به گزارش متادخت، پیشروی بیرحمانه اضافهوزن از کوچههای پایتخت تا مرزهای جهانی، میلیونها نفر را در دو راهی مرگبار چاقی مفرط و تیغ پرمخاطره جراحیهای باریاتریک قرار داده است؛ سفری پرهزینه که ایستگاههای آن از دگرگونیهای رادیکال متابولیک و عوارض سنگین گوارشی تا زلزلههای روانی و پنهان «انتقال اعتیاد» امتداد دارد.
ناقوس بحران؛ خیز بیوقفه شاخص توده بدنی از پایتخت تا مرزهای جهانی
روند فزاینده اضافهوزن و چاقی مفرط، امروز دیگر نه یک دغدغه فردی برای تناسب اندام، بلکه بحرانی بنیادین در عرصه سلامت عمومی و نظامهای درمانی است. آمارهای رسمی تصویر روشنی از شتاب این چالش ارائه میدهند؛ چنانکه باقر لاریجانی، رئیس مرکز پژوهشهای غدد دانشگاه علوم پزشکی تهران، با اشاره به شیوع نگرانکننده این عارضه در کشور اعلام کرده است که بر اساس آخرین پژوهشها، ۶۳ درصد از جمعیت ایران دچار اضافهوزن یا چاقی هستند. این وضعیت در استانهای مرکزی و شمالشرقی به مرز هشدار رسیده است، در حالی که در مناطقی نظیر سیستان و بلوچستان چاقی هنوز چالش غالب به شمار نمیرود. به گفته وی، در فاصله سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۲ میلادی، شیوع چاقی در مقیاس جهانی رشدی معادل ۸۱ درصد در زنان و ۷۰ درصد در مردان را ثبت کرده است و محاسبات نشان میدهد در صورت فقدان مداخلات بالینی و ساختاری مؤثر، این رقم در سالهای پیش رو با جهش ۵۰ درصدی دیگری مواجه خواهد شد [۱].
در پایتخت نیز ابعاد این بحران جلوهای بهمراتب عیانتر دارد. محمد هاشمی، دبیر انجمن پیشگیری و درمان چاقی، در ارزیابی توده بدنی شهروندان یادآور میشود که در کلانشهری چون تهران، حدود ۷۰ درصد از افراد بالای ۲۰ سال در دامنه اضافهوزن و چاقی قرار دارند؛ آماری که تفکیک آن گویای درگیری ۴۵ درصدی با اضافهوزن و ابتلای ۲۵ درصدی به چاقی است [۲].
همراستا با این روند داخلی، دادههای گزارش جامع پایگاه استاتیستا که بر مبنای پایگاه داده اطلس جهانی چاقی تنظیم شده، گویای آن است که در سال ۲۰۲۴ میلادی نزدیک به ۴۲ درصد از جمعیت کره زمین دارای اضافهوزن یا چاقی طبقهبندی شدهاند و پیشبینیها از صعود این رقم به ۴۴ درصد تا پایان دهه (۲۰۲۹–۲۰۳۰) حکایت دارد [۳]. در سال پایه ۲۰۲۰، نرخ شیوع چاقی در میان زنان بالای ۲۰ سال جهان حدود ۱۸ درصد و در مردان معادل ۱۴ درصد ثبت شده بود؛ با این حال، نمودارهای پیشبینی در افق ۲۰۲۶ نشاندهنده رسیدن این ارقام به ۲۱ تا ۲۲ درصد در زنان و ۱۶ تا ۱۷ درصد در مردان است و تا فرارسیدن سال ۲۰۳۰، نرخ ابتلای زنان به ۲۴ درصد و مردان به ۱۹ درصد خواهد رسید. بررسی این جغرافیای آماری از وجود یک شکاف جنسیتی محسوس پرده برمیدارد؛ بهگونهای که در تمامی اقلیمها، سطوح درآمدی و بهویژه در پهنه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) و اقتصادهای کمدرآمد، شیوع چاقی در زنان همواره فراتر از مردان است؛ تا جایی که در کشورهای کمدرآمد، شاخص چاقی زنان (۱۴ درصد) تقریباً سه برابر مردان (۵ درصد) برآورد میشود.[۳]
هندسه اتاق عمل؛ دستهبندی و سازوکار بالینی جراحیهای باریاتریک
در مواجهه با این اضافهوزن مهارناپذیر، معمولا افراد با اضافه وزن بالا، جراحی لاغری را به عنوان راه حل انتخاب میکنند. اما جراحیهای لاغری معمولا در سه دسته جای میگیرد که در ذیل به آنها پرداخته میشود.
