به گزارش متادخت، «نمیدانم باید اول متخصص باشم یا زن بمانم.» این جمله را زهرا، ۲۹ ساله، کارشناس ارشد روانشناسی میگوید؛ دختری که با رتبه خوب از دانشگاه دولتی فارغالتحصیل شده اما سه سال است میان کلاسهای مشاوره، مصاحبههای کاری و فشار خانواده برای ازدواج، سرگردان مانده است.او میگوید: «کارفرما وقتی فکر میکند متأهلم، میگوید ساعتهای کاری سخت است؛ وقتی میگویم مجردم، خانواده میگویند چرا کار را به ازدواج ترجیح میدهی. آخرش هم نه کار درست دارم، نه زندگی مشخص.» این روایت کوتاه، تصویر فشرده چالش هویتی نسلی از دختران ایرانی است؛ نسلی که نه با انزوای اجتماعی کنار میآید و نه حاضر است هویت زنانهاش را قربانی موفقیت شغلی کند.
الگوی سوم زن؛ شعار یا مسیر واقعی؟
رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین جایگاه زن در تمدن اسلامی تصریح کردهاند: «زن در منطق اسلام، نه موجودی حاشیهای و درجه ۲، بلکه یک انسانِ صاحب نقش تمدنی است؛ هم در خانواده نقشآفرین است و هم در جامعه میتواند اثرگذار باشد، بدون آنکه مجبور باشد هویت زنانهٔ خود را انکار کند.»رهبر انقلاب بر الگویی تأکید دارند که زن را نه موجودی خانهنشین و منزوی میداند و نه عنصری مصرفی و ابزاری در منطق سرمایهداری غرب. در این چارچوب، زن مسلمان ایرانی میتواند همزمان متخصص، کنشگر اجتماعی و ستون خانواده باشد؛ بدون آنکه مجبور به معامله بر سر کرامت انسانی خود شود.اما مسئله اصلی اینجاست: آیا ساختارهای اجتماعی کشور با این الگو همراستا شدهاند یا هنوز زنان را در یک دوگانه فرسایشی «یا خانواده یا پیشرفت» نگه داشتهاند؟
آمار چه میگوید؟
بر اساس دادههای مرکز آمار ایران بیش از ۵۶ درصد ورودی دانشگاههای دولتی را دختران تشکیل میدهند اما نرخ بیکاری زنان تحصیلکرده حدود ۱۸ درصد است؛ تقریباً ۲ برابر مردان.میانگین سن ازدواج دختران از حدود ۱۹ سال در دهه ۶۰ به بیش از ۲۴ سال رسیده است.این اعداد نشان میدهد مسئله، کم انگیزگی یا ضعف علمی دختران نیست؛ بلکه شکاف میان «سرمایه انسانی زن» و «فرصتهای واقعی زندگی پایدار» است.
وقتی ساختارها عقبتر از گفتماناند
مریم حسینی، جامعهشناس حوزه خانواده، در گفتوگو با خبرنگار فارس میگوید: «دختران امروز نه از اصل نقش زنانه گریزاناند و نه از تخصص؛ بلکه از ساختارهایی خستهاند که آنها را مجبور میکند یکی را قربانی دیگری کنند. مرخصی زایمان روی کاغذ هست، اشتغال منعطف در سیاستها هست، اما در عمل بسیاری از محیطهای کاری زن را یک نیروی پرهزینه میدانند.» او تأکید میکند: اگر سیاستگذاریها اصلاح نشود، الگوی سوم زن در سطح گفتمان باقی میماند و به تجربه زیسته دختران تبدیل نمیشود.در مقابل، سارا یوسفی، استاد علوم اجتماعی، نگاه خوشبینانهتری دارد: «ظرفیت علمی دختران امروز بیسابقه است. اما این حضور نباید به مردواره شدن زن منجر شود؛ مسئله اصلی این است که تخصص زن باید در خدمت حل مسائل جامعه باشد، نه در رقابت فرسایشی باهویت زنانه.»
