند، به جای تمرکز صرف بر تصویر نهایی و نتیجه چشمگیر و در نهایت ایجاد فضاهای گفتو گوی همتا محور در دانشگاهها که در آنها دانشجویان بتوانند تجربه فشار اجتماعی مرتبط با بدن را بدون شرم و در فضایی حمایتی مطرح کنند.
- برای داشتن بدن سالم بدون گرفتار شدن در فشارهای ظاهری و مصرف دارو چه توصیهای دارید؟
هدف را از شبیه شدن به یک تصویر به بهبود عملکرد و کیفیت زندگی تغییر دهید. سوال درست این نیست که بدنم چقدر شبیه فلان الگوی آنلاین شده است، بلکه این است که آیا قدرت، استقامت، انرژی روزمره و کیفیت خواب من بهتر شده است؟ این تغییر معیار، به تنهایی بخش زیادی از فشار روانی را کاهش میدهد. دوم، به بدن خود بازه زمانی واقعبینانه بدهید. رشد عضلانی سالم و پایدار فرایندی است که ماهها تا سالها طول میکشد و روندی غیرخطی دارد. هر وعده تغییر چشمگیر و سریع که در فضای مجازی میبینید، تقریبا همیشه یا نتیجه ویرایش تصویر است یا نشانه یک روش پرخطر که هزینه اش را بعدا باید پرداخت.
سوم، هیچ ماده مکمل یا دارویی را بدون تجویز و نظارت متخصص تغذیه ورزشی یا پزشک مصرف نکنید. بسیاری از آسیبهای جدی که در این حوزه گزارش میشود، نه از ورزش، بلکه از مصرف خودسرانه محصولاتی ناشی میشود که حتی ترکیبات دقیقشان برای مصرفکننده روشن نیست و منبع تهیهشان نامعتبر است.
چهارم، مصرف محتوای شبکههای اجتماعی مرتبط با بدن را آگاهانه مدیریت کنید. اگر متوجه شدید که مقایسه دایمی خود با تصاویر آنلاین باعث اضطراب، نارضایتی مزمن یا وسواس شده، این خود یک علامت هشدار جدی است که نباید نادیده گرفته شود؛ در این شرایط، محدود کردن آگاهانه زمان مواجهه با این محتوا یا حتی مشورت با یک متخصص روان شناسی می تواند تصمیمی بسیار عاقلانه باشد، نه نشانه ضعف.
پنجم، منابع هویتی خود را متنوع کنید. وقتی تمام حس ارزشمندی یک فرد به یک متغیر واحد، یعنی ظاهر بدن، گره بخورد، آن فرد در برابر هر نوسان در آن متغیر بسیار آسیب پذیر می شود. تحصیل، مهارت حرفه ای، روابط انسانی معنادار و مشارکت اجتماعی، همگی ستون های موازی و به مراتب پایدارتری برای هویت فرد فراهم می کنند؛ ستون هایی که برخلاف بدن، با گذر زمان لزوما تضعیف نمی شوند، بلکه اغلب تقویت هم میشوند.
- مصاحبه و تنظیم: [مینا اینانلو]








