به گزارش متادخت، تاریخ رسمی علوم دینی، اغلب با نامهایی روایت شده است که حضورشان چنان پررنگ بوده که گویی تنها راویان حقیقت بودهاند. اما هر تاریخ مکتوب، لایهای نانوشته هم دارد؛ لایهای که در آن، نقش زنان کمصدا مانده است. کتاب بانوان محدث شیعه به قلم سعیده رحیمی از دل همین لایه نانوشته بیرون میآید؛ اثری نه صرفا برای افزودن چند نام زنانه به حاشیه تاریخ، بلکه برای بازتعریف یک تصور جاافتاده درباره نسبت زن و دانش دینی در سنت شیعی.
این کتاب از همان ابتدا مخاطب را با یک پیشفرض نادرست روبهرو میکند: اینکه زنان در تاریخ حدیث، حضوری استثنایی و محدود داشتهاند. نویسنده با رویکردی مستند و تحلیلی نشان میدهد که این تصور، بیش از آنکه ریشه در واقعیت تاریخی داشته باشد، حاصل نوع نگاه تاریخنگاری مردمحور است. بانوان محدث شیعه تلاشی است برای بازگرداندن توازن به روایتی که سالها یکسویه نقل شده است.
زن بهمثابه فاعل دانش، نه مخاطب منفعل
یکی از وجوه تمایز این اثر، نگاه آن به زن نه بهعنوان «شاگرد»، بلکه بهعنوان «کنشگر علمی» است. بانوان معرفیشده در این کتاب، زنانی هستند که در فرآیند تولید و انتقال حدیث نقش فعال داشتهاند؛ روایت کردهاند، اجازه دادهاند، تصحیح کردهاند و در برخی موارد، مرجع اعتماد عالمان بزرگ عصر خود بودهاند. این تصویر، فاصلهای جدی با نگاه رایجی دارد که زن را صرفاً دریافتکننده دانش دینی میداند.
کتاب با بررسی زندگی علمی این بانوان، نشان میدهد که محدودیتهای اجتماعی لزوماً به معنای حذف از عرصه علم نبوده است. زنان محدث، در چارچوبهای موجود زمانه خود، مسیرهایی برای حضور علمی یافتهاند و همین مسئله، کتاب را به اثری الهامبخش در فهم رابطه میان ساختار اجتماعی و کنش علمی زنان تبدیل میکند. نویسنده بدون اغراق، اما با دقت، این مسیرهای کمتر دیدهشده را بازسازی میکند.
بازاندیشی در تاریخ حدیث با پرسشهای معاصر
بانوان محدث شیعه تنها رو به گذشته ندارد؛ این کتاب بهطور ضمنی با پرسشهای امروز نیز گفتوگو میکند. وقتی از جایگاه زن در دانش دینی سخن میگوییم، آیا با یک مسئله نو مواجهایم یا با واقعیتی تاریخی که فراموش شده است؟ کتاب با ارائه شواهد تاریخی، این تصور را به چالش میکشد که حضور علمی زنان، پدیدهای جدید و متأثر از تحولات معاصر است.
از این منظر، اثر حاضر فقط یک کتاب تاریخی نیست، بلکه متنی است که امکان بازاندیشی در نگرشهای رایج نسبت به زنان و علم دینی را فراهم میکند. خواننده در مواجهه با این کتاب، ناگزیر به بازنگری در بسیاری از پیشفرضهای خود درباره نقش زنان در سنت شیعی میرسد؛ پیشفرضهایی که گاه ناخواسته، به محدودسازی این نقش انجامیدهاند.
در نهایت، بانوان محدث شیعه اثری است که اهمیت آن فراتر از موضوع تخصصی حدیث است. این کتاب نشان میدهد که حذف نام زنان از روایتهای علمی، به معنای نبودن آنها نیست و بازخوانی منصفانه تاریخ، بدون توجه به سهم بانوان، ممکن نخواهد بود. اثری که نه با شعار، بلکه با سند و تحلیل، جایگاه زن را در حافظه علمی تشیع بازمینشاند و افق تازهای برای فهم تاریخ دینی میگشاید.
بخشهایی از کتاب
اسماء دختر عمیس بن معد از قبیله بنی خثعم و مادرش هند (خوله) دختر عوف بن زهیر است که از همان روزهای آغازین بعثت ایمان آورد و پیش از ورود پیامبر (ص) به خانه ارقم در مکه با ایشان بیعت کرد و به همراه همسرش جعفر بنابیطالب مهاجرت نمود و پس از شهادت جعفر در جنگ موته در سال ۸ هجری به ازدواج ابوبکر درآمد و بعد از مرگ ابوبکر با امام علی (ع) ازدواج کرد. فرزندان وی عبارتند از عبدالله، محمد و عون فرزندان جعفر و همچنین محمد بنابیبکر و یحییبنعلی. اسماء صحابی پیامبر و از شخصیتهای با تقوا بود به گونهای که امام صادق (ع) نجابت فرزندش محمد بنابیبکر را به او نسبت میدهد. وی نزد پیامبر (ص) از منزلت ویژه برخوردار بود و آن بزرگوار در پاسخ سرزنش عمر مبنی بر پیشی گرفتن او و امثال او بر اسماء و امثال وی در هجرت با تاکید بر این نکته که آنها صاحب دو هجرت (هجرت به مکه و حبشه) هستند مقام معنوی اسما را ارج نهاد. در حدیثی از امام باقر(ع) اسماء جزو زنان بهشتی معرفی شده است. وی از افراد انگشتشماری بود که طبق وصیت حضرت فاطمه (س) اجازه حضور در مراسم تدفین مخفیانه پیکران حضرت را داشت. بیشتر سیره نویسان وفات اسماء را بعد از حیات امام علی (ع) ثبت کردند؛ اما، عمر رضا کحاله، وفاتش را در زمان خلافت آن حضرت میداند. اسماء از آن دست راویان موثقی است که از پیامبر حدیث نقل میکند عدهای از صحابه و تابعین مانند عمر، ابوبکر و شمار زیادی مانند عبداللهابنعباس و فرزندش عبداللهابنجعفر، عبداللهبنشدادبنحاد، عروهبنزبیر و مسمت نیز از وی روایت کردهاند.
نمونهای از روایت این بانو: « …عن اسماء قالت: قال رسوالله (صلی الله علیه و آله) من أصابه هم أو غم أو کرب أوبلاء أو لأواء فلیقل: االه ربی و لا أُشرک به شیئا توکلّت علی الحی الذی لا یموت»
از اسماء نقل شده است که رسول خدا فرمود هر کس به غم اندوه و گرفتاری یا مصیبتی دچار شود باید بگوید خداوند پروردگارم است و چیزی را شریک او قرار نمیدهم و بر زندهای که هرگز نمیمیرد توکل میکند.
از دیگر روایات نقل شده از اسما: حدیث «ردالشمس»، «منزلت» و سخن گفتن زمین با امام علی(ع) است. ازدواج اسما با امام و روایت فراوان فضایل آن حضرت که از طریق ایشان از پیامبر (ص) نقل شده، بیانگر مودت ایشان با خاندانان آن بزرگوار است.