–روشهای محدودکننده یا تحدیدی حجم معده: در این شیوه درمانی، آناتومی طبیعی و مسیر رودهها بهطور کامل دستنخورده باقی میماند و جراح تمام مداخله خود را بر تقلیل حجم فیزیکی معده متمرکز میکند تا ورودی کالری به بدن کاهش یابد [۴]. نماد اصلی این الگو، عمل «اسلیو گاسترکتومی» است؛ جراحیای که در آن بخش عمدهای از بافت معده برداشته میشود و در کنار ایجاد سد مکانیکی در برابر حجم غذا، با حذف کانون اصلی ترشح هورمون گرسنگی (گرلین)، احساس سیری زودهنگام را بدون تغییر در مدار طبیعی جذب گوارشی در بیمار نهادینه میسازد. [4،5]

–روشهای ترکیبی؛ تلفیق تحدید فیزیکی و سوءجذب کنترلشده: گروه دوم در پی پیوند زدن همزمان دو مکانیسم «محدودسازی حجم معده» و «کاهش تعمدی و کنترلشده جذب» هستند [۴، ۶]. اعمال شاخصی نظیر «بایپس معده به روش رو-ان-وای و «مینیبایپس در این حوزه تعریف میشوند. در جریان این عملها، علاوه بر دوخته شدن و ایجاد یک کیسه بسیار کوچک معدهای، مسیر طبیعی عبور مواد غذایی در روده باریک نیز دچار انحراف شده و میانبر زده میشود [۴، ۶]. بدین ترتیب نه تنها فرد قادر به دریافت حجم معمول خوراک نیست، بلکه بخشی از کالریها و مواد مغذی فرصت جذب در جداره روده را پیدا نمیکنند. این الگو که در ادبیات بالینی جهان به عنوان «استاندارد طلایی» جراحیهای متابولیک شناخته میشود، دگرگونیهای هورمونی و اینکرتینی عمیقی را برای غلبه بر مقاومت به انسولین و مهار سندرم متابولیک برمیانگیزد [7،6].
–روشهای تهاجمی و عمدتاً سوءجذبی: در بیرونیترین نقطه این پیوستار درمانی، عملهایی قرار دارند که با دستکاریهای وسیع در روده باریک، مانع از جذب حداکثری مواد غذایی میشوند [۴، ۸]. مداخلاتی چون انحراف بیلیوپانکراس با سوئیچ دوازدهه و رویکرد تکاملیافتهتر «سادی-اس به این گروه تعلق دارند [۸، ۹].
روی تاریک تیغ جراحی؛ هزینههای بالینی، سوانح حاد و عوارض مزمن
اعمال باریاتریک کلافی پیچیده از عوارض و مخاطرات کوتاهمدت و بلندمدت را پیش روی کادر درمان و متقاضیان قرار میدهند که از دقایق نخست خروج از اتاق عمل آغاز شده و تا پایان عمر بر دوش فرد سنگینی میکند [۴]. در پنجره زمانی حاد (طی ۳۰ روز اول)، خطرات مهلکی نظیر نشت مواد گوارشی از خط دوخت منگنه یا پیوندگاههای روده با شیوع ۱ تا ۲ درصدی سلامت فرد را تهدید میکند؛ رخدادی خطیر که در صورت عدم مداخله اورژانسی، به عفونتهای فراگیر شکمی و مرگ میانجامد [۴، ۶]. در کنار آن، ترومبوآمبولی حاد ریوی برخاسته از بیتحرکی پس از بیهوشی و تشکیل لخته در عروق پا، به همراه خونریزیهای داخلی غیرقابل پیشبینی، سایه سنگین ریسکهای مرگبار بیمارستانی را زنده نگه میدارند.[۴و۶]

زلزله در روان و تصویر بدنی؛ از شوک پوست تا پدیده انتقال اعتیاد
ابعاد این دگرگونی صرفاً در لولههای گوارش و تستهای آزمایشگاهی محصور نمیماند؛ ساحت دیگری که عموماً در جلسات پیش از عمل زیر سایه اشتیاق لاغری نادیده گرفته میشود، تکانههای ویرانگر روانی و ادراکی است [۱۱و۱۲]. وقتی فرد در مدتی کوتاه با ریزش سنگین وزن روبهرو میشود، حجم عضلانی و چربی پیشین تهی شده و پوستی شل، کشآمده و آویزان در رانها، بازوها و پهلوها بر جای میماند [۱۱]. این رخداد تناقضی تلخ رقم میزند؛ فردی که برای رسیدن به جذابیت و هنجارهای بصری تن به تیغ سپرده بود، اکنون با مشاهده بدن برهنهاش دچار احساس انزجار و بحران در «تصویر بدنی جدید» میشود و ناچار به سمت جراحیهای ترمیمی و پیکرتراشیهای طاقتفرسا و پرهزینه سوق مییابد.
