به گزارش متادخت، این تلاشهای خاموش، نه تنها ستون فقرات بسیاری از خانوادهها را تشکیل میدهد، بلکه به شکلی غیرمستقیم در تداوم فعالیتهای اقتصادی جامعه نقش دارد.
بحران اقتصادی و فشار بر زنان
نوسانات اقتصادی، تورم و محدودیتهای دسترسی به بازار کار رسمی بسیاری از زنان را به کار غیررسمی سوق داده است. آنها وظایف خانوادگی، انتظارات اجتماعی و نیازهای مالی را همزمان مدیریت میکنند. بسیاری از این زنان،تحصیلکرده و دارای مهارتهای ویژه هستند، اما به دلیل موانع قانونی، محدودیتهای اجتماعی و نبود فرصتهای شغلی رسمی، مجبور به فعالیت در بخشهای غیررسمی میشوند. با وجود نقش بیبدیلشان، اغلب این زنان فاقد حمایتهای اجتماعی، بیمه، شناسایی قانونی و امنیت مالی هستند. این وضعیت باعث میشود که کوچکترین بحرانهای اقتصادی، مانند افزایش قیمتها یا تعطیلی موقت بازارها، زندگی آنها و خانوادههایشان را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.
پیامدهای انسانی و اجتماعی
پیامدهای انسانی این وضعیت عمیق است. زنان فعال در بخش غیررسمی با ناپایداری درآمد، فشارهای روحی و خطرات بهداشتی مواجه هستند. بسیاری از آنان دسترسی کافی به آموزش، خدمات بهداشتی و امکانات اجتماعی برای خود و فرزندانشان ندارند. این فشارها باعث میشود زنان توانایی برنامهریزی بلندمدت برای خانواده و زندگی شخصی خود را ازدست بدهند و زندگی روزمره آنها به یک چرخه بیپایان تلاش برای بقا تبدیل شود.
از منظر اجتماعی، این وضعیت پیامدهای گستردهای دارد. خانوادهها و جوامع کوچک که زنان بخش اصلی نیروی کار و پشتیبان اقتصادی آنها هستند، به دلیل عدم شناسایی و حمایت رسمی، در معرض آسیبهای اقتصادی و روانی قرار میگیرند. نادیده گرفته شدن این زنان در سیاستهای اقتصادی و اجتماعی، میتواند نابرابریها را افزایش داده و ثبات اجتماعی را تهدید کند.
میتوان نمونههایی از زنان فعال در اقتصاد غیررسمی را مرور کرد: فاطمه، ۳۵ ساله از کرج، روزانه در خانه خود تولید صنایع دستی انجام میدهد و آن را در شبکههای اجتماعی میفروشد. درآمد او تنها برای پوشش بخشی از هزینههای زندگی کافی است و هیچ بیمه یا حمایت قانونی دریافت نمیکند.
مریم، ۴۰ ساله، در محلهای در اصفهان به فروش مواد غذایی خانگی میپردازد. او با فشارهای بهداشتی و مالی مواجه است و امکان توسعه کسب و کار خود را ندارد، چراکه قوانین موجود حمایت نمیکنند و دسترسی به بازارهای رسمی محدود است.
این نمونهها تنها بخش کوچکی از میلیونها زن ایرانی است که هر روز تلاش میکنند خانوادهها و جامعه را سرپا نگه دارند.
ضرورت سیاستگذاری و حمایت اجتماعی
کارشناسان بر این باورند که شناسایی و حمایت از زنان در اقتصاد غیررسمی نه تنها یک ضرورت اخلاقی، بلکه یک الزام استراتژیک برای تابآوری اقتصادی و اجتماعی ایران است. سیاستگذاریهای موثر میتواند شامل موارد زیر باشد:
۱- دسترسی به تسهیلات مالی و خرد: اعطای وامهای کوچک و تسهیلات حمایتی برای گسترش فعالیتهای اقتصادی زنان.
۲- آموزش و مهارتافزایی: برگزاری دورههای آموزشی برای بهبود کیفیت تولید، بازاریابی و مدیریت کسب و کار.
۳- شناسایی قانونی و حمایت اجتماعی: ثبت فعالیتهای اقتصادی زنان، بیمه و دسترسی به شبکههای حمایتی برای کاهش آسیبهای اقتصادی و اجتماعی.
۴- ایجاد شبکههای محلی و حمایتی: فراهم کردن فضاهای مشارکتی، بازارچههای محلی و انجمنهای حمایتی برای تقویت سرمایه اجتماعی و همکاری بین زنان.
پیامدهای بلندمدت
نادیده گرفتن نقش زنان در اقتصاد غیررسمی میتواند نسلهای آینده را تحتتاثیر قرار دهد. کاهش امنیت اقتصادی، محدودیت دسترسی به منابع و فشارهای اجتماعی ممکن است باعث افزایش نابرابری و کاهش فرصتهای رشد اجتماعی شود.
در مقابل، حمایت از این زنان و ارتقای نقش آنها در اقتصاد رسمی و اجتماعی، میتواند نه تنها زندگی فردی و خانوادگی آنها را بهبود بخشد، بلکه به ثبات اجتماعی و توسعه پایدار کشور کمک کند.
داستان زنان فعال در اقتصاد غیررسمی، داستان تابآوری، خلاقیت و تلاش خاموش است. جامعه و سیاستگذاران باید این تلاشها را به رسمیت بشناسند، نابرابریها را کاهش دهند و ابزارهایی فراهم کنند تا زنان و خانوادههایشان بتوانند نه تنها زندگی روزمره خود را مدیریت کنند، بلکه به رشد و شکوفایی دست یابند.
بدون توجه به این نسل ناپیدا، بخش عظیمی از پتانسیل انسانی و اقتصادی ایران به هدر میرود و چالشهای اجتماعی آینده، پیچیدهتر و عمیقتر خواهد شد
منبع: ایرنا









