به گزارش متادخت، همه ما میدانیم زنان خانواده نقش محوری در حفظ سلامت اعضای خانواده دارند. اگر بخواهیم جامعه سالم داشته باشیم، اولازهمه باید خانواده سالم داشته باشیم. داشتن خانواده سالم باید زن خانواده که محور اساسی خانواده است از سلامت روانی، جسمی، اجتماعی و غیره برخوردار باشد.زنان نقش بسیاری در سلامت روان خانواده دارند. زمانی که نوزادی به دنیا میآید، نخستین ارتباط او با مادر است. مادر بسیاری از ویژگیهای نوزاد را تحتنظر دارد و همانند پرستار از بسیاری از اطلاعات در این زمینه آگاه است.اکنون زنان علاوه بر مسئولیتهای خانوادگی، مسئولیتهایی اجتماعی را هم برعهده دارند و بعضی از آنان حرفهای را انتخاب کرده یا بعضی از آنان کارهای داوطلبانه را انتخاب کردهاند. زن محور سلامت است.زنان بهعنوان یک سرمایه اجتماعی هم در خانواده و هم در جامعه میتوانند نقشآفرینی کنند و نقش بیبدیل زنان مشخص است. اگر به این سرمایه اجتماعی توجه نشود، بخش انبوهی از سرمایه اجتماعی در نظر گرفته نشده است. استفاده از نقش تأثیر گذار زنان در فعالیتهای مختلف اجتماعی و فرهنگی قطعاً از شدت آسیبها و چالشهایی که متوجه جامعه و خانوادهها میشود خواهد کاست.
امروزه نقش مؤثر زنان در مقابله با تهاجم فرهنگی و پیشگیری از انحرافات اجتماعی بر کسی پوشیده نیست زیرا زنان در فرهنگسازی بیشترین نقش را دارند و همین نقش مؤثر و کلیدی، موجب شد که نوکتیز حمله دشمن در جهانیشدن و استحاله فرهنگی متوجه زنان جامعه گردد. آنان بهخوبی دریافتند که اگر موفق به تغییر فرهنگ زنان یک قوم گردند، میتوانند تمامیت فرهنگ آن جامعه را متأثر کرده و تغییر دهند. ازاینرو دشمن تمامی تلاش خود را مصروف تغییر فرهنگ زنان جامعه ما نمود و بر همگان روشن است همانطور که زنان قادر به سازندگی فرهنگ خانواده و جامعه میباشند به همان نسبت توان تخریب فرهنگ جامعه را دارند و طبیعی است که زنان جامعه از عمدهترین و تأثیرگذارترین عناصر مقابله با تهاجمات فرهنگی، هستند.در اسلام، خانواده هسته اصلی جامعه است و محبوبترین بنا در نزد خداوند، بنای خانواده است و ازدواج یکی از مهمترین سنتهای نبوی و جزء عوامل اصلی برای حفظ دین بهحساب میآید که اعراض از آن، مسلمانان را از صف پویندگان راه رسالت خارج مینماید.آنچه که آسیبپذیری زن را در مقابل تهاجمات بیامان دشمن افزایش میدهد، تزلزل خانواده و نادیدهانگاشتن نقش این نهاد مهم اجتماعی و مهمتر از آن کمرنگ کردن نقش محوری مادر در کانون خانواده است، زنان را با واژههای بسیار دلپذیر و غرورآفرین، از کانونهای گرم خانواده به بهانههای مختلف به بیرون از منازل میکشانند و ضمن اینکه کانون خانواده را از حضور گرم و عاطفی مادران محروم میکنند، آرامآرام فرهنگ خود را به آنها القا مینمایند.
باهدف بررسی نقش زنان در کاهش آسیبهای اجتماعی مصاحبه ای با یکی از بانوان فعال در این حوزه صورت گرفته است که در ادامه مشروح آن را می خوانیم:
زن در جامعه با چه نقشهایی مواجه است؟
بانوان یک آفرینش چندسانتی و چندبعدی دارند، لکن یک رسالت اصلی بر عهده او قرار داده شده است و عصاره و سلاله وجودی زن بر مبنای تربیت و پرورش است و در کنار آن نقش حمایتی را نیز عهدهدار است. علیرغم اینکه زن موجودی ظریف و لطیف آفریده شده است، اما انعطاف بالایی که خداوند متعال در وجود زن به ودیعه نهاده است، به او توانایی بالایی داده تا بتواند نقش تربیتی و حمایتی بهعنوان مادر، همسر و در کنار آن دختر داشته باشد.زمانی که از محیط خانواده خارج شویم و قرار باشد زن در عرصه اجتماع نقشآفرینی کند، چه خوب است موقعیت اجتماعی را انتخاب کند که با آن رسالت اولیه و شاکله اصلی وجودیاش در تضاد و تنافی نباشد. البته ما شاهد بودهایم که بانوان ما در عرصه مدیریتی، سیاسی و اقتصادی نقشآفرینی کرده و خوش درخشیدهاند، اما نقش اصلی زن، نقش خانوادگی، حمایتی و تربیتی است.
