در گفتوگوی متادخت با دکتر ابراهیم راستیان، مدرس و کارشناس تعلیم و تربیت، به مسئله الگویابی دختران نوجوان، چالشهای هویتی نسل جدید و ضرورت بازنمایی «الگوی سوم زن» پرداختهایم.
دختر نوجوان امروز، بیش از هر زمان دیگری در معرض انبوهی از الگوها و روایتهای گوناگون قرار گرفته است؛ اما آنچه بیش از همه او را با چالش مواجه میکند، نه صرفاً تعدد این الگوها، بلکه دیده نشدن، فقدان یک رابطه عاطفی امن و ارائه الگوهایی است که برای او دور از دسترس و غیرقابل فهم به نظر میرسند. در چنین شرایطی، سبک زندگی دختر نوجوان ایرانی میتواند دچار سردرگمی شود؛ زیرا نوجوان برای ساختن هویت خود، بیش از هر چیز به الگوهایی ملموس، قابل درک و نزدیک به زیست واقعیاش نیاز دارد. الگوهایی که بتواند خود را در آنها ببیند و میان آرمانها و زندگی روزمرهاش پیوند برقرار کند.
در سالهای اخیر، از «الگوی سوم زن» به عنوان تصویری متفاوت از زن مسلمان ایرانی سخن گفته شده است؛ الگویی که نه در چارچوب نگاه سنتیِ محدودکننده تعریف میشود و نه در الگوی فردگرایانه و مصرفگرایانه غربی خلاصه میشود. الگویی که میکوشد میان نقشهای خانوادگی، حضور اجتماعی، مسئولیتپذیری و رشد فردی توازن برقرار کند. با این حال، پرسش مهم اینجاست که دختر نوجوان امروز تا چه اندازه با این الگو آشناست؟ واقعیت آن است که بخش قابل توجهی از نوجوانان، هنوز شناخت روشنی از این تصویر ندارند. نه به این دلیل که این الگو وجود ندارد، بلکه به این دلیل که ما هنوز نتوانستهایم آن را متناسب با زبان، نیازها و جهان ذهنی نوجوانان بازتولید کنیم.
الگوی سوم زن، تا زمانی که در قالب روایتها، شخصیتها، تجربههای زیسته و نمونههای قابل لمس به دختران نوجوان معرفی نشود، همچنان مفهومی انتزاعی باقی خواهد ماند؛ مفهومی که اگرچه در سطح نظری مورد توجه قرار گرفته، اما در سطح زندگی روزمره و نظام الگوسازی فرهنگی، هنوز فاصله قابل توجهی با مخاطب نوجوان دارد.شاید امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند آن باشیم که به جای ارائه الگوهای دور و دستنیافتنی، تصویری واقعی، قابل فهم و الهامبخش از زن مسلمان ایرانی را برای نسل جدید بازآفرینی کنیم؛ تصویری که دختر نوجوان بتواند خود را در آن پیدا کند و آیندهاش را با آن معنا ببخشد.
شاید بخشی از حضور چشمبسته و گوشبسته برخی دختران نوجوان در بحرانها و التهابهای اجتماعی را نیز باید در همین خلأ جستوجو کرد؛ جایی که فقدان یک الگوی روشن و بازنمایینشده، میدان را برای روایتهای رقیب و هویتهای جایگزین باز میکند. هنگامی که جامعه نتواند تصویر قابل فهم و باورپذیری از زن مسلمان ایرانی برای نسل جدید بسازد، طبیعی است که نوجوان برای پاسخ به پرسشهای هویتی خود، به سراغ الگوهایی برود که دیگران برای او طراحی و روایت کردهاند.







