به گزارش متادخت، مسئله آب تنها دغدغهای فنی در سدها و هیدرولیک نیست، بلکه مستقیمترین تهدید علیه «امکان زیست» زنان است. در حالی که تصور غالب، اقلیم را حوزهای مردانه و تخصصی میداند، پژوهشگران تأکید دارند که نادیده گرفتن ابعاد اجتماعی و جنسیتیِ فرونشست زمین و کمآبی، شکافی است که مطالعات زنان باید آن را پر کند.
نشست تخصصی «آب و اقلیم در مطالعات زنان: مروری بر رویکردها و تحولات» عصر شنبه 31 مرداد به صورت مجازی در فضای گوگل میت به همت انجمن جامعهشناسی ایران و با حضور «مهتا بذرافکن»، دانشجوی پسادکتری مطالعات آب و جامعه و پژوهشگر و مروج سواد آب و عدالت محیط زیست به عنوان سخنران و «معصومه اشتیاقی»، پژوهشگر حوزه آب و عضو انجمن بینالمللی آب به عنوان دبیر نشست برگزار شد.
چرا مطالعات زنان باید وارد حوزه آب و اقلیم شود؟
بذرافکن در ابتدای نشست گفت: یکی از سوالاتی که همیشه از من شدهاست این است که چرا من حوزه «آب و اقلیم» را برای مطالعه انتخاب کردهام، در حالیکه رسانهها پر از مسائل چالش برانگیزی نظیر قتل، خشونت و زنانه شدن فقر هستند. پاسخ ساده من به این سوال این است که مساله آب، محیط زیست و اقلیم برای زنان موضوعی فرعی نیست. زیرا هم به شرایط مادی و هم به امکان زیست آنها مربوط میشود و امکان زیست یکی از مهمترین مسائل است. با این حال باید بگویم که مطالعات زنان چندان وارد این حوزه نشدهاست. دلیل مهم آن هم این است که اغلب چنین پنداشته میشود که این موضوع، تکنیکال و فنی است و به موضوع هیدرولیک آب برمیگردد. درحالیکه زنجیرهای از مسائل اجتماعی و جنسیتی پشت فرونشستها، کم شدن آبهای زیرزمینی و سدسازیها است که زنان باید وارد شوند و آنها را مطالعه کنند.
وی افزود: یادم است وقتی در یکی از نوشتههایم به نام آب و جامعه در مورد آبهای زیرزمینی صحبت کردم، آقایی گفت من مطلب را در کانالم درج میکنم، اما نام شما را به عنوان نویسنده آن نمیآورم. زیرا شما خانم هستیم و خانم را چه به آبهای زیزمینی! من در حدود ۴ سال پیاپی برای کشاورزان کارگاههایی برگزار کردم و در این زمینه گفتوگوهایی انجام دادهام، اما متاسفانه در همه آنها با همین چالش مواجه بودم.
آب، عدالت و رنج پنهان زنان
بذرافکن اشاره کرد: اگرچه در مورد زنان و توسعه روستایی هم کار بسیار شده و به این پرداخته شده که زنان در تولید معیشت چه نقشی دارند، اما در مورد تقسیم جنسیتی و آب کار کمتر شده زیرا رویکردها اغلب مردانه و فرهنگ غالب سبب شده زنان کمتر دیده شوند. همینطور در حوزه مدیریت منابع آب هم در مورد نقش زنان کار کمتر انجام شده است. در مورد زنان و خشکسالی هم تنها مقاله کیفی را خودم انجام دادهام و بقیه مقالات هم کمی بودند و هم کمتر به نقش زنان پرداخته بودند. در مورد سازگاری با اقلیم هم در ایران اگرچه کار شده، اما اکثرا از زاویه رشتههای دیگر بوده تا از منظر جامعهشناسی. همچنین بحثی به نام آب و عدالت هم نداریم. در مورد تجربه زیسته سازگاری با اقلیم هم جز مقاله خودم کار دیگری ندیدهام که انجام شده باشد.
چرا ورود به این حوزه مهم است؟
بدرافکن در ادامه نشست گفت: نمیخواهم کار رسانهها را از این نظر که برای مثال به موضوعاتی مانند فقر، زن کشی یا خشونت میپردازند کم اهمیت بدانم، اما باید بگویم مقالاتی که در زمینه آب و زنان بوده بسیار کم بوده است. در حالیکه اگر از سال 1392 تا 1403 اخبار را بررسی کنیم باید بگوییم نزدیک به ۴۱ دختر و زن در آبگیرهای سیستان و بلوچستان غرق شدهاند آن هم به این خاطر که برای خانواده آب ببرند. یا به عبارتی کار «کولبری آب» را انجام دهند. در رسانهها به این موضوع به عنوان یک حادثه نگریسته شد در حالیکه کاملا موضوع یک امر اجتماعی است. یا اگر به صفهایی که جلوی تانکرهای آب میایستند نگاه کنید میبینید که اکثرا زنان عامل توزیع آب هستند. پس اگر قرار است در حوزه مطالعات زنان در مورد ناعدالتی صحبت کنیم، نمیتوانیم این مسائل را نادیده بگیریم. اینها همه بخشی از مسائل زنان هستند.
وی گفت: من اخیرا مقالهای در یک ژورنال خارجی نوشتهام و در آن سیستم جهانی سازگاری با اقلیم را بر اساس اسناد بینالمللی نقد کردهام. همیشه از زنان به عنوان قهرمانان سازگاری با اقلیم صحبت کردهاند و اینکه باید توانمند شوند و خانواده را از فقر ناشی از خشکسالی نجات دهند. اما پشت همین موضوع نوعی بی عدالتی وجود دارد و آن این است که زنان چقدر باید سرمایه عاطفی خرج کنند. زنی که باید همزمان کار مراقبتی و عاطفی کند، متحمل اضطرابهای بسیار است درحالیکه هیچ جا موضوع سرمایه عاطفی زنان توجه نمیشود. در نتیجه این مساله مهم است که زنان خصوصا نسل جوان به این حوزه وارد شوند و حتی کار میدانی انجام دهند. بنابراین یکی از وظایف ما به عنوان کنشگر و پژوهشگر اجتماعی این است که این نوع تصورات غالبی را با علکردمان در هم فروشکنیم و به عبارتی بدیهیات انگاری را محو کنیم. در یافتههای پژوهشی که در سال 2014 منتشر شده زنان پژوهشگر گفتهاند معمولا از حضورشان در میدان جلوگیری میشود و حرف غالب این است که شما باید یک هفته به دور از خانواده و فرزندان باشید. ما به عنوان جامعهشناس وظیفه داریم این دانش انتقادی را تولید کنیم که زنی که تا بالاترین ردههای دانشی بالا رفته چرا اکنون نباید از دانش، تحصص و مهارت او استفاده شود.
وی در نهایت گفت: این گفتوگوها فرصتی است تا بتوانیم ارتباطاتی از این دست را ایجاد کنیم و در مورد نقش زنان در این حوزه کار کنیم. امیدوارم دانشجویان برای انجام مطالعات در این زمینه راهنمایی شوند و نوعی دانش انتقادی برای رویارویی با چالشهایی از این دست شکل بگیرد.
✍ به قلم مینا اینانلو، دکتری جامعهشناسی