از منظری عمیقتر، بسیاری از مبتلایان به چاقی مفرط، سالها از رفتار «پرخوری عصبی و عاطفی» به عنوان سوپاپ اطمینانی برای فرونشاندن تنشهای عصبی و سرخوردگیهای زیستی خود استفاده کردهاند. حال، انسداد مکانیکی معده این ابزار کهن تسکین را بهیکباره از چنگ آنان بیرون میکشد. در شرایطی که روان فرد ترمیم نشده و حمایتهای روانشناختی وجود نداشته باشد، این انسداد ناگهانی راه به پدیدهای مخاطرهآمیز تحت عنوان انتقال اعتیاد باز میکند؛ موقعیتی آسیبزا که طی آن، میل سرکوبشده غذا خوردن به رفتارهای تکانشی جایگزین همچون اعتیاد به الکل، وابستگی مفرط به دخانیات یا وسواسهای رفتاری بدل میگردد [۱۱،۱۲]. از این رو، این فرایند درمانی را نباید جادویی سادهانگارانه انگاشت؛ بلکه توافقی دشوار است که در آن «خطرات کشنده چاقی مرضی» با «تعهدات آهنین و طاقتفرسای تغییر سبک زندگی» تا واپسین روزهای حیات معاوضه میشود.
منابع:
۱.https://irna.ir/xjWHhP
۲. mehrnews.com/x3bqb2
۳. Statista Research Department. “Overweight and obesity worldwide forecasts by region: World Obesity Atlas database.” Statista Health & Pharmaceuticals Dossier.
۴. American Society for Metabolic and Bariatric Surgery (ASMBS). “Clinical Practice Guidelines for the Perioperative Nutritional, Metabolic, and Nonsurgical Support of Patients Undergoing Bariatric Procedures.
۵. Eisenberg, D., Shikora, S. A., Aarts, E., Aminian, A., Angrisani, L., et al. (2022). “2022 American Society for Metabolic and Bariatric Surgery (ASMBS) and International Federation for the Surgery of Obesity and Metabolic Disorders (IFSO): Indications for Metabolic and Bariatric Surgery.” Surgery for Obesity and Related Diseases (SOARD), 18(12), pp. 1345–1356. DOI: 10.1016/j.soard.2022.08.013.
۶ Salminen, P., Helmiö, M., Ovaska, J., et al. (2018). “Effect of Laparoscopic Sleeve Gastrectomy vs Laparoscopic Roux-en-Y Gastric Bypass on Weight Loss in Patients With Morbid Obesity: The SLEEV-LAP Randomized Clinical Trial.” JAMA, 319(3), pp. 241–254. DOI: 10.1001/jama.2017.20313.
۷ Welbourn, R., Pournaras, D. J., Dixon, J., et al. “The 5th IFSO Global Registry Report.” International Federation for the Surgery of Obesity and Metabolic Disorders (IFSO Registry Publications).
۸ Adams, T. D., Davidson, L. E., Litwin, S. E., et al. (2017). “Weight and Metabolic Outcomes 12 Years after Bariatric Surgery.” The New England Journal of Medicine (NEJM), 377, pp. 1143–1155. DOI: 10.1056/NEJMoa1700459.
۹. Sánchez-Pernaute, A., Rubio, M. Á., Cabrerizo, L., Ramos-Levi, A., et al. (2020). “Single anastomosis duodeno-ileal bypass with sleeve gastrectomy (SADI-S): 10-year experience and outcomes.” Surgery for Obesity and Related Diseases (SOARD). DOI: 10.1016/j.soard.2019.04.020.
۱۰. Rubino, F., Nathan, D. M., Eckel, R. H., et al. (2016). “Metabolic surgery for the treatment of type 2 diabetes and severe obesity: an updated consensus statement.” The Lancet Diabetes & Endocrinology, 4(6), pp. 525–544. DOI: 10.1016/S2213-8587(16)30081-X.
۱۱. Sjöström, L. “Bariatric surgery and long-term cardiovascular events and metabolic control (SOS Study).” The Lancet Diabetes & Endocrinology.
۱۲. https://irna.ir/xjGYCN








