به گزارش متادخت، کافی است جستوجویی در اینترنت و شبکههای اجتماعی داشته باشید تا با سیلی از مؤسساتی مواجه شوید که پکیجهای آموزش خوشبختی و تربیت فرزند را ارائه میکنند؛ دورههایی که اغلب خلاصهنویسی از کتابها و نظرات شخصی، برای سودآفرینی هستند.
تربیت کودکان ـ حتی پیش از آن، مقوله ازدواج و تشکیل خانواده ـ این روزها با پیچیدگیهای بسیاری همراه است. به واسطه تجربه اتفاقات مختلف و ارتباطات چندلایه، موضوعات اجتماعی و فرهنگی به مسائل اقتصادی و حتی سیاسی گره خوردهاند. انتخاب شریک زندگی، تشکیل خانواده و صاحب فرزند شدن، دیگر به سادگی گذشته نیست.
اگر در گذشته دیگران با استفاده از تجربه خود میتوانستند شریک زندگی برای فردی انتخاب کنند و حتی در شیوههای تربیتی مداخله داشته باشند، امروز چنین چیزی پذیرفتنی نیست. شکاف و تفاوت عمیق نیازهای نسلهای مختلف موجب شده هر نسل در تشخیص درست و غلط مستأصل بماند. همین امر اشتیاق برای یافتن راه خوشبختی و سعادت در خانوادههای امروزی را بیش از گذشته تقویت کرده است.
پدران و مادران امروزی میکوشند اشتباهات تربیتی گذشته را در قبال فرزندان خود تکرار نکنند؛ اما در مقابل با کودکانی مواجهاند که گویی به سختی میتوان آنها را راضی و مطیع نگاه داشت. چنین وضعیت آشفتهای، موجی از کتابهای سعادت و خوشبختی و در ادامه، دورههای آموزش «ارتباط با همسر»، «انتخاب شریک زندگی»، «تربیت فرزند»، «مواجهه با فرزند» و… را فراهم ساخته است.
ارائه دورهها بدون اطمینان از اعتبار
کافی است چند کلیدواژه را در اینترنت جستوجو کنید تا به دورههای آموزش مجازی متعددی برسید؛ از سایتهای زرد تا صفحاتی که مدعیاند مربوط به مؤسسهای تربیتی، یک آکادمی یا حتی روانشناس و مشاور حرفهای هستند.
اما اغلب این سایتها بیشتر به فروشگاه شباهت دارند؛ بدون آنکه توضیحی درباره اعتبار خود یا شخصی که بهعنوان روانشناس و پژوهشگر معرفی میشود، ارائه کنند.
مادرانی که این روزها دوشادوش پدران کار میکنند و به «زندگی کنسروی» عادت کردهاند، ممکن است برای حل مشکلات زندگی مشترک و تربیت فرزند به خرید این دورهها روی بیاورند. حتی برخی پدران نیز راغب به خرید و شرکت در این دورهها هستند.
بررسی میدانی نشان میدهد در مراجعه به مشاوره و کمک گرفتن از شخص سوم، زنان معمولاً راغبتر هستند؛ در حالیکه بسیاری از مردان با این استدلال که «خودشان میدانند چگونه مشکل را حل کنند»، کمتر مایل به استفاده از مشاوره ـ چه حضوری و چه آنلاین ـ هستند.
اما این دورهها چیست؟ از «مدیریت خشم» و «یافتن شریک عاطفی مناسب» تا «سؤالات پیش از ازدواج» و «برخورد با خطاهای کودک»؛ همه در قالب کالاهایی عرضه میشوند که متناسب با خلأهای امروز خانوادهها طراحی شدهاند.
با این حال، این دورهها که اغلب به شکل سخنرانی یا فهرستهای کلی ارائه میشوند، شاید در مقطعی مورد توجه قرار گیرند اما در درازمدت در زندگی افراد به کار نمیآیند؛ چراکه زندگی روزبهروز ابعاد تازهای به خود میگیرد و نمیتوان با یک نسخه واحد، آن را اداره کرد.

