به گزارش متادخت، نمیتوان قلم به دست گرفت و از الگوی سوم نوشت، بیآنکه به خالق آن، چنین انسان شگفتانگیزی اشاره نکرد. اگرچه جریان متحجر سالها تلاش کرد با سانسور سخنان امام شهید یا انحراف آن از قدرت گرفتن این زن بکاهد و جریان مدرن نیز به موازات برای جداکردن زن ایرانی از مفاهیم دینی تمام تلاشش را کرده بود؛ اما حماسه حضور مردم در تمامی شبهای جنگ تحمیلی و حضور پررنگ زنان با فرزندان کوچک و بزرگشان، باطل السحر تمامی گمانهزنیها پیرامون زن مسلمان ایرانی بود. حضور این زنان یادآور مردی است که سالها با صبوری، زن انقلاب اسلامی را ذیل عنوان «الگوی سوم» ساخت و حالا این زن در تمامی صحنههای پس از او خود را اثبات کرده است. گویی چنین جنگی و چنین دفاعی فقط میتوانست انرژی این زن را در میدان مبارزه حق علیه باطل آزاد سازد. زنی که در انقلاب اسلامی خود را یافت و حالا به ظهور رسیده است.

انقلاب اسلامی، پدیدهای مردمی بود که منجر به آزادسازی ساحات وجودی انسانها شد و هویت ایرانی و دینی را در جامعه بیدار کرد. استقلال هویتی، آزادی انسانی، ایستادگی در برابر ظلم و ستم و اتکا بر ارزشهای دینی بخشی از دستاورد انقلاب اسلامی برای مردم بود. در این بین زنان علاوه بر بهرهمندی از تحولات مذکور، از حیث خودباوری و کنشگری به تحولات عظیمی رسیدند.
امام عظیمالشأن روحی تازه در زنان دمیدند و زنان را بهعنوان رهبران نهضت در شکلگیری انقلاب اسلامی معرفی کردند. نوع نگرش جدید و پیشرویی که به زنان وجود داشت آنان را به عرصه جدیدی وارد کرد. نکته مهم این تحول، آغاز آن از سوی عالم دینی و رهبر انقلاب بود. از این رو تحول عمیق درباره هویت زن مسلمان ایرانی مورد اقبال جامعه قرار گرفت. جامعه ایرانی با رنگ و بوی سنت و مذهب، با مفاهیم جدیدی از زنانگی مواجه بود. مفاهیمی که زنان را عنصر اثرگذار جامعه میدانست و این زنان نیز در اوج شکلگیری انقلاب، کنشگران و فعالان جدی میدان مبارزه بودند. بنابراین میتوان گفت که با انقلاب اسلامی هویتی از زن مسلمان ایرانی به جامعه معرفی شد که تا پیش از آن مگر در موارد معدود و تحت رهبری علمای دینی (مانند جنبش تنباکو) وجود نداشت.
به جرأت میتوان گفت که یکی از نقاط قوت اندیشه انقلاب اسلامی در نوع نگاه به زنان است. بنابراین رسالت چنین زنی، رهایی زنان عالم با طرح و بسط اندیشه انقلاب اسلامی در موضوع زن و خانواده است. رهبر شهید انقلاب در پیام به کنگره هفت هزار زن شهید، زن مسلمان ایرانی را معلم ثانی بشریت میداند و از این رو شناخت الگوی مدنظر انقلاب اسلامی در حوزه زن و خانواده با هدف آشنایی با ماموریت و رسالت زنان این سرزمین بیش از پیش ضرورت مییابد.
الگوی سوم، عنوانی است که امام شهید بر زن انقلاب اسلامی نهادند. الگویی که با نفی الگوی زن شرقی و زن غربی متولد شد تا پر پرواز زنان ایرانی باشد. در ادامه به تشریح هر الگو میپردازیم:
الگوی اول: الگوی شرقی
نگاه شرقی یا متحجرانه به زن، او را به حاشیه میراند. چنین زنی از اثرگذاری بر تاریخ محروم است. او باید صرفا در خدمت خانه باشد و به فراتر از آن نیندیشد؛ حتی اگر اتفاقات مهم و تاریخی در حال رخداد باشد. این زن خانهنشین است؛ در ادبیات تحجر، چنین زنی برای خدمت به مرد خلق شده است و مرد خود را مالک زن میداند. در این نگاه زن نیازی به آگاهی، دانش، حرکت و پویایی ندارد، مرد محور عالم است و زن باید گرد او بگردد. بنابراین مرد تدبیر میکند که زن خانهنشین باشد و فقط به رتقوفتق امور مشغول باشد؛ در واقع زن کارگر زندگی مرد است و بیش از آن نیست. از اینرو زن هرگز به جهانی فراتر از خانه نمیاندیشد و هرگز قدرت اثرگذاری نخواهد داشت. چرا که همواره تحت سلطه و ستم است.

