به گزارش متادخت، در دل فشارهای معیشتی، نگرانیهای خانوادگی و قضاوتهای اجتماعی، گاهی تصمیمهایی گرفته میشود که کمتر درباره آنها صحبت میشود؛ تصمیمهایی که اغلب در سکوت و اضطراب شکل میگیرند و پیامدهایشان میتواند یک عمر باقی بماند. سقط جنین یکی از همین موضوعات پنهان اما تأثیرگذار است؛ مسئلهای که معمولاً با دلایل اقتصادی توضیح داده میشود، اما در واقع ریشههای عمیقتری در ترس، تنهایی مادران و باورهای نادرست فرهنگی دارد.
مجموعه جهادی «حسنا» از دل مواجهه مستقیم با همین واقعیتها شکل گرفت؛ جایی که ارتباط نزدیک با خانوادههای آسیبپذیر نشان داد مشکل بسیاری از مادران، فقط کمبودهای مالی نیست، بلکه نداشتن پناه امن، شنیده نشدن و ترس از قضاوت اطرافیان است. در این مسیر، گفتوگو با مادرانی که در آستانه تصمیمهای دشوار قرار داشتند، نگاه اعضای این مجموعه را تغییر داد و فعالیتها بهسمت حمایت هدفمند از مادران باردار و حفظ جان جنین جهت گرفت.
«حسنا» خود را یک مجموعه صرفاً خدماتی نمیداند، بلکه آن را یک جریان حمایتی و فرهنگی تعریف میکند؛ جریانی که تلاش دارد بدون سرزنش و قضاوت، کنار مادر بایستد، شرایط او را درک کند و نشان دهد که راهحل همیشه در حذف یک زندگی خلاصه نمیشود. حمایتهای معیشتی، درمانی، فرهنگی و مشاورهای، تنها بخشی از این همراهی است؛ همراهیای که هدف اصلی آن، بازگرداندن آرامش و اعتماد به مادری است که زیر فشار مشکلات، خود را تنها میبیند.
در این مصاحبه، با فاطمه سادات خلیلیفر، عضو هیئتمدیره گروه جهادی «حسنا»، گفتوگو کردهایم تا از چرایی شکلگیری این مسیر، تجربههای میدانی، چالشهای جدی و نگاهی که پشت این فعالیتها قرار دارد، بیشتر بشنویم؛ روایتی از تلاش برای حفظ حیات، تقویت جایگاه مادری و یادآوری این حقیقت که اگر حال مادر خوب باشد، آینده یک زندگی نیز حفظ خواهد شد.
- ایده شکلگیری مجموعه جهادی «حسنا» از کجا آمد و چه نیازی باعث شروع فعالیت شما شد؟
شکلگیری این مجموعه به ایام کرونا برمیگردد؛ روزهایی که همه بهخاطر دارند چقدر سخت و نفسگیر بود. خانوادهها هم از نظر روحی و عاطفی در فشار بودند و هم از نظر جسمی. خیلی از زندگیها بههم ریخته بود و مشکلات یکییکی روی هم انباشته میشد. ما با جمعی از دوستان نزدیک و خانواده تصمیم گرفتیم بهصورت کاملاً خودجوش کاری را شروع کنیم. ابتدا هدفمان این بود که بستههای معیشتی شامل اقلام ضروری را تهیه کنیم و به مناطق حاشیهای تهران ببریم؛ جاهایی که معمولاً خانوادههای کمبرخوردار و آسیبپذیر در آنجا زندگی میکنند. با کمک رابطهای مورد اعتماد، این خانوادهها را شناسایی میکردیم و تمرکزمان بیشتر روی خانوادههای خوشجمعیت بود؛ خانوادههایی که معمولاً چند فرزند دارند و طبیعتاً فشارهای بیشتری را تجربه میکنند. بسیاری از این خانوادهها پدرشان شغلش را بهدلیل شرایط کرونا از دست داده بود، مستأجر بودند و با چند فرزند، واقعاً امکان اداره زندگی برایشان سخت شده بود. در رفتوآمدها، کمکم اعتماد شکل گرفت و خانوادهها شروع به درد و دل کردند. در یکی از همین دیدارها، مادری با تردید و نگرانی سراغ ما آمد و گفت میخواهد کاری انجام دهد و از ما راهنمایی خواست. بعد از کمی مکث گفت که با وجود چند فرزند، دوباره باردار شده و در همان ایام کرونا تصمیم دارد جنینش را سقط کند و دنبال راهی برای آن است. این حرف برای ما مثل سطل آب یخ بود! اصلاً باورمان نمیشد. نه از سر سرزنش، بلکه از شدت بهت.
