به گزارش متادخت، سریال «رویای نیمه شب» به کارگردانی «حسن آخوندپور» و تهیه کنندگی «سعید سعدی»، محصول سازمان هنری رسانه ای اوج، از مرداد ۱۴۰۵ از شبکه سه سیما پخش شده است. این مجموعه ۲۴ قسمتی اقتباسی آزاد از رمان پرفروش «مظفر سالاری» به همین نام است که فیلمنامه آن را «سیدحسین امیرجهانی» نوشته است. داستان در شهر تاریخی حلّه عراق و در سال ۷۱۰ هجری قمری، همزمان با دوران سلطنت محمد خدا بنده (اولجایتو)، روایت میشود؛ دورهای که تحولات مذهبی و سیاسی مهمی در ایران و عراق رخ داده بود. سریال با حضور بازیگرانی چون بهاره افشاری، حسن معجونی، محسن قصابیان، روزبه حصاری و آیدا ماهیانی ساخته شده است.
مضمون اصلی سریال، چنانکه تهیه کننده آن تأکید کرده، «همراهی و وحدت میان مذاهب» است؛ اینکه شیعه و سنی بتوانند در کنار یکدیگر زندگی مسالمتآمیزی داشته باشند و اجازه ندهند عوامل بیرونی باعث ایجاد فاصله میان مسلمانان شود. این پیام از طریق روایت عشقی میان دو جوان با باورهای مذهبی متفاوت به تصویر کشیده میشود؛ فتاح، جوانی سنی مذهب و تلما، دختری شیعه. عشقی که در میان تعصبات مذهبی، مخالفت خانوادهها و سیاستهای تفرقهافکنانه حاکمان شهر گرفتار میشود. تفاوت مذهب، سنگ بنای ناسازگاری خانوادهها با عشق این دو جوان شد؛ سدی که در آن هراس از فروپاشی سنتها، واهمه از قضاوتهای اجتماعی و دلنگرانی برای حفظ حریمهای آیینی، پیوند آنها را دستمایهای برای تهدید باورها و اعتبار خانوادگی قلمداد کرد. پرداخت به عشق ممنوعه همیشه برای مخاطب جذاب است آن هم در بستر فضایی تاریخی.

نگاه جسورانه سریال رویای نیمهشب در پرداختن به اختلافات مذهبی در تاریخ حلّه، فراتر از یک بازسازی صرف است. آنچه این اثر را متمایز میکند، تمرکز بر لایههای زیرین این تعصبات است؛ جایی که فشارهای ایدئولوژیک، بیش از همه، زندگی روزمره و روابط انسانی را هدف میگیرند. سریال با درکی درست از پیچیدگیهای عاطفی، نشان میدهد که چگونه دیوارهای سفت و سختِ اعتقادی، نه فقط در عرصه سیاست، که در شکاف میان خانوادهها و در لحظات خصوصی زنانی که در میانه این تضادها گیر افتادهاند، قد علم میکنند و مانع از شکلگیری یک پیوند انسانی میشوند.
زن در «رویای نیمه شب»؛
عاملی برای پیشبرد یا سوژهای برای تعمیق؟
تلما، شخصیت اصلی زن داستان، دختری ساده و معمولی از خانوادهای شیعه معرفی شده است که عاشق پسری از اهل سنت میشود. با این حال، آنچه در شخصیتپردازی این زن به چشم میخورد، نوعی سطحینگری است. تلما بیشتر به عنوان عاملی برای پیشبرد درام عاشقانه و ایجاد تنش مذهبی عمل میکند تا موجودیتی مستقل با عمق روانشناختی. در مقابل، واقعیت برآمده از سریال حاکی از آن است که زنان در این مجموعه تنها نقشهای حاشیهای ندارند و از جایگاههای مدیریتی و فرماندهی گرفته تا نقشهای خانوادگی حضور دارند، اما این حضور در عمل تا چه اندازه به تعمیق شخصیت زن انجامیده، جای تأمل دارد. نکته تأمل برانگیزتر آنکه بهاره افشاری در نقشی متفاوت ظاهر شده. شخصیت زن در سریال با اصرار و طنازی به دنبال تمنای دل خویش است و مرد را در دوراهی خطیر وسوسه و ترس قرار میدهد. این نوع پرداخت، اگرچه ممکن است برای جذابیت دراماتیک طراحی شده باشد، اما پرسشهایی درباره نگاه سریال به زن و عاملیت او در عشق و زندگی ایجاد میکند.
عشق عفیفانه؛
آرمانی که در اقتباس گم شد
مهمترین نقدی که بر این سریال وارد شده، از سوی خود مظفر سالاری، نویسنده رمان، مطرح گردیده است. سالاری با صراحت میگوید: «عشق عفیفانه در سریال رویای نیمه شب هدر رفته است و بهتر بود فتاح جوانتر و نجیبتر به نظر برسد». او تأکید میکند که یکی از جذابیتهای اصلی کتاب، نوع عشق پاک و عفیفانهای بوده که بین شخصیتها شکل میگیرد؛ جایی که تلما، دختری محجوب و عفیف، احساس خود را کتمان میکند اما در سریال، این ظرافت از میان رفته و شخصیتها چنان پرداخت شدهاند که مخاطب با این عشق بین دو جوان همراهی نمیکند.

این فاصله میان رمان و سریال، نشاندهنده چالش اساسی اقتباس است؛ جایی که وفاداری به روح اثر قربانی جذابیتهای تصویری و دراماتیک میشود. هرکس رمان را خوانده، بنا به تجربیات خودش شخصیتها را در ذهن مجسم کرده است اما وقتی مخاطب با سریال مواجه میشود، شاید با فتاح موافق نباشد. همواره تبدیل کتاب به فیلم، این ضعف را به همراه دارد که خرده روایتهای ذهنی و خلاقانه مخاطب، تبدیل به تصویری واحد و مطابق سلیقه سازنده شود.
عشق در میان دو مذهب؛
وحدت یا حاشیه؟
نکته محوری دیگر، نسبت عشق با مسئله مذهب است. تهیه کننده سریال تأکید دارد که مهمترین پیام این قصه، همراهی و وحدت میان مذاهب است. با این حال، برخی معتقدند که برخلاف کتاب، در این سریال موضوع اصلی، شیعه و سنی بودن نیست بلکه این مسئله در خدمت پیشبرد داستان قرار گرفته است. این تغییر رویکرد، اگرچه ممکن است به گستردهتر شدن پیام سریال کمک کند اما از عمق پرداخت به چالشهای واقعی و ریشهدار میان دو مذهب میکاهد.
در نهایت، «رویای نیمه شب» با وجود جسارت در انتخاب سوژههای حساس و چالشبرانگیز، در پرداخت زن و عشق دچار نوعی سردرگمی شده است. عشقی که قرار بود پل وحدت باشد، در عمل بهانهای شده برای روایتی که نه به عمق شخصیت زن میپردازد و نه ظرافتهای عشق عفیفانه را چنانکه در اثر مکتوب آمده، به تصویر میکشد. شاید مهمترین دستاورد این سریال، نه خود روایت، که گشودن فضایی برای گفتوگو درباره نسبت عشق، زن و مذهب در آثار نمایشی ایران باشد.
به قلم پگاه روشان شمال، مناقد فیلم و سریال








