به گزارش متادخت، در سدههای اخیر معماری خانهها در ایران به فراخور نیاز مردم با تغییر مواجه بوده است. بخش مهمی از این تغییرات به تحول نقش تعریفشده زنان مرتبط است.
هنوز هم خانههای قاجاری برای ما تداعیگر مفاهیم خاص زیستی است. آنجا که از درِ اصلی وارد هشتی یا راهرویی باریک شده و سپس به حیاط خانه راه مییابیم. فضایی از اتاقها را پیرامون خود میبینیم، چرخی میزنیم و بار دیگر در سمتی دیگر وارد حیاطی دیگر میشویم. حیاطی که اندرونی و بیرونی خانه را تفکیک میکند و سهم اهل و عیال است.
اما درست در همسایگی خانههای قجری، در دوره پهلوی معماری اروپایی به ایران راه یافت. شکلی از ساختمانها که در ابتدا شبیه قوطی کبریتهایی بود که میتوانست نفسگیر باشد و حتی حریم خصوصی آدمها را برباید؛ اما ناگزیر آپارتمانسازی تجربه شد و با ازدیاد جمعیت به امری عادی تبدیل شد. حالا دیگر مادران و پدران جوان امروزی همگی بزرگشده در همین خانههایی هستند که طبقه روی طبقه قرار گرفته و از حیاط اندرونی و بیرونی اثری باقی نمانده است.
اما معماری سنتی و مدرن، کدامیک برای زنان مقبولتر بود و میتوانست راحتی و آرامش به دنبال داشته باشد؟
گذشته ما، معماری درونگرا
محبوبه عشوریان، مدرس دانشگاه و کارشناس معماری معتقد است: در معماری سنتی ایران جایگاه امن و محفوظی برای بانوان در نظر میگرفتند چون هدف، حفظ امنیت، جایگاه بانوان و رعایت حریم خصوصی بوده است. فرهنگ زندگی و نقش زن در گذشته از عوامل تأثیرگذار بر شکلدهی و ساخت یک خانه بوده است. به همین دلیل معماری سنتی بر این نکات بسیار اصرار داشت و مسئله محرمیت و عدم رؤیت بانوان محارم توسط افراد غریبه مدنظر بود. در نتیجه در ساخت خانهها، حریمی برای بانوان به وجود میآوردند. در خانههای قدیمی اگر دقت کنید، دو حیاط بیرونی و داخلی اعمال میشده است که ورود افراد غریبه به حیاط داخلی ممنوع بود و این نوع معماری را «درونگرا» مینامند.
وی در گفتوگو با متادخت افزود: اصفهان شهری است که خانههای درونگرا در آن به وفور یافت میشود. در اطراف اصفهان، کاشان و یزد نیز معماری درونگرای بسیاری خواهید دید. دلایل زیادی موجب سوق معماری خانهها به سمت درونگرایی شده است؛ از جمله شرایط آبوهوایی، ملاحظات امنیتی و تأثیرات فرهنگی، اجتماعی و عقیدتی.

حریم بود اما انحصار نبود
اما شکل معماری سنتی طوری نبود که برای افراد فضاهای اختصاصی قائل شود. چیزی تحت عنوان فردگرایی در خانهها در معماری نوین بروز و ظهور یافت.
یکی از شهروندان کهنسال در این خصوص گفت: «من به مدت ۱۰ سال در کنار مادرشوهر و پدرشوهرم در یک خانه حیاطدار زندگی کردم. یکی از اتاقهای خانه به ما اختصاص داشت و در همین اتاق با همسر و فرزندانم زندگی میکردم. در کمدی که قرار داده بودیم لباس همه اعضای خانواده را چیده بودم و اینطور نبود که هر عضو خانواده برای خودش اتاق و کمد جدا داشته باشد».
مهین رحمانی به یاد دارد که وقتی میخواسته به حیاط خانه برود، روسری میبسته تا برادرشوهرهایش او را بدون روسری نبینند.
او میگوید: «حتی برای سرویس رفتن که در حیاط بود، احتیاط میکردم که نامحرم در حیاط نباشد».
تغییر معماری نقش اجتماعی زنان را تغییر داد
به مرور زمان، با تحولات اجتماعی و آمدن سبکهای جدید خانهسازی، موضوع فردگرایی و برونگرایی در خانهها رونق بیشتری گرفت. به عنوان مثال در برخی خانههای قدیمی تهران میتوان اتاق کار مشاهده کرد؛ مانند خانه سیمین و جلال یا خانهموزه دکتر شریعتی. اتاق کار در واقع در حکم اتاق اختصاصی یکی از اعضای خانواده بود که میتوانست به سبک و سلیقه خود او چیده شده و کاملاً در اختیار او باشد.