با پدر و مادر صحبت کردیم؛ خیلی سخت بود، تجربهای نداشتیم، اما با هر روشی که بلد بودیم تلاش کردیم آنها را منصرف کنیم. الحمدالله در نهایت موفق شدیم. همان اتفاق تلنگر بزرگی برای ما شد. بررسی کردیم و دیدیم متأسفانه این مسئله در بین خانوادههای گرفتار، شایعتر از چیزی است که فکر میکردیم. همین شد که تصمیم گرفتیم فعالیتهایمان جهتدارتر شود و تمرکزمان را روی حفظ جان جنین و حمایت از مادران باردار بگذاریم. آن زمان اسم «حسنا» هنوز شکل نگرفته بود، اما رویکرد دقیقاً از همانجا آغاز شد و کمکم این مجموعه با این نام شناخته شد.
- نگاه شما به مادری که تصمیم به سقط جنین دارد چیست؟
همه ما در زندگی با شرایط سخت و پیچیده مواجه میشویم. بالا و پایین زندگی طبیعی است. وقتی خودمان را جای آن مادر میگذاریم، میبینیم ممکن است در فشار شدید مشکلات، آدم نتواند تصمیم درستی بگیرد. مادری که به سقط فکر میکند، برای ما فردی است که آنقدر تحت فشار قرار گرفته که بهجای پیدا کردن راهحل، میخواهد از مشکل فرار کند؛ شبیه کسی که برای رهایی، خودش را از بلندی پرت میکند. ما بدون قضاوت و سرزنش، تلاش میکنیم شرایطش را بفهمیم، با او صحبت کنیم و کمکش کنیم تصویر واضحتری از موقعیتش ببیند. ما میدانیم اگر روزی با دید روشنتری به عقب نگاه کند، ممکن است این تصمیم برایش تبدیل به پشیمانی عمیقتری شود. تلاش ما این است که نگذاریم به نقطهای برسد که دیگر راه بازگشتی نداشته باشد.
- به نظر شما ریشههای تصمیم به سقط جنین در جامعه امروز چیست؟
اگر این سؤال را از عموم مردم بپرسید، اغلب پاسخ میدهند مشکلات اقتصادی. اما بر اساس تحقیقات دانشگاهی معتبر و تجربه میدانی چندساله ما، اقتصاد عامل اصلی نیست. عامل اول، نخواستن فرزند بیشتر است و عامل دوم که بسیار دردناک است، ترس از قضاوت و سرزنش اطرافیان. این نگاهها که «دوباره بچه برای چی»؛ نگاهی که حتی درباره فرزند دوم و سوم هم وجود دارد. این باورهای غلط فرهنگی که طی سالها در جامعه نهادینه شده، ریشه اصلی این تصمیمهاست؛ چیزی که ما بارها با چشم خودمان دیدهایم.
- اولین برخورد شما با مادری که در آستانه سقط جنین است چگونه است؟
رویکرد مجموعه حسنا کاملاً حمایتی و همدلانه است. در قدم اول، هیچ نگاه قضاوتگر یا سرزنشی وجود ندارد. واقعاً خودمان را جای آن مادر میگذاریم و این حس درک شدن را هم در عمل و هم در کلام به او منتقل میکنیم. حتی در اولین برخورد، اصلاً درباره سقط صحبت نمیکنیم؛ بارداریاش را تبریک میگوییم و با روی باز با او برخورد میکنیم. وقتی اعتماد شکل گرفت، مادر خودش شروع به درد و دل میکند. آنوقت ما همراه او دنبال راهحل میگردیم و کمک میکنیم ببیند که راههای بهتری وجود دارد و حذف این جنین، راهحل محسوب نمیشود. بعد از آن هم در حد توان، اقدامات عملی برای رفع مشکلات انجام میدهیم.