جامعه چه تصوری از زن دارد؟
متأسفانه ما در جامعه دچار افراطوتفریط شدهایم، شاید پیش از انقلاب، نگاه به زن، یک نگاه شرقی بود و زن را برای ورود به عرصههای اجتماعی مناسب نمیدیدند. علیرغم اینکه ما در آن دوران نیز بانوانی داشتیم که نقشآفرینی مؤثری داشتند.در اوایل انقلاب، به برکت انقلاب و نگاه خوبی که امام راحل به بانوان داشتند، جایگاه متعادلی شد. اما در دهههای اخیر و خصوصاً به دنبال تبلیغات منفی جریان غرب و استعمار که بر همه جوامع، بهویژه جوامع مسلمان و جامعه مسلمان شیعه ایران تحمیل شده است، ما شاهد اتفاقات خوبی نیستیم و میبینیم نگاه زن به سمتوسوی نگاه غربی (نگاه ابزاری و جنسیتی) کشیده میشود، درحالیکه مقام معظم رهبری در دهه اخیر گفتمانی را با عنوان «الگوی زن سوم» وارد ادبیات اجتماعی و فرهنگی کشور کردند که اگر بانوان جامعه ما، به این نگاه عنایت ویژهای داشته باشند، قطعاً ما شاهد تحولات بسیار عمیقی خواهیم بود.الگوی زن سوم از نگاه رهبر معظم انقلاب، نه زن شرقی و منفعل و نه زن غربی که به هر قیمتی وارد جامعه میشود و نگاه ابزاری و اقتصادی به او میشود. بلکه میفرمایند: الگوی زن سوم، زنی است که بتواند با حفظ رسالتهای اصلی و ساحتهای زنانه خویش در هسته اصلی اجتماع، فعال و اثرگذار عمل کند.
نقش محوری زن در سلامت جامعه چیست؟
نقش بانوان در سلامت جامعه اساسی و کلیدی است و میتوانیم زنان را بهعنوان محور خانواده و جامعه معرفی کنیم، چراکه آنها هم مسئول مراقبت و حفظ سلامت جسمی و روحی خویش و هم مسئول مستقیم سلامت فرزندان و سایر اعضای خانواده هستند و نهایتاً این جزء بسیار مهم به کل جامعه بازمیگردد.مسلماً هرچه مادر سالمتر و شادابتر، قطعاً فرزندان بهتری را تحویل جامعه خواهد داد. نقش مراقبتی و حمایتی مادران در خانواده، کاهش آسیبهای اجتماعی و به دنبال آن بهبود سلامت جامعه را به همراه خواهد داشت. چراکه زنان بیشترین اثر تربیتی را بر روی سایر اعضای خانواده دارند و سلامت بانوان، زیربنای سلامت خانواده و جامعه است و به جرئت میتوان گفت اگر بانوان جامعه، بانوان سالمی از نظر روحی و روانی نباشند، رسیدن به جامعه پویا و سالم شبیه به یک آرزوی محال و دستنیافتنی خواهد بود.
نقش زنان در پیشگیری و تشخیص زودهنگام آسیبهای روانی در خانواده و جامعه چیست؟
نقش بانوان در پیشگیری و تشخیص زودهنگام آسیبهای روانی در خانواده و جامعه نیز کلیدی است و شاید بتوان گفت بانوان در چند مرحله میتوانند نقشآفرین باشند.در مرحله نخست با تأمین نیازهای عاطفی و روانی میتواند از آسیبها پیشگیری کنند. زمانی که یک مادر خلأها و نیازهای عاطفی همسر و فرزندان خود را به طور کامل و یا حداکثری تأمین کند، درصد آسیبهای اجتماعی کاهش مییابد. هراندازه که یک مادر در مرحله اولیه بتواند بهعنوان یک همسر (عنصر زن در خانواده) نقش خود را کاملتر ایفا کند، آن خانواده از لحاظ آسیبپذیری نسبت به ناهنجاریهای موجود در جامعه ایمنتر و محکمتر خواهد بود.
