به گزارش متادخت، در دنیای پویانمایی، هایائو میازاکی[1] نامی است که با خلق جهانهایی شگفتانگیز و پر از احساس مترادف شده است. در میان شاهکارهای او، «همسایه من توتورو» (۱۹۸۸) جایگاهی ویژه دارد؛ اثری که فراتر از یک داستان فانتزی کودکانه، تصویری لطیف و عمیق از پیوندهای خانوادگی، فقدان و امید ترسیم میکند. این انیمه نه تنها در ژاپن بلکه در سراسر جهان به یک نماد فرهنگی تبدیل شده و توسط منتقدان به عنوان یکی از برترین فیلمهای انیمیشن تاریخ شناخته میشود.
خلاصه داستان؛ نقلمکان به امید بهبودی
داستان در ژاپن دهه ۱۹۵۰ روایت میشود. پروفسور تاتسو کوساکابه به همراه دو دختر کوچکش، سوکی (حدود ده ساله) و می (حدود چهار ساله)، به خانهای قدیمی در یک روستا نقل مکان میکنند. دلیل این جابجایی، نزدیکی به بیمارستانی است که همسر و مادر خانواده، یاسوکو، به دلیل یک بیماری طولانیمدت (احتمالاً سل) در آن بستری است. خانه جدید بستری میشود برای رشد تخیلات و ارتباط با موجودات انتزاعی. دختران با موجودات کوچک و گردوغبارمانندی به نام «سوسوواتاری» (روحدودها) روبرو میشوند که با آمدن آنها خانه را ترک میکنند. روزی می، در حین بازی و کاوش، به درون حفره یک درخت بزرگ راه پیدا میکند و با موجودی غولپیکر، نرم و دوستداشتنی آشنا میشود که او را «توتورو» مینامد. توتورو، که به عنوان روح جنگل توصیف میشود، موجودی مهربان و حمایتگر است که تنها برای چشمان معصوم و باز کودکان قابل رؤیت است. این آشنایی، شروع ماجراهای جادویی است که به خانواده کوساکابه کمک میکند تا با چالشهای پیش رو کنار بیایند.
تحلیل خانواده کوساکابه؛
تم اصلی و قلب تپنده فیلم، مفهوم خانواده و تابآوری آن در برابر غم و دوری است. غیبت مادر به عنوان یک خلأ احساسی محسوس در سراسر فیلم حضور دارد و واکنش هر یک از اعضای خانواده به این غیبت، متناسب با سن و نقششان است.
ساتسوکی، خواهر بزرگتر؛ مسئولیت ناگهانی
ساتسوکی، خواهر بزرگتر، در نقش جایگزین مادری عمل میکند و مسئول مراقبت از می و کمک در کارهای خانه است. فشار این مسئولیت گاهی او را عصبی و تندمزاج میکند، به ویژه زمانی که می از دستوراتش سرپیچی میکند. او نگران سلامت مادر است و سعی میکند اضطراب خود را پنهان کند اما وقتی میفهمد دیدار برنامهریزی شده با مادر با تأخیر مواجه شده، ترسش فوران میکند.
می، خواهر کوچکتر؛ بیتابی و سادگی
می با بیصبری و سادگی یک کودک چهارساله همیشه مشتاق بازگشت مادر است و قولهای «به زودی» را به معنای واقعی کلمه میفهمد. واکنش او به خبر تأخیر در بازگشت مادر، غم و خشم کودکانه و در نهایت تصمیم به رفتن به تنهایی به سمت بیمارستان است که به گمشدنش میانجامد.

تاتسو، پدر خانواده؛ ستون آرامش
او نقش دوگانه پدری و مادری را با حوصله و عشق ایفا میکند. برخلاف تصور رایج در بسیاری از فیلمها، او هرگز تخیلات کودکانش را مسخره نمیکند و با گشادهرویی داستانهای آنها درباره توتورو را میپذیرد و حتی آنها را تشویق میکند. او با حفظ آرامش و خوشبینی، حتی در موقعیتهای استرسزا مانند طوفان یا گمشدن می، پناهگاه امنی برای دخترانش ایجاد میکند.
یاسوکو، مادر خانواده؛ حضور در غیاب
با وجود حضور فیزیکی محدود در فیلم، وجودش در هر صحنه احساس میشود. او در بیمارستان نیز سعی میکند امیدواری و روحیه بخشی را حفظ کند و با دخترانش درباره ارواح جنگل صحبت میکند تا نگرانیشان را کاهش دهد. بیماری او بر اساس بیماری مادر واقعی میازاکی است که سالها با سل دستوپنجه نرم میکرد و به فیلم عمقی شخصی بخشیده است.
حلقه حمایتی گستردهتر؛ عمه و همسایهها
فیلم نشان میدهد که خانواده سالم میتواند فراتر از واحد هستهای باشد. عمه پیر به طور فعال در مراقبت از دختران کمک میکند و منبعی از خرد و حمایت است. حتی کانتا، پسر همسایه که ابتدا خجالتی به نظر میرسد، در زمان نیاز کمک میکند. این شبکه حمایتی نشان میدهد جامعهای مهربان پیرامون خانواده وجود دارد.
نقش جادویی توتورو؛ تسکیندهنده و تسهیلگر
توتورو به عنوان یک دوست خیالی یا روح طبیعت، مکانیزم مقابله ای برای کودکان است. او در لحظات تنهایی و اضطراب ظاهر میشود. وقتی ساتسوکی و می زیر باران منتظر اتوبوس پدر هستند، یا وقتی که نیاز دارند شادی و شگفتی را در زندگی بیابند. در نقطه اوج داستان، توتورو و اتوبوس گربهای جادوییاش، ابزاری برای حل بحران (پیداکردن می) و رساندن دختران به پنجره اتاق مادر میشوند بدون اینکه مستقیماً مشکل را برطرف کنند، بلکه با تقویت امید و پیوند بین اعضای خانواده.
جمعبندی؛ خانوادهای در سایه امید
«همسایه من توتورو» داستانی درباره یک بحران خانوادگی است اما میازاکی آن را بدون درام اغراقآمیز روایت میکند. چالش اصلی، بیماری و غیبت یک عزیز است و «دشمن» مشترک، احساس ترس، تنهایی و بیصبری است. قدرت فیلم در این است که نشان میدهد چگونه یک خانواده میتواند با عشق، صبر، تخیل مشترک و پذیرش کمک از طبیعت و جامعه، از این چالش عبور کند. این فیلم به ما یادآوری میکند که قدرت خانواده نه در عدم مواجهه با مشکلات، که در شیوه همراهی و حمایت اعضا از یکدیگر در عبور از آنهاست. توتورو، با آن شکم نرم و خندههای غرشآسایش، نمادی از آن قدرت تسکیندهنده و امیدبخشی است که در درون پیوندهای خانوادگی و همچنین در دل طبیعت اطراف ما نهفته است. در نهایت، بازگشت مادر به خانه و بازی دختران در حیاط، نه یک پایان کاملاً خوش ایدهآل که تأییدی بر تابآوری این خانواده کوچک است که توانسته است با حفظ امید، از یک دوره دشوار عبور کند.

به قلم دکتر پگاه روشان، جامعهشناس و منتقد فیلم و سریال








