به گزارش متادخت، جنوب آسیا در دو دهه گذشته بزرگترین پیشرفت جهانی را در آموزش دختران داشته است؛ شکاف جنسیتی در دسترسی به آموزش از سال ۲۰۰۶ حدود ۱۵ واحد بهبود یافته و به ۹۵.۴ درصد رسیده است. اما همین منطقه پایینترین نرخ مشارکت اقتصادی زنان را در جهان دارد و در سال ۲۰۲۳ تنها ۳۲ درصد زنان در سن کار در بازار کار حضور داشتند در مقابل ۷۷ درصد مردان. این تناقض پدیدهای عظیم و کمتر دیدهشده را شکل داده است: موج انبوه زنان تحصیلکردهای که پس از فارغالتحصیلی نه شاغل میشوند و نه در جستوجوی کار هستند. در بنگلادش، زنان ۴۷ درصد فارغالتحصیلان دانشگاههای دولتی را تشکیل میدهند، اما نرخ بیکاری فارغالتحصیلان زن ۲۰.۳۹ درصد است، در مقابل ۱۱.۳۱ درصد برای مردان می باشد.
شکاف دانشگاه تا بازار کار
این شکاف در آمار کشورهای مختلف بازتاب یافته است. در پاکستان، نرخ بیکاری زنان دارای مدرک دانشگاهی ۳۴ درصد است، در حالی که این رقم برای مردان با همان سطح تحصیلات تنها ۹ درصد است. در سریلانکا، نرخ مشارکت نیروی کار زنان از حدود ۴۵ درصد در سال ۱۹۹۰ به ۳۲ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته، در حالی که سطح تحصیلات زنان بهطور مداوم افزایش یافته است. بانک توسعه آسیا این وضعیت را «پارادوکس سریلانکایی» نامیده است: زنان در آموزش از مردان پیشی میگیرند، اما در بازار کار بهشدت کمنمایان میمانند.
این شکاف در آمار کشورهای مختلف بازتاب یافته است. در پاکستان، نرخ بیکاری زنان دارای مدرک دانشگاهی ۳۴ درصد است، در حالی که این رقم برای مردان با همان سطح تحصیلات تنها ۹ درصد است. در سریلانکا، نرخ مشارکت نیروی کار زنان از حدود ۴۵ درصد در سال ۱۹۹۰ به ۳۲ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته، در حالی که سطح تحصیلات زنان بهطور مداوم افزایش یافته است. بانک توسعه آسیا این وضعیت را «پارادوکس سریلانکایی» نامیده است: زنان در آموزش از مردان پیشی میگیرند، اما در بازار کار بهشدت کمنمایان میمانند.
موانعی فراتر از مدرک
کارشناسان این پدیده را ناشی از ترکیبی از موانع ساختاری، هنجارهای اجتماعی و عدم تطابق آموزش با بازار کار میدانند. پروفسور سایما حق بیدیشا، استاد اقتصاد دانشگاه داکا، به «دیلی استار» گفت: «یکی از دلایل کلیدی، عدم تطابق بین مشاغل موجود و انتظارات جویندگان کار با تحصیلات عالی است.» دیلنی گونوواردنا، استاد اقتصاد دانشگاه پرادنیا در سریلانکا، تأکید کرد: «مالیاتدهنده برای آموزش مردم هزینه میکند، پس وقتی نیمی از جمعیت تحصیلکرده به نیروی کار نمیپیوندد، مالیاتدهنده واقعاً ضرر میکند.» مطالعه او نشان داد حضور یک کودک زیر شش سال، احتمال مشارکت زنان در نیروی کار را ۵۷ درصد کاهش میدهد و زنان روزانه حدود چهار ساعت بیشتر از مردان صرف کارهای خانگی بدون دستمزد میکنند معادل ۱۸۷ روز کاری اضافی در سال است.
