به گزارش متادخت، قشر عظیمی از بدنه دانشجویی کشور را دختران جوانی تشکیل میدهند که در سنین حساسِ شکلگیری شخصیت، وارد محیطی بزرگ، مختلط و گاه خشن به نام دانشگاه شدهاند. ورود به دانشگاه برای یک دختر جوان، تنها یک تغییر تحصیلی نیست؛ بلکه یک چالش هویتی عمیق است. چالشی که در آن، یک پرسش بنیادین و اغلب بیپاسخ در ذهن او شکل میگیرد: آیا برای اینکه در این جامعهی جدی و رقابتی موفق شوم و جدی گرفته شوم، باید روحیات زنانه خود را کنار بگذارم و رفتاری مردانه داشته باشم؟
متأسفانه در سایه تبلیغات فمینیستی مدرن و فرهنگسازیهای غلط، نوعی باور پنهان در ذهن برخی از دختران دانشجو رسوب کرده است که زنانگی مساوی با ضعف و احساساتی بودن است و در مقابل، عقلانیت و قدرت صفاتی مردانهاند. بر همین اساس، بسیاری از دختران با ورود به تشکلهای دانشجویی، انجمنهای علمی یا محیطهای کاری پارهوقت، ناخودآگاه شروع به سرکوب لطافت فطری خود میکنند.
آنها تُن صدایشان را خشن میکنند، از ادبیاتِ چالهمیدانی یا بیش از حد خشک استفاده میکنند، پوششهایی را انتخاب میکنند که هیچ نشانی از ظرافت سلیقه در آن نیست و سعی میکنند در بحثها، هرگونه بروز احساسات را نشانهی غیرحرفهای بودن قلمداد کنند. این دختران تصور میکنند که با تبدیل شدن به یک مردِ درجه دو، در حال فتح قلههای موفقیت هستند، غافل از اینکه آنها در حال باختن بزرگترین سرمایه وجودی خود، یعنی هویت اصیل زنانه هستند.
در حقیقت همین قدرت نرم زنانه، سلاحی است که مردان ندارند. واقعیت آن است که خداوند متعال زن و مرد را با ویژگیهای متفاوتی آفریده تا مکمل یکدیگر باشند، نه رقیب و کپیبرداری شده از هم. آنچه که برخی به اشتباه ضعف میپندارند، در حقیقت قدرت نرم زن است. لطافت روح، هوش هیجانی بالا، قدرت کلامی، جزئینگری و توانایی همدلی، ابزارهای منحصر به فردی هستند که یک دختر دانشجو میتواند با استفاده از آنها، فضایی را مدیریت کند که صد مرد از عهده آن برنمیآیند.
تاریخ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس پر است از زنانی که بدون آنکه مردانه رفتار کنند، کار های اساسی و بزرگیکردند. الگوی سوم زن که مورد تأکید رهبر انقلاب است، دقیقاً به همین معناست: زنی که نه مانند زن شرقی در حاشیه و منفعل است و نه مانند زن غربی، جنسیت خود را حراج میکند یا برای رقابت با مردان، زنانگیاش را میکشد. زن مسلمانِ تراز انقلاب، زنی است که با وقار، متانت و حیای خود در جامعه حضور مییابد و این وقار، چنان ابهتی به او میدهد که هیچکس جرأت جسارت به حریم او را پیدا نمیکند.
باید توجه داشت که تلاش برای مردانه زیستن، هزینههای سنگینی برای روان دختران دارد. دختری که مدام در حال سانسور احساسات و لطافتهای خود است، به مرور دچار قساوت قلب و فرسودگی روانی میشود. او شاید در ظاهر یک فعال دانشجویی موفق یا یک نخبه علمی باشد، اما در خلوت خود احساس تهی بودن میکند. چرا که فطرت او تشنهی زیبایی، آرامش و لطافت است، اما او این نیازها را در زیر زرهی پولادین و عاریتی دفن کرده است. این سرکوب، در آینده و در نقشهای همسری و مادری نیز خود را نشان میدهد و او را در برقراری ارتباط عاطفی با خانواده دچار بحران میکند.
در این میان، نقش حجاب و حیا بسیار کلیدی است. حجاب، برخلاف تصور رایج، محدودکننده فعالیت نیست؛ بلکه فیلتری است که زن بر سر راه ارتباطات خود قرار میدهد. این فیلتر به جامعه پیام میدهد: من انسانم و با اندیشهام در اینجا حضور دارم، نه با جسمم. اما در عین حال، من زنم و برای خود حریمی محترم قائلم.
حیا در رفتار و گفتار، از دختر دانشجو محافظت میکند تا در محیطهای مختلط دانشگاه، بازیچه نشود و شأن خود را حفظ کند. دختری که با متانت سخن میگوید، نه تنها ضعیف نیست، بلکه نشان میدهد که آنقدر به استدلال و منطق خود اطمینان دارد که نیازی به فریاد زدن یا رفتارهای هنجارشکنانه ندارد.
دانشگاه به حضور زنان نیاز دارد، نه مردانِ جدید. محیطهای علمی و سیاسی ما امروز تشنهی نگاه زنانه هستند؛ نگاهی که در آن خشونت و قدرتطلبی جای خود را به گفتگو، صلح و اصلاح میدهد. دختران دانشجو باید بیاموزند که میتوانند مدیرانی مقتدر، دانشمندانی برجسته و سیاستمدارانی زیرک باشند، در حالی که هنوز عاشق رنگهای شادند، گریه کردن را ننگ نمیدانند و قلبی سرشار از مهر مادری دارند.
راه موفقیت، در خود بودن است. جامعه وقتی اصلاح میشود که زنان ما با اعتماد به نفس کامل، زنانه بیاندیشند و زنانهذعمل کنند. حفظ لطافت روح در دنیای خشن سیاست و علم، هنر بزرگی است. زنانی که در موقعیت های اجتماعی، عاطفه را فراموش نکردند و در اوج اقتدار، مادرانگی را پاس داشتند.
بنابراین، دختر دانشجوی عزیز! فریب شعارهای برابریطلبانه ظاهری را نخور. قدرت تو در تفاوت توست. دانشگاه را با عطرِ وقار و لطافت خود معطر کن، نه اینکه خودت را در هیاهوی مردانه آن گم کنی.
منبع: فارس









