به گزارش متادخت؛ نشستی با حضور ایران بانوان منتخب توسط مجموعه «مثل هانیه» و اعضاء این گروه دانشجویی و مردمی برگزار شد. در این نشست ایران بانوان؛ «عطیه شکری»، «سیده خمسا اسبقیان»، «فریبا مرتضوی» و «سیده حنانه میرعظیمی» از جمع ۱۰ بانوی منتخب توسط گروه مثل هانیه از سوابق و عملکرد درخشان خود و چشماندازشان برای افقی بیانتها میگویند.
در ابتدای نشست «زهرا توکلی»، مسئول مجموعه دانشجویی و مردمی مثل هانیه از ایده انتخاب ایران بانوان میگوید: «در سال ۱۴۰۱، هشتگی با عنوان «دختر ایران» بسیار رایج شد و دشمن شروع به الگوسازی کرد. الگوهایی که از ارزشهای ما فاصله داشتند. در آن زمان، ایدهای فوری با عنوان «ایران بانو» به ذهنمان رسید. تصمیم گرفتیم ایران بانوهای واقعی خود را پیدا و به نوجوانان معرفی کنیم تا الگویی درست و جایگزین قهرمانهای پوشالی باشند. این دوستان، واقعی و قابل افتخار هستند و دختران نوجوان ما میتوانند به شجاعت، علم و منش آنها افتخار کنند. »
«شکری»، حافظ قرآن و حکمتهای نهج البلاغه و فعال حوزه زنان و خانواده است. کارآفرین نخبهپرور در ۵ استان و ۱۰ شهر که راهنمای دهها بانوی گرفتار به آیینها و فرقههای انگلیسی (بهاییت) به سمت مذهب نورانی تشیع شدهاست. اودر کنار تبلیغ دست به کار رفع و رجوع مشکلات معیشتی مردم سرزمینش شدهاست. مسیری که هموار شدنش اهداف بلند او برای رسیدن به بلوغ دینی و مدینه فاضله را تسریع و سهل الوصول میکند.
جوان ترین ایران بانوی 1403
«حنانه سادات»، جوان دهه هشتادی و جوانترین ایران بانوی منتخب است. اینفلوئنسر، نقاش، عکاس و فیلمبردار حرفهای و مسلط به زبان انگلیسی. عامل به فرمان ولی در خصوص ارتباط جوانان با همتایان خارجی در منطقه و دنیا که سعی دارد با استفاده هنرمندانه از فضای مجازی به سوالات جوانان غربی و خارجی غیرمسلمان درخصوص اسلام، قرآن و مذهب تشیع پاسخ دهد.
دختری که خودش را از نسل Zمعرفی میکند از چرایی آمدنش در این عرصه میگوید. چراکه نه تنها هم سن و سالهایش، بلکه بسیاری از مردم ایران و جهان را فاقد پشتوانه علمی و آگاهی لازم برای دفاع از عقائد و ارزشهای دینیشان میبیند و میگوید: «متأسفانه چنین شناختی وجود ندارد که افراد بتوانند با پشتوانه علمی درباره اهل بیت (ع) و به ویژه «شیعه»، صحبت کنند. »
تنها بانوی ایرانی در سازمان ملل متحد
«سیده خمسا اسبقیان» دیگر ایران بانوی این محفل است. کسی که تجربههای دخترک جوان و مبلغ را در فضایی واقعی و در عرصه بین الملل تجربه کردهاست. دانشمند جوان، خلبان، ورزشکار و تنها جوان و دختر ایرانی فارغ التحصیل دوره جهانی رهبران جوان تاثیرگذار که در اجلاس روز جهانی زن سازمان ملل به عنوان نماینده برجسته جمهوری اسلامی ایران معرفی شد. از تجربههای شاخص او سخنرانی در مجمع جوانان سازمان ملل است که تصمیم گرفت به جای صحبت تنها درباره رشته تخصصی خود، در مورد توانمندیهای بانوان ایرانی نیز سخن بگوید. بانویی که همت کردهاست تا با حضور در مجامع بین المللی با حجاب کامل، جمهوری اسلامی ایران را به جوانان غربی هرچه زیباتر بشناساند و سبب تغییر نگرش نمایندگان کشورهای دیگر نسبت به ایران و بانوان ایرانی باشد.
حنانه هم از حضور در عرصه تبلیغ در فضای مجازی با حجاب کامل و تأثیر آن بر مخاطبانش مصداقهایی دارد و مفتخر است که پای درس نهج البلاغه و شاگرد مکتب امیرالمومنین(ع) است. او با اشاره به نیاز نوجوانان و جوانان خارج از کشور به منابع معتبر علمی و دینی معتقد است ما در ایران عزیزمان افراد بزرگ و با معرفت و همچنین منابع و کتابهای خوبی داریم که انصافا دسترسی به آنها هم بسیار آسان است. حنانه دست روی دست نگذاشته و گوشهای از کار را هم با ترجمههای به روز، گرفتهاست؛ ترجمه مطالبی که احساس میکند نیاز به گفتن دارند. کاری که چندان هم آسان نیست و او برای کسب مهارت و تأثیرگذاری تا میتواند مایه میگذارد تا به قول خودش بتواند طوری مفاهیم اعتقادی را به زبان خیابانی برگرداند که معنای آن تغییر نکند.