به گفته یک کارشناس معماری، خانههای امروزی بنا به رشد سریع جامعه ناگزیر به این سمت و سو سوق پیدا کرده که تمامی افراد خود را با این جریان وفق دادهاند. در زندگی آپارتماننشینی با محدودیت فضا، سروصدای بیشازحد و مشکلات مختلف که میتواند تأثیرات روانی را شامل شود، آرامش خانواده و بهویژه بانوان تحتتأثیر قرار گرفته است.
عشوریان معتقد است از تأثیرات مثبت معماری سنتی در رفتار اعضای خانواده میتوان گفت: به دلیل اینکه افراد خانواده با بیرون تعامل اجتماعی زیادی نداشتند، انرژی و وقت بیشتری برای خانواده خود میگذاشتند، شنوندههای خوبی بودند، حمایت عاطفی بیشتری داشتند و ارتباطی صمیمانه برقرار میکردند. با این حال، نمیتوان در این زمینه به قطعیت سخن گفت.
همچنین سمانه نظیف در پژوهشی1 به این نتیجه رسیده است: «خانه به فضای اندرونی و بیرونی تفکیک شده بود؛ اندرونی فضایی مخصوص زنان خانواده بود و بیرونی مکانی برای مرد و مردان میهمان خانواده. در واقع اندرونی مکانی برای دور ماندن اهل خانه از چشم نامحرم بود. اما خانههای امروز دیگر از جنس گذشته نیستند. در فضاهایی که گاه حتی به پنجاه متر هم میرسد، تفکیک فضا به اندرونی و بیرونی غیرممکن است. تغییر فضاهای خانههای سنتی در بناهای مسکونی امروز و انتقال عملکردهای فضای بیرونی خانه سنتی به عرصههای عمومی شهری بر رفتار اعضای خانواده تأثیرگذار است».
نتیجه تغییر شکل خانهها این بود که آشپزخانهها ــ به عنوان محلی تعریفشده برای زنان ــ بدون در و حریم خاصی با سایر بخشهای خانه تحت عنوان «اوپن» یکی شد. سرویسهای بهداشتی از حیاط به درون خانه آورده شد. اتاقهای اختصاصی برای فرزندان شکل گرفت و تفکیک جنسیتی فضاهای مختلف خانه به حداقل رسید. این روزها دیگر آشپزخانه، پذیرایی و اتاقخواب نهتنها جداسازی جنسیتی ندارد، بلکه فضاهای عمومی برای استفاده اعضای خانواده محسوب میشود.
این یکدستی به بیرون از خانه نیز سرایت کرد. حتی در محیطهای کاری و عرصههای اجتماعی نیز تفکیکها کمرنگتر شد و آنچه تحت عنوان فرهنگ «رو گرفتن» وجود داشت، این روزها معنایی ندارد. گویی خانهها نیز رو نمیگیرند و محلی برای تکاپوی روزمرگی فارغ از نقشهای سنتی شدهاند.
اما چنین شرایطی معایب و مزایایی نیز داشت.

اتاقها پنهان پشت پردههای کلفت
یکی از شهروندان در این خصوص گفت: «مدتی آشپزخانه اوپن مد شده بود، اما خیلیها دیدند آزاردهنده است و حالا پردههای مخصوصی را روی اوپن نصب میکنند و وقتی مهمان میآید از آن استفاده میشود».
راضیه احمدی معتقد است: کمبود فضا برای خانهسازی موجب شده تا آرامش خانوادهها تحتتأثیر قرار بگیرد. هرچند که بر خلاف گذشته بانوان راحتتر در محیط خانه حضور دارند، اما به عنوان مثال اشتراک راهپلهها در آپارتمانها موجب شده تا از کفشهای اعضای یک خانواده تا تردد آنها در دید عموم قرار گیرد.
این شهروند میگوید: «این روزها داشتن یک حیاط اختصاصی و بازی کردن بچهها به حسرت تبدیل شده است. هرچند در هر محلهای پارکی وجود دارد، اما جای راحتی و صفای حیاط اختصاصی خانههای گذشته را پر نمیکند».
از سویی بررسی میدانی خبرنگار متادخت نشان میدهد در فضای شهری برای حفظ حریم داخل خانه، پنجرهها با پردههای چندلایه پوشانده میشود. یکی از شهروندان میگوید: «این وضعیت بیشتر شبیه قفس است، اما همه خانوادهها مجبورند در چنین شرایطی زندگی کنند. به ندرت خانوادهای میتواند با این گرانی خانه ویلایی بخرد».
معماری خانهها به تناسب شرایط تغییر یافته است، اما معماری مدرن در تمامی ابعاد آن یک پیشرفت محسوب نمیشود. کافی است به یک خانه تاریخی سر بزنید و احساس خود را از اتاقهای بزرگ و حیاط با حوض فوارهدار بررسی کنید.
- https://civilica.com/doc/248945/
✍🏻به گزارش ونوس بهنود، روزنامهنگار









