به گزارش متادخت، در فضای شلوغ محتوای برنامههای فارسی، «زن روز» با ادعای یک رئالیتیشو مد و فشن و با اجرای مهنار افشار پا به عرصه گذاشت. این برنامه در نگاه اول وعده میدهد صحنهای برای نمایش استعداد، استایل و توانمندی زنان باشد اما آنچه در عمل به نمایش گذاشته میشود، به سرعت از این ادعا فاصله میگیرد و تبدیل به نمایشی از رقابت ظاهری، مصرفگرایی افراطی و حاشیهسازیهای مبتذل میشود. این تناقض آشکار بین شعار و اجرا، برنامه را به موضوعی برای نقدهای جدی تبدیل کرده است.
نقد محتوایی؛ تقلیل زن به ویترینی از برندها
محور اصلی انتقادها به «زن روز»، سطحینگری در محتوای آن است. به جای پرداختن به ابعاد فکری، هنری یا اجتماعی زنان، تمام تمرکز برنامه بر زیبایی ظاهری، نحوه لباس پوشیدن و آرایش شرکتکنندگان است. در واقع، «زن روز» هویت چندبعدی زن ایرانی را که میتواند نماد خِرَد باشد، به سوژهای صرفاً بصری و البته جذاب و تماشاگرپسند تقلیل میدهد. زنان با علم به آنکه قرار است از آنها انتقاد شود، در برنامه شرکت کردهاند؛ آنها آگاهانه خود را در معرض انتقاد قرار میدهند و قرار است که پذیرای نقدها باشند اما آنچه در عمل رخ داده، نه تنها ترویج فرهنگ نقدپذیری نیست بلکه حاشیهسازی، گفتگوهای سطح پایین، بینزاکتی و توهین و تمسخر یکدیگر است. چگونه چنین فضای سخیفی میتواند ادعای یک برنامه فرهنگی در حوزه زنان را داشته باشد؟!

کژکارکرد اجتماعی؛ بازتولید کلیشه به جای توانمندسازی
«زن روز» نه تنها در محتوا، که در کارکرد اجتماعی خود نیز ناتوان عمل کرده است. این برنامه به جای آنکه گامی در جهت توانمندسازی باشد، به بازتولید کلیشههای موجود درباره زنان میپردازد. زن در این برنامه نه در جایگاه مادر، هنرمند یا اندیشمند که در قامت مدلی دیده میشود که تنها مأموریتش «دیده شدن» است. آن هم به هر بهایی. این بازنمایی، ذهن مخاطب را شرطی میکند تا ارزش زنان را تنها از منظر زیبایی ظاهری ارزیابی کند. البته که برنامه زن روز هم با همین هدف ساخته شده اما میتوانست با پرداخت غنیتر و عمیقتر به زنان، به محتوای بهتر و واقعیتر دست یابد.
شرکتکنندگان؛ نمادهایی از بحران هویت
شرکتکنندگان برنامه، خود به سه طیف قابل تقسیم هستند که هر کدام بخشی از تناقضات و خلاءهای برنامه را بیشتر نمایان میکنند؛
- گروههای حرفهای عرصه نمایش؛ این گروه عمدتاً از مدلها و فعالان حوزه مد و فشن تشکیل شدهاند که به صورت تخصصی ادعای فعالیت در استایل را دارند. هدف اصلی آنان دیده شدن و ارتقای برند شخصی است که به طور طبیعی با ماهیت نمایشی برنامه همسو میشود. حضور آنان بستری برای نمایش ظاهر و سبک زندگی لوکس فراهم میآورد.
- گروه درگیر در تناقض سنت و مدرنیته؛ شرکتکنندگانی که گویا میان تمایل فردی برای پوشش و نگرانی از قضاوت جامعه درگیرند. این تناقض گاه به صحنههایی میانجامد که به جای برانگیختن همدلی، بیشتر حالت کاریکاتور و خندهدار پیدا میکند و عمق بحران هویت را به نمایشی سطحی تبدیل میکند.
- گروه جویای حاشیه؛ نمادی از قشری که برای دیده شدن به دعوا، غیبت، فحاشی و حاشیهسازی متوسل میشوند. به نظر میرسد کارگردان برنامه آگاهانه با نمایش و حتی تشویق و تحریک این گونه رفتارها، از آن به عنوان ترفندی برای جلب مخاطب و افزایش درگیریهای دراماتیک استفاده میکند. اینجاست که برنامه از نقد ظاهرگرایی فراتر رفته و به ضد خود تبدیل میشود چرا که با تحقیر روابط و نمایش رفتارهای مخرب، کرامت انسانی شرکتکنندگان را زیر سؤال میبرد.
تقلید فرمی و بیهویتی فرهنگی
نقد دیگر به «زن روز»، فرم تقلیدی و فاقد اصالت آن است. این برنامه به وضوح از شوهای غربی و ترکیهای الگوبرداری شده است اما این تقلید تنها در ظواهر پرزرق و برق، دکور و فرمت رقابت باقی مانده است. مشکل اصلی این است که این قالب بیگانه، بدون توجه به بافت فرهنگی و اجتماعی ایران و ارزشهای چند بعدی نگاه به زن در این جامعه، کپی شده است. هرچند در برخی کانسپتها به اِلِمانهای فرهنگی ایران نیز اشاره میشود اما در نتیجه، محصول نهایی نه اصالت دارد و نه قابلیت باورپذیری و تنها به بیهویتی محتوای تولیدی میانجامد.

جمعبندی؛ فرصتی که به ضد خود بدل شد
برنامه «زن روز» یک فرصت از دست رفته است. فرصتی که میتوانست با نگاهی کارشناسانهتر، گفتوگویی اصیل درباره زنان معاصر ایرانی را کلید بزند اما در عمل، این برنامه در دام ظاهرگرایی، مصرفگرایی و حاشیهسازی افتاد و به برنامهای ضد زن تبدیل شد. تمرکز افراطی بر بدن و پوشش، تفکر و هویت مستقل زنانه را به حاشیه راند و در نهایت، تصویری تحریف شده و سطحی ارائه داد. نکته پایانی آنکه توجه به ظاهر و سبک پوشش به خودی خود امری مذموم نیست. مسئله، حذف سایر ابعاد وجودی انسان و جایگزینی کامل «بودن» با «ظاهر شدن» است. زمانی که یک برنامه، تمام ارزش یک زن را در متریال لباس و میزان جذابیت بصری خلاصه میکند، در واقع به شکلی خطرناک در حال ترویج نگاهی تقلیلگرایانه است. این همان نقطهای است که «زن روز» در آن درجا زده و نتوانسته از سطح شوهای مبتذل تلویزیونی فراتر برود.
به قلم دکتر پگاه روشان، جامعهشناس و منتقد فیلم و سریال








