در حال حاضر با وجود شایع بودن بسیاری از بیماریها در زنان، حمایتهای بهداشتی و درمانی و حتی اجتماعی از این قشر کافی به نظر نمیرسد.
به گزارش متادخت، ضعف حمایتها و خلأ فرهنگسازی موجب شده تا زنان و مادران در کنار مسئولیتهای همسری و مادری خود، در برخی مواقع حتی از ابراز بیماری خودداری کرده و سالها با بیماریها همچون «خویشاوندی ناخواسته» زندگی کنند!
روحیه حمایت محور و فداکاری مادرانه موجب شده تا زنان پناهگاه سایر اعضای خانواده در هنگام بروز بیماری باشند؛ اما وقتی نوبت به خودشان میرسد دستشان خالی باشد.
این در حالی است که بررسیها نشان میدهد شیوع رقم قابل توجهی از بیماریها در زنان بیش از مردان است.
سرطان رحم و تخمدان، آرتروز، آلزایمر، بیماری قلبی، بیماریهای مقاربتی و سکته مغزی از بیماریهایی است که در زنان شیوع بیشتری دارد.[1]
به عنوان مثال پژوهشی میگوید در اختلالات روانی، افسردگی در زنان شایعتر از مردان است.[2]
وقتی شرایط محیطی بروز بیماری را تشدید میکند
اما در پشتپرده این شیوع، صرفاً جنسیت نهفته نیست. هرچند هر بیماری الگوی ابتلای مشخصی را نشان میدهد اما بسیاری از بیماریها به عنوان مثال بیماریهای مقاربتی، قلبی و روانی در زنان با شرایط نامساعد محیطی تشدید میشود.
تا جایی که موضوع قاعدگی، بارداری و یائسگی که فرآیندی طبیعی در طول حیات زن است خود به بروز و ظهور بیماریها منجر میشود.

در این میان توقع جامعه و خانواده از زن، سلامت در هر شرایطی است. اضطراب مسئولیتهای مادرانه و همسرانه در برخی مواقع موجب میشود که زنان به جای استراحت و تمرکز بر درمان خود به سمت و سوی همزیستی با بیماری سوق داده شوند.
یک زن میانسال در این خصوص گفت: «از وقتی استخوان دردهایم شروع شد به خاطر مسئولیتهایی که در طول شبانهروز داشتم چندان آن را جدی نگرفتم. به جای استراحت و پیگیری به کارهای خانه رسیدگی میکردم و این وضعیت آرتروزم را تشدید کرد».
وی افزود: «متأسفانه از مادران انتظار میرود که همیشه سرحال باشند و به کارهای خانه و بچهها رسیدگی کنند، غافل از اینکه گاهی خود آنها هم به رسیدگی و استراحت و حمایت احتیاج دارند».
شهروند دیگری نیزمیگوید: «من سالها افسردگی شدید داشتم و همیشه به همین دلیل ملامت میشدم. نه تنها اطرافیانم برای درمان کمکی نمیکردند بلکه مرتب با کلمات آزاردهنده مانند «روانی، افسرده و منزوی» من را از خود دور میکردند».
وی که زنی 40 ساله است بیشتر از همسر خود گلهمند است تا جایی که میگوید در طول مدت ازدواجم افسردگیام تشدید شده و رفتارهای آزار دهنده همسرم موجب شده تا خودم را از او دور کنم.
این زن جوان میگوید: برای درمان فشارهای روحی به مشاور مراجعه کرده اما زمانی که هزینه درمان را با همسرش مطرح کرده با مقاومت او مواجه شده و حتی این جمله را شنیده است که او ارزش درمان شدن ندارد..!
حتی سیکل زنانه به مسخره گرفته میشود
این ضد فرهنگها و هنجارهای غلط تنها مختص به مادران نیست. این روزها بحرانهای بلوغ زود هنگام و یائسگی زودتر از موعد، اختلال در قاعدگی و انواع بیماریهای مربوط به رحم در زنان به دلیل سبک زندگی افزایش یافته است. موضوعی که یک دختر جوان از آن به تلخی یاد کرد و گفت: «چرا سیکل زنانه که امری طبیعی و نهادینه شده در بدن زنان است به مسخره گرفته میشود؟؟»
وی افزود: «دختران در زمان عادت ماهیانه با فشارهای جسمی قابل توجهی مواجه میشوند و در مقابل مجبورند برای مسخره نشدن از اینکه عصبی و کم حوصله شدهاند نسبت به پنهان کردن شرایط جسمی خود، اقدام کنند».
دختر نوجوانی نیز میگوید زمانی که عادت ماهانه فرا میرسد بدترین تجربه جسمی را سپری میکند اما درک نمیشود و حتی نمیتواند به اطرافیان مرد مانند پدر و برادر خود نیز بگوید که شرایط جسمی خاصی دارد.

حمایتهای دولتی امتیازی قائل نیست
بحرانهای مواجه با بیماری و درمان آن در زنان، مختص به شرایط اجتماعی و خانوادگی نیست. امروز بخش مهمی از مشکلات به نوع حمایت نهادهای دولتی و در کنار آن بیمه درمانی بازمیگردد.
مادری که دچار بیماری سرطان است میگوید سرپرست خانواده است و باید هر روز کار کند؛ در مقابل برای تهیه داروی خود همواره با کسری پول مواجه است. او تقریباً درمان بیماری را متوقف کرده و میگوید هرچه کار میکند صرف فرزندانش میشود.
به گفته این شهروند، بیمه داروها را پوشش نمیدهد، نهادهای خیریه هم کمک چندانی نمیکنند. در نتیجه اگر کسی بیماری صعبالعلاجی داشته باشد و توان مالی نداشته باشد تقریباً درمان را رها میکند.
وی ادامه داد: «شاید زنی نانآور نباشد و بتواند از طریق همسر خود حمایت شود اما زمانی که چنین نیست مجبور است خود نسبت به تامین هزینهها اقدام کند».
حمایت از درمان بیماریهای زنانه به حدی ناچیز است که حتی آزمایشهای تشخیصی و غربالگری نیز در اختیار آنان قرار نمیگیرد.
برخی زنان قادر به تأمین هزینههای سونوگرافی، چکاپ و امآرآی نیستند. در نتیجه در برخی مواقع حتی از بیماری پنهان خود نیز اطلاعی ندارند. تنها زمانی که کار از کار میگذرد به مشکلی جدی پی میبرند.
چنین وضعیتی از اجبار به همزیستی با بیماری در حالی است که زنان مسئولیت فرزندآوری را دارند. برخلاف مشوقهایی مانند خدمات رایگان بهداشتی، غربالگری و درمانی در کشورهای دیگر مانند آنچه در فرانسه برای تامین هزینههای کودک تا 7 سالگی انجام میشود و یا طرح حمایتی ژاپن از مادران و یا پرداخت حقوق به مادران در آلمان[3] انتظار از زنان برای مادر شدن با حداقل حمایتهای بهداشتی و درمانی از آنها است. این معضل در مناطق روستایی و کم برخوردار به مراتب شدیدتر است. تا جایی که در برخی مواقع با معلولیت، اختلال روانی و مشکلات جنسی حتی کنار گذاشتن آنها از سوی قانون حمایت میشود. کمی دقت در رفتار زنان نشان میدهد آنچه لوس شدن و ناز کردن تلقی میشود در واقع دردهای جسمی و روانی فروخورده است!
[1] https://www.khabarfoori.com/fa/tiny/news-896832
[2] https://sid.ir/paper/83001/fa
[3] khabaronline.ir/xj9Dj
✍🏻 به گزارش ونوس بهنود، خبرنگار








