به گزارش متادخت، با فاطمهسادات هاشمی گلپایگانی روانشناس دینی درباره تربیت دینی دختران، چالشهای والدین در انتقال باورهای دینی به فرزندان و شیوه درست همراهی با دختران در مسیر دینداری گفتوگو کردیم.
تربیت دینی فرزندان یکی از دغدغههای جدی خانوادههای مذهبی است. پدر و مادری که خود به ارزشها و احکام دینی پایبندند، طبیعتاً دوست دارند فرزندانشان نیز در همین مسیر قدم بردارند. آنها از سر محبت و با نیتی خیر، تلاش میکنند فرزندانشان را به انجام واجبات دینی تشویق کنند و از آنها بخواهند به اصولی پایبند باشند که خودشان آن را راهی برای سعادت دنیا و آخرت میدانند؛ اما گاهی همین تلاشهای خیرخواهانه، نتیجهای برخلاف انتظار به دنبال دارد.
تکرار مداوم توصیههایی مانند نماز خواندن، رعایت احکام دینی و انجام تکالیف مذهبی، اگر با اصرار و اجبار همراه شود، ممکن است در ذهن فرزند بهجای محبت و علاقه، احساس فشار و محدودیت ایجاد کند. در چنین شرایطی، دختر بهتدریج در برابر خواسته والدین مقاومت میکند؛ گاهی با انجام ندادن آنچه از او خواسته شده و گاهی با سکوت و فاصله گرفتن. حتی ممکن است پس از مدتی، مسئله دیگر صرفاً انجام دادن یا ندادن یک تکلیف دینی نباشد، بلکه به تقابلی میان فرزند و والدین تبدیل شود.
اما چگونه میتوان بدون آنکه تربیت دینی به اجبار تبدیل شود، فرزندان را با ارزشهای دینی آشنا کرد؟ چگونه میتوان میان دغدغه والدین برای دینداری فرزند و نیاز دختر به استقلال و انتخاب، تعادل برقرار کرد؟
یکی از نکات مهم در این مسیر، توجه به نیازهای عاطفی و روانی دختران است. نیاز به دیدهشدن، زیبا دیدهشدن، تحسین شدن و مورد توجه قرار گرفتن، بخشی از نیازهای طبیعی دختران است که نمیتوان آن را در فرایند تربیت نادیده گرفت. در آموزههای دینی نیز به این موضوع توجه شده و برای نمونه، بر اهمیت ابراز محبت و تحسین زیبایی دختر از سوی پدر تأکید شده است. بنابراین، تربیت دینی نباید به مجموعهای از بایدها و نبایدها محدود شود و لازم است با شناخت نیازهای عاطفی دختران همراه باشد.
از سوی دیگر، والدین باید مهارت شنیدن را جدی بگیرند. وقتی دختر درباره موضوعی اعتراض میکند یا حتی حرفهایی میزند که با باورها و چهارچوب اعتقادی پدر و مادر همخوانی ندارد، نخستین واکنش نباید سرزنش، قضاوت یا تلاش برای ساکت کردن او باشد. گاهی لازم است والدین پیش از هر پاسخی، به فرزندشان فرصت صحبت کردن بدهند، احساساتش را بشنوند و با او همدلی کنند. شنیدن به معنای تأیید همه حرفهای فرزند نیست؛ بلکه به معنای حفظ رابطه و ایجاد فضایی امن برای گفتوگوست.
نکته دیگر، نقش الگویی پدر و مادر در تربیت دینی است. دختران تنها از توصیههای والدین تأثیر نمیپذیرند، بلکه رفتار، سبک زندگی، علایق، مهارتها و نحوه حضور اجتماعی آنها را نیز میبینند. مادری که در کنار پایبندی به باورهای دینی، اهل یادگیری، فعالیت، هنر و رشد فردی است، میتواند تصویر ملموستری از یک زن دیندار به دخترش ارائه دهد. در واقع، دختر باید بتواند دینداری را در زندگی واقعی مادر خود مشاهده کند و آن را با تجربهای از نشاط، توانمندی و حضور مؤثر در جامعه پیوند بزند