- چه خدماتی به این مادران ارائه میدهید؟
ما ترجیح میدهیم اسمش را «حمایت» بگذاریم نه خدمات. حمایتهای ثابت شامل بستههای معیشتی متناسب با نیاز مادر و جنین است؛ با دقت به توصیههای تغذیهای دوران بارداری. بستههای سیسمونی تا دو سالگی نوزاد، بستههای فرهنگی متناسب با مناسبتهای ملی و مذهبی، کمکهزینههای درمانی مثل سونوگرافی و آزمایشها، و معرفی به مشاوران خانوادگی، حقوقی یا پزشکی از دیگر حمایتهاست. علاوه بر این، حمایتهای موردی داریم که دقیقاً بر اساس نیاز هر خانواده طراحی میشود؛ از مسائل مالی گرفته تا مشکلات حقوقی یا درمانی.
- یکی از تأثیرگذارترین یا تلخترین کیسهایی که با آن مواجه شدید را بهاختصار تعریف میکنید؟
هر کدام از این بچهها یک معجزهاند. یکی از موارد تأثیرگذار، خانوادهای بود که پدر بهشدت مخالف تولد فرزند بود، اما مادر با صبوری و توکل ایستادگی کرد. بعد از تولد، مهر بچه به دل پدر افتاد و همه چیز تغییر کرد. چند وقت بعد، این خانواده به قید قرعه به زیارت کربلا اعزام شدند و واقعاً زندگیشان متحول شد. موارد تلخ بسیار کم بوده؛ کمتر از انگشتان دست. اغلب بهدلیل تعصبات قومی یا قطع ارتباط، نتوانستیم ادامه مسیر را همراهی کنیم. اینها نشان میدهد که چقدر کار فرهنگی عمومی در جامعه لازم است.
- بزرگترین چالش مجموعه حسنا چیست؟ چه چیزی بیش از همه باعث خستگی یا دلسردی اعضای گروه میشود؟
بزرگترین چالش، دسترسی آسان و گسترده به داروهای سقط جنین است. این مسئله واقعاً آزاردهنده است و اگر نبود، جان بسیاری از این بچهها حفظ میشد.
خستگی طبیعی است، اما دلسردی نه. اتفاقات خوب انرژی ما را چند برابر میکند، اما همین در دسترس بودن داروهای سقط جنین و سرعت بالای وقوع این اتفاقها واقعاً بغرنج و دردناک است. این موضوع هم ما را آزار میدهد و هم سرعت و اثرگذاری کارمان را میگیرد؛ دردی که واقعاً از آن رنج میکشیم.
- اگر بخواهید یک جمله به مادری که بین ماندن و سقط مردد است بگویید، چه میگویید؟
به او میگوییم تصمیم نهایی با توست. میتوانی پناه و آغوش امن فرزندت باشی، یا تصمیمی بگیری که دیگر راه بازگشتی ندارد. این کودک بیگناه، عامل مشکلات تو نبوده. وقتی مادر به ذات مادری خودش برگردد، درست تصمیم میگیرد.
- بزرگترین امید شما برای آینده مجموعه حسنا چیست؟
امید ما این است که در سراسر ایران، مادر باردار تکریم شود. ما بهچشم دیدهایم اگر حال مادر خوب باشد، خطری جنینش را تهدید نمیکند و بر اساس مهر مادری، با تمام وجود از او محافظت میکند. رسالت حسنا حفظ حیات جنین است و آرزو داریم آنقدر توانمند شویم که این پیام در سراسر کشور شنیده شود؛ چون اگر مادران ما حالشان خوب باشد، حیات جنینها حفظ میشود و ایران حالش خوب خواهد بود.








