به گزارش متادخت، آثار کاظم دانشی معمولاً از دل پروندهها و اتفاقهای واقعی سر برمیآورند؛ از فیلمهایی چون «علفزار» و «بیبدن» گرفته تا «زندهشور». این علاقه به واقعیت در «کوری» هم به چشم میآید؛ قصه از مسیری پلیسی و رازآلود پیش میرود اما نیروی اصلی آن نه فقط کشف جرم که روبهرو شدن آدمها با زخمهایی است که در خانه و خانواده شکل گرفتهاند. «کوری» در ظاهر یک درام جنایی اما در باطن، درامی خانوادگی است که چند قصه را به هم گره میزند و نشان میدهد هر رازی، میتواند دیر یا زود، راهش را به روابط نزدیکترین آدمها باز میکند.

نخ پلیسی سریال، مخاطب را در پی یافتن حقیقت نگه میدارد اما گره اصلی و نقطه عطف داستان، در پیوندهای خانوادگی شخصیتهاست. سریال هرچه قصه جلوتر میرود، روشنتر میشود که جرم و راز فقط مسئلهای بیرون از خانه نیستند. پیامدشان در رابطه مادر و دختر، پدر و فرزند، زن و شوهر و حتی در نسبت نسلها رسوب میکند. «کوری» از همینجا به تماشاگر نزدیک میشود؛ از جایی که آدمها، پیش از آنکه مظنون یا شاهد باشند، اعضای خانوادهاند.
بازگشت مادرانگی
در میان شخصیتهای زن، شیدا یکی از مهمترین چهرههاست. او پیش از ورود به ماجرای برادرش، زندگی معمولی و آرامی داشته؛ اما درگیر شدن در این پرونده، زندگی پیشینش را از او گرفته است. بازگشت شیدا به ایران فقط به معنای بازگشت به خانه نیست؛ او حالا میخواهد دوباره مادر باشد و جایگاهش را در زندگی دخترش پس بگیرد. این خواسته، از احساسات مادرانهای میآید که با گذشت زمان و جدایی، از میان نرفتهاند، اما هویت مادرانه در عمل چیزی بیش از دلبستگی است؛ مادری نیازمند حضور، اعتماد و ساختن دوباره رابطهای است که از هم گسسته.

رابطه شیدا و دخترش از عاطفیترین خطوط سریال است، چون پرسشی دشوار را پیش میکشد؛ آیا پیوند مادر و فرزند، با وجود فاصله و غیبت، میتواند به شکل نخست بازگردد؟ سریال پاسخ سادهای نمیدهد. احساس مادرانه پررنگ است اما سالهای ازدسترفته و تجربههای دختر هم واقعیت دارند. بنابراین بازسازی رابطه، نه یک آشتی ناگهانی، بلکه مسیری پر از تردید و رنج خواهد بود.
حنا در سوی دیگری از این تصویر قرار میگیرد. گذشته او چندان روشن نیست و همین کمبود اطلاعات، شخصیتش را رازآلود نگه میدارد. با این حال، در ارتباط با پلیس جوان و در جایگاه نامادری، میکوشد نقشی حمایتی و پذیرفتهشده داشته باشد.
این تلاش، یادآور دشواریِ شکلگیری خانوادهای تازه است؛ بهویژه وقتی پیوندهای قبلی و زخمهای حلنشده همچنان حضور دارند. حنا نه صرفاً یک شخصیت حاشیهای بلکه زنی است که باید جایگاهش را در رابطهای حساس و پر التهاب پیدا کند.
آوا، در جستجوی خویشتن
آوا، دختر یونس، نماینده دختران جوانی است که در خانوادههای تک سرپرست بزرگ میشوند. یونس به زعم خود تمام تلاشش را برای آوا بکار میبرد اما در عمل ناموفق است و از ایجاد رابطه درست و سالم با دخترش بازمانده. میان او و پدرش فاصله افتاده؛ حرف نزدن و بیخبر ماندن، رابطهشان را به سکوتی سنگین کشانده است. سریال نشان میدهد بعضی شغلها، بهخصوص وقتی با موقعیتهای اخلاقی پیچیده همراهاند، فقط وقت و انرژی فرد را نمیگیرند؛ بلکه ممکن است اعتماد و صمیمیت خانواده را هم فرسوده کنند. یونس شاید درگیر وظیفه یا حقیقتی بیرون از خانه باشد، اما برای آوا، آنچه دیده میشود غیبت پدر و ناتوانی در گفتوگوست. این شکاف، یادآور آن است که نیت درست یا مسئولیت حرفهای، لزوماً از آسیب رابطههای نزدیک جلوگیری نمیکند.
در تجربه آوا، غیبت پدر تنها مسئلهای شخصی نیست؛ رابطه با نسل قدیم هم اهمیت پیدا میکند. پدربزرگ در جایگاه محرم اسرار، میتواند فضایی برای گفتن و شنیدهشدن فراهم کند؛ نقشی که گاه در خانوادههای پرتنش، جای خالی گفتوگوی مستقیم والد و فرزند را پر میکند. حضور چنین شخصیتی یادآوری میکند که خانواده فقط رابطههای عمودی میان والدین و فرزندان نیست؛ شبکهای از پیوندهاست که گاهی یکی از آنها میتواند پناه دیگری باشد.

شمیم نیز زنی است که میان خیانت همسر و پنهانکاری پدر گرفتار شده؛ یعنی با بیاعتمادی در دو رابطه بنیادی زندگیاش روبهروست. بازی روان و جذاب حدیث میرامینی به این موقعیت پیچیده جان میدهد و اجازه نمیدهد شخصیتش به واکنشی ساده در برابر رنج فروکاسته شود. شمیم با پیامدهای رازهایی مواجه است که دیگران پنهان کردهاند و این پنهانکاری، در کنار خیانت، زندگی عاطفی او را ناامن میکند.
زنان داستان اصلی کوری
«کوری» در بهترین لحظههایش نشان میدهد ازهم گسیختن خانواده یک اتفاق بیرونی و گذرا نیست؛ تجربهای است که در روان آدمها ادامه پیدا میکند و بر شیوه اعتماد کردن، دوست داشتن و حرف زدنشان اثر میگذارد. در این سریال، ماجرای پلیسی مسیر را میسازد اما زنان و رابطههای خانوادگیاند که به آن معنا میدهند. رازها به هم گره میخورند چون زندگی شخصیتها به هم گره خورده است و همین پیوندهاست که «کوری» را، ورای معمای جناییاش، به روایتی درباره فقدان، مادری، سکوت و تلاش برای بازسازی خانواده تبدیل میکند.
✍ به قلم دکتر پگاه روشان شمال، جامعهشناس و منتقد فیلم و سریال