استفاده از مطالب کتابها؛ بدون تجربه و آزمایش
در برخی از این دورهها ممکن است به منابعی اشاره شود؛ اما اغلب اطلاعات صرفاً از کتابها یا جستوجوهای اینترنتی گردآوری شدهاند و گاهی یک پاورپوینت از «خوشبختی» در واقع چیزی جز چند صفحه از یک کتاب نیست.
ذکر نشدن منابع نیز خود نشان میدهد بسیاری از دورههای آنلاین تربیت کودک و همسرداری، صرفاً «کالاسازی» برای سودآفرینی هستند؛ بدون آنکه تجربه و آزمایشی علمی صحت آنها را تأیید کرده باشد.
هرچند ممکن است در میان آنها دورههای مفید و ارزشمندی یافت شود، اما در مجموع این پرسش باقی است: حرفهای یک مشاور تا چه اندازه باید در زندگی عملی شود؟
خود مشاوران معمولاً تأکید دارند که افراد نباید رباتوار بر اساس مشاورهها عمل کنند و زندگی را مطابق فلان نظریه و بهمان دیدگاه بچینند. با این حال، بیاطلاعی افراد ـ بهویژه زنان و مادران ـ گاهی موجب میشود مشاور (چه حقیقی و چه مجازی) به مثابه نفر سومی در خانواده حضور یابد که هیچ محرمیتی ندارد اما در همه امور دخالت میکند.
دورههای آموزش مجازی نیز گاهی همین نقش را ایفا کرده و با ایجاد رفتارهای طوطیوار، خود به تشدید تنشها و مشکلات خانواده دامن میزنند.
بلاگر ـ مشاورها؛ پدیده فضای مجازی
در کنار افرادی که مدعی تحصیلات دانشگاهی و مدارک روانشناسی و مشاوره هستند، شبکههای اجتماعی – بهویژه اینستاگرام – پر شده از «بلاگر ـ مشاورها» که سبک زندگی آموزش میدهند.
در کمال شگفتی، بیشتر این بلاگر-مشاورها زنان هستند که با انتشار تصاویر و ویدیوهایی از زندگی شخصی خود، مدعیاند کلید خوشبختی را در دست دارند. آنها خود را «خانهدار، کدبانو، مادر و همسر همهچیزتمام» معرفی میکنند. اما هیچکس نمیداند پشت پرده این عکسها و ویدیوهای پرزرقوبرق، زندگی واقعیشان به چه شکل است. اخبار منتشرشده گاهی نشان میدهد ماجرا درست برعکس است و بسیاری از این افراد با مشکلات خانوادگی دستوپنجه نرم میکنند.
همچنانکه یک مشاور ممکن است در زندگی شخصی خود دچار مشکل باشد و همین امر در توصیههای او بازتاب یابد، بلاگر-مشاورها نیز میتوانند سیلی از مخاطبان را دنبال خود بکشانند، بیآنکه زندگی شخصیشان واقعاً نمونهای موفق باشد.

این افراد نه از سوی نهاد رسمی و نه از سوی جامعه تأیید میشوند، اما با ایجاد فضایی ساختگی و پرزرقوبرق، لایک جمع میکنند و همین لایکها به منزله اعتبارشان جلوه داده میشود.
در نهایت، به نظر میرسد رؤیای خوشبختی و سعادت – خانهای شاد با چهرههایی مهربان و همدل، فرزندانی آرام و درسخوان – تصویری رویایی است که چشم و گوش بسته، آدمها را به سمت هر افیونی، از جمله پکیجهای خوشبختی، هدایت میکند. غافل از آنکه آگاهیِ وعدهدادهشده این پکیجها، نه در بایدها و نبایدهای یک دوره یکساعته، بلکه در تجربههای واقعی زندگی و دانش عمیق به دست میآید.
به گزارش ونوس بهنود، روزنامهنگار









