به گزارش متادخت، در میان هیاهوی سیاست، گاهی اوقات چهرههایی هستند که در سکوت و گمنامی، نقش مهمی ایفا میکنند. بانو منصوره خجسته باقرزاده، همسر معظم رهبر شهید، سید علی حسینی خامنهای، از این دست افراد هستند. ایشان، در حالی که همواره در حاشیه توجهات عمومی قرار داشتند، با خلوص نیت و ایمان راسخ، همواره در هدایت و حمایت از رهبر ما نقش بسزایی داشتهاند.
یک عمر زیست مجاهدانه
گمنامی این بانو، نه ناشی از کمبود توانایی یا اراده، بلکه تجلی تواضع و دوری از جلب توجهات بود. در حالی که رهبری، در مرکز توجهات و مسئولیتهای سنگین کشور قرار داشتند، ایشان با صبر و حوصله، در کنار ایشان بودند و با دعای خیر و مشورتهای حکیمانه، راه را برای موفقیت ایشان هموار میکردند. همچنان که رهبر شهید در کتاب خاطراتشان فرمودهاند: «من درباره زهد و پارسایی این بانوی صالحه، تصویرهای بسیاری در ذهن دارم که بیان برخی از آنها خوب نیست. درست است که من زندگیام را به همین شکل آغاز کردم و همسرم را نیز در این مسیر هدایت کردم، اما صادقانه میگویم که او در این زمینه بسیار از من پیشی گرفته است.» از این سخنان چنین برمیآید که ایشان فراتر از یک همسر، یک همسفر و راهنما در مسیر پر فراز و نشیب رهبری بودهاند و با درک عمیق از مسائل و با ایمان به خداوند، در بسیاری از مواقع، از رهبری پیشی گرفته و راه را برای ایشان روشن کردهاند. گمنامیشان، در واقع، نشاندهنده عمق و پویایی نقششان در این مسیر بوده است. در این کتاب همچنین آمده است: «در سال1343 در مشهد ازدواج کردم. با بانویی از خانواده نسبتا متنول که داییها و برادرانش تاجر فرش بودند. اما ایشان همواره خانه را از زرق و برقهای دنیوی دور نگه میداشت. هیچوقت برای خود زیورآلات نخرید و همان مقداری را هم که از خانه پدری آورده بود در سالی که در مشهد سرما شدت گرفت و مردم برای گرم کردن خانههایشان به خرید مواد سوختی -که در آن زمان زغال بود- روی آوردند، فروخت و به فقرایی که برای این امر مراجعه میکردند داد. حتی اگر من هم مخالفت میکردم با اصرارهای ایشان راضی میشدم. هرگز از من درخواست خرید لباس نکرد. بلکه نیاز خیلی ضروری خانواده به لباس را به من یادآور میشد و خود میرفت و میخرید. همین رهایی از زوائد زندگی بیشترین تاثیر را در زندگی من داشته. همین زوائد بیرون از حد ضرورت است که انسان را به بردگی میکشاند.» روشن است که سادگی ایشان نه به معنای محرومیت، بلکه به معنای بیاعتنایی به مظاهر فریبنده دنیوی و تمرکز بر ارزشهای معنوی و انسانی بوده است. در قسمتی دیگر از خاطرات آمده است: «روحیه قوی و طمأنینه و آرامشی که همیشه داشت قوت قلبی برای من بود. با آنکه خانه ما بارها مورد یورش دشمنان واقع شد و با اینکه من بارها در برابر او بازداشت شدم و حتی در نیمه شبی که برای دستگیری من به خانه ما ریختند و من مورد ضرب و شتم واقع شدم، هیچگاه ترسی یا ضعفی یا افسردگی و ملالتی در ایشان ندیدم. بلکه بر عکس، با روحیه عالی و قوی به ملاقات من میآمد و به من اعتماد و اطمینان میداد. هرگز نشد وقتی من در زندان بودم خبر ناراحت کنندهای به من برساند. این صبر و شکیبایی فراوان او در دوران پیش از انقلاب و اصرار او به ساده زیستی در دوران بعد از انقلاب هیچگاه متزلزل نشد.»
ایستاده پای ارزشها
این ویژگی نشاندهنده قدرت ایمان و صبر و استقامت در برابر مشکلات است. ایشان با درک عمیق از شرایط دشوار، در کنار همسرشان ثابت قدم و همراه بودند و هیچگاه از حمایت و همراهیشان دست برنداشتند. اینها نمادی از وفاداری و تعهد به ارزشها و اهداف مشترک است. چنین نمادی برای تمامی زنان و دختران امروز الگویی از وفاداری و استقامت است.
منبع
کتاب خون دلی که لعل شد؛ خاطرات سید علی حسینی خامنهای