الگوی دوم: الگوی غربی
غرب و نظام سرمایهسالار آن در تلاشند زن را کاملا در تسلط خود قرار داده و به نفع خود مصادره کنند. آنها یا زن را تماما جنسیشده و در خدمت مردان میخواهد و یا آنان را تهیشده از جنسیت میسازند؛ یعنی زنی که بدون توجه به جسم و روان متفاوت با مردان باید به اندازه مردان کار کند تا چرخ سرمایهداری برای سرمایهداران بچرخد. زن در هر دو حالت از زنانگی خود فاصله میگیرد و به فردی بدل میشود که در حاشیه است. او نیز دچار خودشیءانگاری جنسی شده است و بودن را در جاذبه جنسی و ارائه خدمات بر مردان میداند. در این بین رقابت بر سر جاذبههای جنسی با سایر زنان اوج دغدغههای چنین زنانی میشود و خود نیز بیآنکه متوجه شود، چنین خشونت نمادینی را ارج مینهد و به آن وابسته میشوند. الگوی غربی نیز همچون الگوی نخست، زن را موجودی درجه دو میداند که تحت سلطه و استثمار است و برای دیگریِ خود خلق شده است. حاصل چنین نگاهی، ضربه به جایگاه خانواده و محروم شدن زن از حق برخورداری از خانواده و مادری است و اساسا روابط خارج از چارچوبهای منظم و قواعد انسانی ادامه مییابد تا آسیب به زن سادهتر و کم دردسرتر رخ دهد. این زنان چنان در زندان ادراکی اسیرند که بعضا علیرغم مسائل و مشکلات موجود، قادر به مبارزه برای احقاق حق خود نیستند.

الگوی سوم: زن نه شرقی و نه غربی
«زن مسلمان ایرانی، تاریخ جدیدی را پیش چشم زنان جهان گشود و ثابت کرد که میتوان زن بود، عفیف بود، محجبه و شریف بود و درعین حال، در متن و مرکز بود. میتوان سنگر خانواده را پاکیزه نگاهداشت و در عرصه سیاسی و اجتماعی نیز سنگرسازیهای جدید کرد و فتوحات بزرگ به ارمغان آورد. زنانی که اوج احساس و لطف و رحمت زنانه را با روح جهاد و شهادت و مقاومت درآمیختند و مردانهترین میدانها را با شجاعت و اخلاص و فداکاری خود فتح کردند». این جملات دیدگاه کلی رهبر شهید انقلاب را درباره زن الگوی سوم نشان میدهد. زنانی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، منفعل نشدند. در تمامی بحرانهای طبیعی یا غیرطبیعی و جهتدهی شده توسط دشمن بیرونی، نقشآفرینی داشتند. در 8 سال دفاع مقدس در جایابی خود برای خدمت به جبهه نبرد حق علیه باطل، همواره در تلاش بودند. در فتنهها و حوادث گوناگون نیز نقش خود را به خوبی ایفا کرده و به پیشبرد اهداف جامعه دینی کمک کردهاند و در سختترین سال پس از انقلاب، در حالیکه دو جنگ تحمیلی و یک کودتا را از سر گذراندیم، زنان همچنان بر مقاومت و کنشگری اصرار داشتند. این زنان خود را در متن و مرکز حوادث میدانند.
هویت و شخصیت جدیدی که زنِ مسلمان ایرانی با راهبری امام راحل یافته بود، خستگیناپذیر بود و بدون انتظار از حاکمیت برای طراحی عرصه اثرگذاری آنها، در هر نقشی و هر فضایی به کنش معطوف به جهاد میپرداخت. پس از امام راحل نیز، امام شهید با قدرت در برابر متحجران ایستادند و ابعاد مختلف زن ایرانی را طراحی کردند. طرح الگوی سوم زن در سخنان رهبری، خلق مفهومی بود که میتوانست زن انقلاب اسلامی را بیش از پیش قابل فهم نماید. آنچنانکه انقلاب اسلامی در شعار اعلام میکرد که نه شرقی است و نه غربی، زن انقلاب اسلامی نیز نه زن شرقی بود و نه زن غربی. این مرزبندی با دیگریها در فهم زن مدنظر انقلاب اسلامی کمک بزرگی کرد. زنی که نه چون شرقیها خانهنشین است و نه چون غربیها بر محور جاذبه جنسی یا مردوارگی؛ چنین زنی کشف بزرگ انقلاب اسلامی بود که در جهان بیمانند است. زنی عفیف، محجبه، خانوادهگرا، پایبند به ارزشها و مجاهد که همواره هر جایی که بود را مرکز عالم میدانست و به نقشآفرینی میپرداخت. بیشک چنین زنانی قهرمانان یک ملت هستند. زیست آنها، نوعی سبک زندگی جدید است و نه تنها جامعه ایرانی باید چنین زنانی را بهتر بشناسد، بلکه جهان باید بداند راه نجات زنان نه از خانهنشینی و دگماتیسم میگذرد و نه از فمینیسم و اندیشههای شکستخورده غربی. این همان رسالتی است که بر عهده زنان است و تا جهانی شدن چنین ایده درخشانی، توقف معنا ندارد.
به قلم زهراسادات رضوی علوی؛ پژوهشگر مطالعات جنسیت