۲ نگاه، یک بنبست مشترک
نگاه مادیگرای غرب، زن را عمدتاً در قالب نیروی کار و مصرفکننده تعریف میکند؛ ارزشگذاری بر اساس بهرهوری اقتصادی و جذابیت ظاهری. در مقابل، الگوی سوم زن بر علم، عفت و مسوولیت اجتماعی تأکید دارد.در منابع اسلامی نیز بر ارزش ذاتی زن در کنار نقش اجتماعی او تأکید شده است. پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «خَیرُ نِساءِکُم مَن کانَت وَلوداً، وَدوداً، عَفِیفَةً، عَزیزَةً فی أَهلِها»بهترین زنان شما، زنانی هستند که هم اهل محبت و عاطفهاند، هم پاکدامناند و هم در خانواده دارای عزت و جایگاهاند.
این نگاه، زن را نه به حاشیه خانه محدود میکند و نه به ابزار تولید صرف در جامعه فرومیکاهد، بلکه از او انسانی باکرامت، نقشدار و چندبعدی میسازد.اما واقعیت میدانی این است که بسیاری از دختران ایرانی در فضای خاکستری میان این ۲ نگاه گرفتار شدهاند: نه امنیت شغلی دارند، نه امنیت روانی برای تشکیل خانواده.
راه خروج از بحران چیست؟
کارشناسان معتقدند عبور از دوگانه فرسایشی «تخصص یا هویت زنانه»، بدون اصلاح ساختارهای اجرایی کشور ممکن نیست و صرف تکرار گفتمانهای ارزشی، اگر به سیاستگذاری عینی منجر نشود، به ناامیدی نسل جدید دختران خواهد انجامید.در این میان، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نقش محوری دارد. طراحی واقعی سازوکارهای اشتغال منعطف، توسعه دورکاری و امکان تنظیم ساعات کاری برای زنان، بهویژه مادران شاغل، میتواند بخش بزرگی از تعارض میان خانواده و پیشرفت شغلی را کاهش دهد؛ موضوعی که هنوز در بسیاری از دستگاهها در حد آییننامه باقیمانده و به اجرا نرسیده است.از سوی دیگر، دانشگاهها بهعنوان بستر اصلی تربیت نخبگان زن، موظفاند نگاه خود را به دانشجوی دختر از یک «فرد مجرد موقت» به یک «کنشگر اجتماعی در مسیر زندگی پایدار» تغییر دهند. توسعه خوابگاههای متأهلی، حمایت تحصیلی از دانشجویان مادر و انعطاف در نظام آموزشی، میتواند مانع از ریزش استعدادهای زن در مقاطع تحصیلات تکمیلی شود.در سطح بازار کار نیز، کارفرمایان دولتی و خصوصی باید از نگاه هزینهمحور به نیروی زن عبور کنند. تبعیضهای پنهان در استخدام، ارتقا و امنیت شغلی زنان، عملاً بخش قابلتوجهی از سرمایه انسانی کشور را از چرخه اثرگذاری خارج کرده و با روح عدالت اجتماعی در تضاد است.و نهایتاً، رسانهها مسوول بازتعریف تصویر زن در افکار عمومیاند. بازنمایی زن واقعی، فعال، متخصص و درعینحال دارای هویت خانوادگی، میتواند الگوی سوم زن را از سطح شعار به سطح فرهنگ عمومی منتقل کند؛ نه زن فانتزی مصرفی غربی و نه زن کلیشهای منزوی، بلکه زنی که هم در جامعه مؤثر است و هم در خانواده.
دختر امروز نه به دنبال تقلید از الگوی غربی است و نه به بازگشت به حاشیه؛ او میخواهد هم متخصص اثرگذار باشد و هم زن دارای کرامت. اگر ساختارها تغییر نکنند، بحران هویتی باقی میماند؛ اما اگر سیاستگذاریها همسطح گفتمان انقلاب حرکت کند، «الگوی سوم زن» میتواند از شعار به تجربه زیسته یک نسل تبدیل شود.
منبع: فارس









