به گزارش متادخت، پشت ترندهای ویروسی، فیلترهای بازیگوشانه و رقصهای جذاب در شبکههای اجتماعی واقعیت تاریکتری نهفته است: الگوریتمهایی که با دقت مهندسی شدهاند تا دامنه توجه جوانان را بربایند، اغلب به قیمت از دست رفتن انعطافپذیری ذهنی.
در سال ۲۰۲۶، ورق برمیگردد. فرانسه و استرالیا به ترتیب قوانین مهمی را تصویب کردهاند که استفاده از رسانههای اجتماعی را برای افراد زیر ۱۵ سال و زیر ۱۶ سال ممنوع میکند. اما سوال عمیقتر همچنان پابرجاست: آیا مقررات واقعاً میتواند از نسلی که عمیقاً «به اینترنت متصل» است، محافظت کند؟ بنوا ونکاونبرگ، استراتژیست اروپایی و متخصص برجسته در حوزهی نسل Z در یادداشتی در رابطه با این موضوع توضیحاتی میدهد.
ممنوعیتهای تاریخی: یک فایروال ضروری یا یک حرکت نمادین؟
در ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵، استرالیا ممنوعیت کامل دسترسی به رسانههای اجتماعی را برای هر فرد زیر ۱۶ سال، بدون استثنا برای والدین، اعمال کرد. تأثیر آن فوری بود. طبق اعلام نهادهای ملی تنظیم مقررات ایمنی دیجیتال، بیش از ۴.۷ میلیون حساب کاربری تنها در عرض چند هفته غیرفعال شدند.
فرانسه نیز از این قاعده پیروی کرد. در ژانویه ۲۰۲۶، قانونی تصویب شد که دسترسی افراد زیر ۱۵ سال به رسانههای اجتماعی را ممنوع میکرد و از سپتامبر ۲۰۲۶ لازمالاجرا بود. پلتفرمها از نظر قانونی ملزم به پیادهسازی سیستمهای قوی تأیید سن خواهند بود، در غیر این صورت با جریمه و اقدامات قانونی مواجه خواهند شد.
هدف واضح است. محدود کردن مواجهه زودهنگام با کازینوی دیجیتال. هر پینگ یک ضربه دوپامین است. هر پینگ مانند یک حلقه اعتبارسنجی است؛ و برای نوجوانانی که هنوز ساختارهای روانشناختی اصلی خود را در حال توسعه دارند، این چرخه نه تنها حواسپرتی ایجاد میکند، بلکه بیثباتکننده است.
این ممنوعیتها برای محافظت از نوجوانان در برابر پلتفرمهایی طراحی شدهاند که از آسیبپذیریهای عصبی آنها سوءاستفاده میکنند.
بحران خاموش؛ سقوط آزاد سلامت روان
نوجوانان امروزی دائماً در ارتباط هستند – و با این حال، هرگز تا این حد احساس تنهایی نکردهاند. در فرانسه، دادههای سال ۲۰۲۵ از روزنامه Santé publique France نشان میدهد که تقریباً از هر ۱۰ جوان، ۴ نفر از اختلالات اضطرابی یا افسردگی رنج میبرند، رقمی که از زمان همهگیری به طور مداوم در حال افزایش بوده است. کمبود خواب گسترده است. به طور متناقضی، انزوا در عصر ارتباطات دیجیتال دائمی در حال افزایش است.
گزارش عفو بینالملل در اواخر سال ۲۰۲۵ تأیید کرد که الگوریتم تیکتاک میتواند کودکان را در کمتر از ۲۰ دقیقه در معرض محتوای افسردگی یا خودآزاری قرار دهد. این تصادفی نیست. این یک استراتژی برای جلب توجه حداکثری است که به خوبی تنظیم شده تا چشمان جوانان را به صفحه نمایش خیره نگه دارد.
این نگرانیها حدس و گمان نیستند. مؤسسات معتبری مانند عفو بینالملل، یونیسف و یوروفاند در مورد ارتباط بین طراحی الگوریتمی و کاهش سلامت روان جوانان هشدار دادهاند.
چرا نسل ZAlpha به طور منحصر زیر ذرهبین قرار گرفته است؟
نسل ZAlpha (نسل زد و آلفا) که بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۲ متولد شده است، اولین گروهی است که کاملاً در چشماندازی مبتنی بر الگوریتم از محتوای کوتاه رشد کرده است. برای آنها، هویت در فضاهای دیجیتال شکل میگیرد، جایی که تصویر بر زبان غلبه میکند و توجه، وجه اصلی آن است. از نظر عصبی، قشر جلوی مغز آنها – که مسئول کنترل تکانه، تفکر انتقادی و تنظیم عاطفی است – هنوز در حال ساخت است. پلتفرمهای رسانههای اجتماعی ابزارهای منفعل نیستند، بلکه محیطهای مهندسیشدهای هستند که برای دور زدن دفاعهای شناختی در حال توسعه ساخته شدهاند.
نسل ZAlpha فاقد بلوغ عصبی لازم برای مقاومت در برابر تلههای توجه رسانههای اجتماعی است.
مقررات در مقابل واقعیت
اگرچه نیت تصویب این مقررات خیرخواهانه است، اما اجرای این محدودیتها در حال حاضر با مقاومت روبروست. در استرالیا، نوجوانان آشنا به فناوری از VPN، حسابهای خانوادگی مشترک یا پلتفرمهای کمتر شناختهشده استفاده میکنند. در فرانسه، کارشناسان همچنان در مورد اینکه آیا فناوریهای فعلی تأیید سن اصلاً قابل اجرا هستند یا خیر، تردید دارند.
بدون تردید ممنوعیت بدون آموزش نتیجهی معکوس خواهد داشت. قطع ارتباط تیکتاک بدون توضیح دلیل، خطر ایجاد نارضایتی را به همراه دارد، نه انعطافپذیری.
خلاءهای اجرایی و فقدان آموزش عمومی ممکن است ممنوعیت رسانههای اجتماعی را تضعیف کند.
سواد دیجیتال؛ قطعه گمشده
این موج نظارتی، نقص عمیقتری را در سیستمهای آموزشی ما آشکار میکند. آنچه جوانان نیاز دارند فقط محدودیت نیست؛ آنها به یک «مجوز دیجیتال» نیاز دارند. این حرکت برای اهریمنی جلوه دادن صفحات نمایش نیست بلکه در مورد تجهیز جوانان به ابزارهایی است تا اطمینان حاصل شود که آنها محصول سیستمی نیستند که کنترلی بر آن ندارند.
چارچوبهای یونیسف و OECD برای آموزش دیجیتال، خواستار توسعه «آگاهی الگوریتمی» و خودتنظیمی دیجیتال از اوایل دوره متوسطه هستند.
نتیجهگیری: یک علامت هشدار، نه حرف آخر
تنظیم مقررات رسانههای اجتماعی برای افراد زیر ۱۶ سال یک نقطه عطف است. این یک سیگنال سیاسی و فرهنگی واضح ارسال میکند: سلامت روان جوانان از معیارهای تعامل مهمتر است. اما این گام نهایی نیست. این یک آزمون استرس است.
اگر مقررات با اصلاحات بلندپروازانه آموزش دیجیتال و فشار بر پلتفرمها برای طراحی مجدد مدلهای تعاملشان همراه نشود، شکست خواهد خورد. در سال ۲۰۲۶، محافظت از جوانان به معنای قطع ارتباط آنها نیست. به معنای آموزش نحوه پیمایش به آنهاست.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان









