به گزارش متادخت، کتاب «زن در عصر صفوی» اثر مهرداد نوری مجیری، یکی از نتایج قابل توجه در زمینه مطالعات جنسیتی و اجتماعی در تاریخ ایران به شمار میرود. این اثر به مؤلفههای مختلف زندگی زنان در دوران صفویه پرداخته و با نگاه عمیق و محققانه خود، سعی دارد تا جایگاه زنان را در این دوره تاریخی بهدقت بررسی کند. نویسنده با تکیه بر منابع تاریخی معتبر، به تحلیل جنبههای متنوع زندگی زنان در این عصر پرداخته و تلاش کرده است تصویر جامعتری از نقش و اهمیت آنها بهعنوان اعضای فعال جامعه در عرصههای مختلف ارائه دهد.
زن در عصر صفوی چه میکردند؟
نوری مجیری در کتاب خود به بررسی شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زندگی زنان در دوره صفویه میپردازد. این دوره، که در فاصله سالهای 1501 تا 1736 میلادی ادامه داشت، یکی از مراحل کلیدی در تاریخ ایران به شمار میرود، مرحلهای که در آن تحولات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی گستردهای رخ داد. مجیری با بهرهگیری از اسناد تاریخی، متون کهن و روایتهای شفاهی، تصویری شفاف و واقعگرایانه از موقعیت اجتماعی زنان در این دوره ارائه میدهد.
از طریق تحلیلهای دقیق و مستند، نویسنده میکوشد تا این نکته را برجسته کند که زنان در عصر صفوی تنها بهعنوان موجوداتی وابسته به خانواده و معاشرتهای مردانه در نظر گرفته نمیشدند، بلکه در بسیاری از عرصهها بهویژه در زمینههای اقتصادی و فرهنگی، نقش فعالی ایفا میکردند. به عنوان مثال، زنان در فعالیتهای تجاری و کشاورزی، کارهای صنایع دستی و حتی آموزش فرزندان خود مشارکت داشته و از این طریق به نقش خود در اقتصاد خانوادگی و جامعه تحقق میبخشیدند. همچنین، آثار هنری و ادبی نیز منعکسکننده فعالیتهای فرهنگی و خلاقیت زنان در این دوره است که نوری مجیری به خوبی آنها را در کتاب خود تبیین میکند.
کتاب بهطور خاص به موضوعاتی چون ازدواج، خانواده، حقوق و وظایف زنان، آموزش و ثبت نام آنها در تاریخ میپردازد و نشان میدهد که نگرش به زنان در زمان صفویه همچنان تحت تأثیر نهادهای مذهبی و اجتماعی بود. مجیری این مفاهیم را بهخوبی توصیف کرده و تلاش میکند که کسانی که به تاریخ و فرهنگ ایران علاقهمند هستند، به درکی عمیقتر از چالشها و پیروزیهای زنان در این دوره دست یابند.
نقد و بررسی ابعاد زنانه در عصر صفوی
نقد کتاب «زن در عصر صفوی» میتواند به بررسی ابعاد مختلف آن بپردازد. یکی از نکات مثبت و قابل توجه این متن، استناد به منابع معتبر و مستند است که باعث میشود تحلیلها و ادعاهای نویسنده از اعتبار بالایی برخوردار باشد. با این حال، برخی منتقدان میتوانند به نیاز به تنوع در توصیف تجربیات زنان در طبقات مختلف اجتماعی اشاره کنند. در حالی که مجیری به زندگی برخی از زنان برجسته در تاریخ پرداخته است، توصیف تجارب روزمره زنان در طبقات مختلف جامعه نیاز به توجه بیشتری دارد.
یکی دیگر از نکات قابل بحث در این اثر، ضرورت بررسی نقش زنان در زمینههای سیاسی و اجتماعی است. اگرچه نویسنده به ابعاد اقتصادی و فرهنگی زندگی زنان پرداخته، اما تأکید بر فعالیتهای سیاسی، مشارکت در تصمیمگیریها و تأثیرگذاری بر سیاستها میتواند به درک عمیقتری از جایگاه اجتماعی زنان در این دوره کمک کند.