کارشناسان این پدیده را ناشی از ترکیبی از موانع ساختاری، هنجارهای اجتماعی و عدم تطابق آموزش با بازار کار میدانند. پروفسور سایما حق بیدیشا، استاد اقتصاد دانشگاه داکا، به «دیلی استار» گفت: «یکی از دلایل کلیدی، عدم تطابق بین مشاغل موجود و انتظارات جویندگان کار با تحصیلات عالی است.» دیلنی گونوواردنا، استاد اقتصاد دانشگاه پرادنیا در سریلانکا، تأکید کرد: «مالیاتدهنده برای آموزش مردم هزینه میکند، پس وقتی نیمی از جمعیت تحصیلکرده به نیروی کار نمیپیوندد، مالیاتدهنده واقعاً ضرر میکند.» مطالعه او نشان داد حضور یک کودک زیر شش سال، احتمال مشارکت زنان در نیروی کار را ۵۷ درصد کاهش میدهد و زنان روزانه حدود چهار ساعت بیشتر از مردان صرف کارهای خانگی بدون دستمزد میکنند معادل ۱۸۷ روز کاری اضافی در سال است.
هزینه سنگین یک شکاف اقتصادی
پیامد اقتصادی این شکاف سنگین است. بانک جهانی برآورد میکند اگر نرخ مشارکت زنان در جنوب آسیا به سطح مردان برسد، درآمد سرانه منطقه بین ۱۳ تا ۵۱ درصد افزایش خواهد یافت . رقمی نزدیک به ۲ تریلیون دلار افزایش در تولید ناخالص داخلی. با این حال، افزایش آماری مشارکت زنان در برخی کشورها لزوماً خبر خوبی نیست؛ بخش عمده این افزایش در خوداشتغالی و کار بدون دستمزد رخ میدهد ،نشانه ضرورت است، نه فرصت. در پاکستان، دو سوم زنان شاغل در کشاورزی کار میکنند و نیمی از آنها کارگران خانوادگی بدون دستمزد هستند.
پیامد اقتصادی این شکاف سنگین است. بانک جهانی برآورد میکند اگر نرخ مشارکت زنان در جنوب آسیا به سطح مردان برسد، درآمد سرانه منطقه بین ۱۳ تا ۵۱ درصد افزایش خواهد یافت . رقمی نزدیک به ۲ تریلیون دلار افزایش در تولید ناخالص داخلی. با این حال، افزایش آماری مشارکت زنان در برخی کشورها لزوماً خبر خوبی نیست؛ بخش عمده این افزایش در خوداشتغالی و کار بدون دستمزد رخ میدهد ،نشانه ضرورت است، نه فرصت. در پاکستان، دو سوم زنان شاغل در کشاورزی کار میکنند و نیمی از آنها کارگران خانوادگی بدون دستمزد هستند.
سرمایهای که پشت درهای اقتصاد میماند
جنوب آسیا با تناقضی تاریخی روبهروست دولتها در آموزش دختران سرمایهگذاری کردهاند، اما اقتصادها برای جذب آنها ساخته نشدهاند. نتیجه، نسلی از زنان تحصیلکرده است که در خانه میمانند، نه به خاطر بیسوادی، بلکه به خاطر نبود شغل مناسب، فشار هنجارهای اجتماعی، نبود حملونقل امن، کمبود مراکز مراقبت از کودک و تبعیض در استخدام. این بحران نه یک مسئله اجتماعی حاشیهای، بلکه هدررفت عظیم سرمایه انسانی است که سالانه میلیاردها دلار از ظرفیت اقتصادی منطقه را از بین میبرد.
جنوب آسیا با تناقضی تاریخی روبهروست دولتها در آموزش دختران سرمایهگذاری کردهاند، اما اقتصادها برای جذب آنها ساخته نشدهاند. نتیجه، نسلی از زنان تحصیلکرده است که در خانه میمانند، نه به خاطر بیسوادی، بلکه به خاطر نبود شغل مناسب، فشار هنجارهای اجتماعی، نبود حملونقل امن، کمبود مراکز مراقبت از کودک و تبعیض در استخدام. این بحران نه یک مسئله اجتماعی حاشیهای، بلکه هدررفت عظیم سرمایه انسانی است که سالانه میلیاردها دلار از ظرفیت اقتصادی منطقه را از بین میبرد.
منبع: فارس