در مرحله دوم به تشخیص زودهنگام آسیبها میرسیم، اینجا پیشگیری در سطح بالاتری است، با توجه به اینکه مادر بیشترین ارتباط را با سایر اعضای خانواده دارد و میتوان گفت مادر کُمیت و محور خانواده است، هم ارتباط وی با همسر نزدیکتر و هم تعامل بیشتری با فرزندان خود دارد، در نتیجه زودتر میتواند باگهای رفتاری اعضای خانواده را تشخیص دهد.در سطح سوم میتوان گفت زن در حمایت، مراقبت و بازتوانی افراد خانواده نقشبرجسته تری نسبت به سایر اعضا دارد. زن نقش تسهیل گر در دسترسی به خدمات روانی و حمایت خانواده را دارد. نقش حضرت فاطمه زهرا(س) در دورانی است که رسول خدا(ص) مشغول ابلاغ و تبلیغ بودند، حضرت به امابیها معروف شدند. نقش کلیدی حضرت زهرا(س) در حمایت حضرت علی(ع) پس از رحلت پیامبر خاتم، نقش تربیتی و حمایتی حضرت زینب(س) در جریان واقعه کربلا و نقش حضرت معصومه(س) از جمله نمونههای تاریخی هستند. اینها بهعنوان الگوهای زنان مسلمان ما هستند و ما در زوایای پیدا و پنهان زندگی این بزرگواران میتوانیم قضایا را مشاهده کنیم. با مطالعه سیره تاریخی بانوان مسلمان در جریان تاریخ، میتوانیم به نقش همسر «زهیر بن قین» اشاره کنیم. زهیر بهواسطه حمایتهای عاطفی همسرش علیرغم اینکه عثمانی مذهب بود، وارد سپاه امام حسین(ع) شد.
فعالیتهای فرهنگی و دینی زنان چگونه میتواند به ارتقای سطح آگاهی و کاهش آسیبهای اجتماعی کمک کند؟
فعالیتهای فرهنگی و دینی بانوان با ایجاد آگاهی، تقویت باورهای دینی و اخلاقی، توانمندسازی و آموزش به شکل مستقیم و غیرمستقیم میتواند در کاهش آسیبهای اجتماعی و ارتقای سلامت جامعه و خانواده اثرگذار باشد. چراکه ما معتقدیم دین اسلام، دین چند ساحتی و کاملی است و به تمام ابعاد زندگی انسانها توجه دارد.زن با همان نقش محوری خویش بتواند سطح دانش مذهبی خویش را افزایش دهد و فرهنگ دینی خود را ارتقا دهد، طبیعتاً آن را در مسیر زندگی و در خانواده به کار خواهد گرفت. زمانی که اخلاق اسلامی در خانواده حاکم شود، به دنبال آن خانواده، خانوادهای ایمن و محکم خواهد شد. خانواده بهعنوان جزئی کوچک اما بسیار حیاتی میتواند موجب کاهش آسیبهای اجتماعی در جامعه شود.
حمایتهای روانی، فرهنگی و مشاورهها و از سویی ایجاد فرصتهای مشارکت اجتماعی برای بانوان میتواند برای مقابله با آسیبها کمککننده باشد. از طرفی موانع و نگرشهای منفی نیز باید رفع شود.به طور خلاصه میتوان گفت امروز جامعه فرهنگی و مذهبی ما تمرکز ویژه خود را بر روی بازتعریف درست الگوی زن سوم بگذارند. سیاستگذاری دولتها، سیاستگذاری مجلس و نهادهای آموزشی و آموزشوپرورش باید بر این باشد که تعریف درست زن را بر مبنای گفتههای رهبر معظم انقلاب در سطح جامعه تسری دهند.