در مجموع، «زن در عصر صفوی» به عنوان یک منبع معتبر و ارزشمند برای پژوهشگران، دانشجویان و علاقهمندان به تاریخ و مطالعات جنسیتی محسوب میشود. این کتاب نه تنها به تصویر کشیدن زندگی زنان در یک دوره مشخص میپردازد، بلکه با تحلیل دقیق و انتقادی خود، به گسترش دانش در زمینه تاریخ اجتماعی ایران و همچنین نقش زنان پرداخته و میتواند به بحثهای جاری در زمینه مطالعات جنسیتی کمک کند. در نهایت، این اثر تلاشی است برای شناخت هویت و جایگاه زنان در تاریخ ایران که میتواند الهامبخش پژوهشهای آینده در این حوزه باشد.
بخشهایی از کتاب را باهم بخوانیم
کاترینو زنو مینویسد: «بانوان شاهان همراه شوهرانشان مسلح به جنگ میروند و شریک سرنوشت ایشان میشوند. مردان میجنگند بدان گونه که آن روزهای روزگار باستان نیز در جنگ چنین هنرنمایی میکردند.»
سواری زنان ایرانی بدین گونه بود که مانند مردان بر روی حیوان نشسته و پای خود را برعکس زنان اروپا به دو طرف شکم اسب میاندازند. پیترودلاواله، که در زمان شاه عباس اول در ایران بوده، درباره آرایش جنگی سپاهی که دیده است، مینویسد: «در حرکت سپاه هیچ نظمی نیست. بارها و شتران حامل زنان نیز پراکنده آمد؛ ولی ترتیب این است که جنگاوران همیشه بین آنها و سپاهیان دشمن قرار دارند. یعنی اگر حرکت قوا به سمت دشمن است، همیشه سربازان جلو زنان قرار دارند؛ ولی اگر حرکت پشت به دشمن است، زنان و بار و بند در جلوی صفوف واقع شدهاند.»
زنان شاهان در لشکرکشی وضعیت متفاوتی داشتهاند. دلاواله میگوید: «شاه، موقعی که برای لشکرکشی عجله دارد، باید راه معینی را طی کند. زنان را از راه دیگری میفرستد تا مانع حرکت لشگریان نشود و محل اقامت آنها نیز در محل نزدیکی اردوگاه معین میکند تا حفاظت از حرمسرا زیاد موجب بروز اشکالات نشود.»
به نظر من، علت این که همیشه در جنگها زنان خود را همراه میبرند، وجود شوخیهاست که به کمک آنها تلخی زندگی را زایل میکنند. در صورتی که اشخاص ناوارد این عمل را نتیجه میل سیریناپذیر او به زنان تلقی میکنند.
زنان برای رسیدن به اهداف اعتقادی و سیاسی خود از تمام امکانات خانوادگی و روحی خویش کمک گرفته و در راه رسیدن به آن اهداف فعال بودهاند. ساسون، مبلغ مسیحی که در روزگار شاه سلیمان به ایران آمده، مینویسد: «شاه هنگام رفتن به جنگ، زنان را با خود میبرد. این خانمها در حقیقت مردان جنگی کارآزمودهای هستند، زیرا همه سوارکاران بسیار قابلی میباشند و به خوبی و با مهارت، چابکترین مردان اسب سواری میکنند و این خانمها با کمال شجاعت، دشمن را تعقیب و تیراندازی میکنند.»
اصولاً همسران شاه، سرداران لشگر و ملازمان شاه و سربازانی که از خود شایستگی نشان داده بودند، در جنگها حاضر میشدند. جهانگرد دیگری نیز میگوید: «بانوان ایرانی همراه شوهرانشان مسلح به جنگ میروند و شریک سرنوشت ایشان میشوند و مانند مردان میجنگند.»