اسبقیان هم به داشتهها اشاره میکند و از آنجا که با حضور در مجامع جهانی تجربهای ملموستر دارد، از تصویر پر زرق و برق اما نادرست از غرب در ذهن مردم و در نتیجه کم کاری نخبگان و مهاجرت از سر کم لطفی آنها میگوید. اینکه در فضای بینالملل، بسیاری از افرادی که از فضای غربی صحبت میکنند، هرگز از نزدیک آن را ندیدهاند و معتقد است هر فردی، با هر جایگاه و هر توانمندی، وظیفهای بر دوش خود دارد و آن روایت صحنههای درخشان کشوش در عرصههای مختلف است. ایران بانوی منتخب میگوید: «در کنفرانس روز جهانی زن سازمان ملل از من پرسیدند کشور شما برای شما چه کرده است؟ گفتم اجازه دهید با یک سوال پاسخ دهم: “من برای کشورم چه کردهام؟ ومعتقدم این سوالی است که نخبگان و جوانان ما باید از خود بپرسند. او حضور در مجامع علمی جهان را نشان از اعتماد به توانمندی بانوی ایرانی میداند.»
ایران بانوی جوان بهره بردن از رهنمودهای رهبر انقلاب راهم ضرورت و راهگشا میداند و میگوید: «من تنها ۵ سال است که فعالیت میکنم و در این حرفه تازه وارد هستم اما رهبرمان مدتهاست در این عرصه فعالیت میکنند و من موضوعات مهمی را که ایشان درباره آنها صحبت کردهاند مطالعه میکنم. سخنرانیها و کلیدواژههای مهم را استخراج و به زبان خودمان و با دغدغههای جوانان بیان میکنم و میبینم که این مطالب نه تنها برای مخاطبان خارجی که حتی برای خودمان هم تازگی دارد و مردم از طریق فضای مجازی از آنها حمایت میکنند.»
اما در لابهلای تمام حرف و حدیثها، جوان دهه هشتادی از تنهایی وعدم حمایت مسئولین در طی مسیری پر فراز و نشیب گله دارد و با تأکید بر ضرورت این توجه و حمایت میگوید: «پشتوانه و دلگرمی یک ضرورت است پشتیبانی نه فقط از لحاظ مالی، بلکه از لحاظ ایجاد جایگاهها و فضاهایی برای انجام این فعالیتها و دغدغه ها. شکری هم در تایید دلخوریها و گله مندیهای حنانه میگوید: « خانم اسبقیان نمونهای از بانوانی هستند که حمایت شدند و راهیابی به مجامع بین المللی و شناساندن زن توانمند ایرانی به دنیا را به دوش کشیدند اما متاسفانه بسیاری از افراد از این حمایت برخوردار نیستند، …» بگذریم که او فعالیت خود را ازدوره دانشجویی کارشناسی ارشد و با دست خالی اما یک دنیا امید و ایمان آغاز کرده و آغوشی باز برای حمایتهای بیدریغ دارد.
توکلی از الگوی سوم زن میپرسدو چگونگی پیادهسازی این الگو در زندگی روزمره. الگویی که به فرموده رهبرمان نه غربی است و نه شرقی، بلکه بانوی مسلمان انقلاب است و حنانه میگوید: «دین، زندگی روزمره ما است و هر کاری که در زندگی انجام میدهیم، بخشی از دین ما است. وقتی همه چیز را در زندگی معنادار میکنیم، عباداتمان هم زیبا میشود»
شکری هم که کارآفرین است و دغدغهمند معیشتی که آن را جدای از آخرت مردم نمیداند. به عقیده او بزرگترین دغدغه جامعه ما مسائل اقتصادی است که بر زندگی دینی تأثیر گذاشته است. او میگوید: «اندیشمند بزرگ،«جبران خلیل جبران» اشاره کرده است، برای انهدام یک تمدن سه چیز لازم است: خانواده، نظام آموزشی و الگوها و این یعنی منزلت زن و جایگاه اساتید و معلمان در نظام آموزشی و همچنین اسطورهها، این سه رکن بسیار حیاتی هستند. و متاسفانه در جامعه ما، این سه جایگاه دچار آسیب و انهدام شدهاند و با انفجار جمعیت، اطلاعات و انتظارات، ما به این بحران دچار شدهایم.»
نشست رو به اتمام است که فریبامرتضوی نفس نفس زنان از راه میرسد. ایران بانویی که مسافر خطه شمال بوده و خودش را از لاهیجان رساندهاست تا حرفهای دلش را به گوش مردم شنوا برساند. بیمقدمه به سراغ اصل ماجرا میرود و از حال خوش و بخشش شب پیش میگوید. اینکه سفر لاهیجانش ثمربخش بوده و خستگی را از تنش درآورده است. مرتضوی سالهاست که برای شاد کردن دل خانوادههای بیقرار و کودکان چشم انتظار جانش را سپری کرده و برای صاحبان قصاص از اولیای دم رضایت میگیرد. ریش سفید و آبرو دارش هم، پرچم حرم سیدالشهدا (ع) است. آغازش به روزهای پخش سریال یوسف برمیگردد! تیامنی ندیمه زلیخا که تا آخر پای شاهزاده میماند و حالا نام بلندش پویشی برای نجات جان مردمان پشیمان و بیپناه شده است. او در کنار این چالش بزرگ به بیماران کپرنشین هم رسیدگی میکند.
در پایان شکری با ابراز امیدواری از اتحاد، همدلی و هم افزایی در بین ایران بانوان منتخب و انجام فعالیتهای مشترک در جهت نیل به اهداف بلند و متعالی میگوید:« شهید بهشتی از ابتدای انقلاب بر کار تشکیلاتی تأکید داشتند و امیدواریم این اتفاق در مجموعه حاضر نیز بیفتد.»وی با اشاره به جوانترین عضو این مجموعه میگوید:«و البته امیدواریم با این هم افزایی، حنانهها بیشتر شوند.»
منبع: فارس