نقش قانون و دولتها در اثرگذاری زنان در کاهش آسیبهای اجتماعی چیست؟
در گام نخست باید موضوع بازتعریف بهخوبی انجام شود. یعنی وزارت آموزشوپرورش بهعنوان نهاد بسیار بسیار مهم، از ابتدا باید رویکرد کتب درسی در مدارس دخترانه بهصورت ویژه و در مدارس پسرانه به شکل غیرمستقیم به سمتوسویی ببرد که جایگاه حقیقی زن تعریف شود.امروز اگر ما شاهد بیعفتی و بیحجابی در جامعه هستیم و شاهد هستیم مردی با افتخار حاضر است همسرش را با هر پوششی وارد عرصه اجتماع کند و مردان ما افتخار میکنند همسرانشان در هر شغلی با هر جایگاهی وارد شوند. این نگاه باید از آموزشوپرورش اصلاح شود.سیاستگذاری های صدا و سیما با ساخت مستندهایی از زنان موفق در راستای الگوی زن سوم و همچنین تهیه سریالها، برنامههای آموزشی و کرسیهای مذاکره و گفتگو بر این موضوع متمرکز شود.
وزارت فرهنگ و ارشاد و سازمان تبلیغات اسلامی بهعنوان نهادهای فرهنگی، مذهبی و آموزشی با تألیف کتابهای گوناگون در ردههای مختلف سنی خصوصاً نوجوانان و جوانان، قطعاً میتوانند اثرگذار باشند. یکی از مشکلات که ما امروز با آن مواجه هستیم، عدم رضایت دختران نوجوان ما از جنس زنانه خودشان است، چراکه گمان میکنند به این جنس ظلم شده است، این نگاه غلط نیاز به اصلاح دارد و بخش عمدهای از آن باید از سوی دولت با تألیف کتب برجسته و برپایی جلسات گفتگوی مؤثر رخ دهد.
نظر شما چه موانعی بر سر راه نقشآفرینی زنان فعال فرهنگی و مذهبی وجود دارد و راهکار مقابله با آنها چیست؟
مهمترین مانع بر سر راه نقشآفرینی زنان فعال فرهنگی و مذهبی جامعه، نگاه اشتباه به جنس زنانه زن و رسالتهای اصلی اوست. اگر این نگاه اصلاح شود و زن بتواند نقش خویش را بهدرستی پیدا کند، مشکلات حل خواهد شد.ما معتقدیم انسانها برای کمال خلق شدهاند، در قرآن نیز آمده است که خداوند میفرماید برای من بین جنس زن و مرد تفاوتی نیست و معیار برتری تقوای الهی است. این تقوا زمینه رسیدن به کمال است.من بهعنوان یک زن باید با الگوبرداری از زنان مسلمان و حفظ رسالت و وظیفه اصلی خویش، قطعاً میتوانم نقشآفرینی درستی داشته باشم. ما نباید با جریان فمینیسم شنا کنیم، چراکه فمینیسم گمان میکند به زن ظلم شده است و در اروپا ظلم شده است. مقام معظم رهبری میفرمایند: ما در جریان زن، به دلیل ظلمی که در حق زن کرده است، از غرب طلبکار هستیم. بله به زن ظلم شده است، اما فمینیسم نتوانست ظلم به زن را رفع کند، اتفاقاً ظلم روی ظلم شد چون زنان ما بهشدت از مسیر اصلی خود فاصله گرفتند.
تا زمانی که نگاه زنان ما به خودشان اصلاح نشود و متوجه نشوندکه برای انسانسازی پا به این جهان گذاشتهاند، مشکل حل نخواهد شد.خداوند زن را مجرای رشد کمی وکیفی انسانها قرار داده است. هنگامی که یک زن خود را از این پنجره نگاه کند، هم در خانه نسبت به نقشآفرینیهایش احساس بهتری خواهد داشت و هم زمانی که وارد اجتماع میشود، نقشهایی خوبی را برای خود انتخاب خواهد کرد.ما باید بپذیریم برخی از مسئولیتهایی که امروز بهعنوان برابری زن و مرد به زن های ما در جامعه داده شده است، ظلم به هر دو جنس زن و مرد است. این را باید بپذیریم ورود زنان ما به عرصه کار به هر قیمتی و در هر جایگاهی دود ناشی از آن به چشم کل جامعه خواهد رفت. وقتی در ورود زنان به عرصههایی اقتصادی و اداری افراط شود، عرصه فعالیت برای مردان ما کم خواهد شد، شرایط برای مردان بهعنوان حامیان اقتصادی کمتر خواهد شد.در پایان میتوان گفت مهمترین مانع بر سر راه نقشآفرینی زنان این است که نقش زنان برای آنها بهدرستی تعریف شود. حضرت فاطمه زهرا (س)میفرمایند خدایا مرا به کاری وادار کن که مرا برای آن کار آفریدهای.
منبع: فارس









