به گزارش متادخت، تمرکز بر جمعیت دانشجوی کشور و تسهیل مسیر ازدواج دانشجویی، یکی از راهحلها مطرح برای چالش پیری جمعیت و بحران سالمندی است؛ بحرانی که در سالهای نهچندان دور با آن روبرو خواهیم شد. در واقع جمعیت یک میلیون و پانصد میلیون نفری دانشجویان، میتوانند گرهگشای موضوع جمعیت و شاید از آن مهمتر، به وجود آورنده پدیده زیبا و دلنشین ازدواج دانشجویی که در اکثر موارد با همکفو و همسطح خود دانشجو رخ میدهد باشد و خب چه چیزی از این بهتر؟ به نظر میرسد که تسهیل ازدواجهای دانشجویی، نیازمند توجهی ویژهتر از هر وقت دیگری دارد. موضوعی که حمید آذربو، تسهیلگر ازدواج دانشجویی هم بر آن تاکید دارد و از چیستی و چرایی این نوع از ازدواج میگوید.
- شما سالها در حوزه ازدواج دانشجویی و تسهیل آن فعالیت و مطالبه کردهاید؛ در حال حاضر اگر بخواهید چند مانع و مشکل اصلی در این مسیر را نام ببرید، دست بر روی چه مواردی میگذارید؟
برای پاسخ به این سوال، شاید بهتر است که گروههای دانشجویی را به دو دسته و دو طیف، طبقهبندی کنیم. آنوقت است که میتوانیم موانع هرکدام از این گروهها را به طور جداگانه بررسی کنیم.
- و این دو طیف، کدام دسته از دانشجویان هستند؟
طیف اول، آن دسته از دانشجویانی هستند که تمایل به ازدواج، فرزندآوری و در مرحله بعد، فرزند بیشتر دارند اما امکانات و شرایطش را ندارند.
دسته دوم دانشجویانی هستند که امکان ازدواج و فرزندآوری دارند اما تمایلش را ندارند. در واقع در این میان، ما با یک دوگانه مواج هستیم و باید موانع به سرانجام رسیدن امر ازدواج در هردو طیف را برطرف کنیم. در چنین شرایطی، گروه اول با سه مانع شغل، مسکن و سربازی مواجه است. دانشجویان کارشناسی، یعنی در بازه سنی 18 تا 22 سال قرار دارد و اگر به خواستگاری برود، اولین سوال از او، درباره شغل است. در بهترین حالت و در شرایطی که این فرد، مشغول به یکی از مشاغل ابتدایی مانند راننده تاکسی اینترنتی، مشاغل خدماتی و پژوهشی و … باشد، شاید سد اول را رد کند اما به سرعت با مانع دوم یعنی مسکن برخورد میکند. بدیهی است که در حال حاضر، هزینه تامین مسکن، با حقوقهای دریافتی امروز، اقساط و …، همخوانی ندارد.
در مرحله سوم، مانعی به نام سربازی است که پسر دانشجو را به مدت دو سال از فضای تشکیل خانواده دور میکند. یعنی اگر کسی کارشناسیاش را سر وقت به پایان برساند، باید تا 24 سالگی، به سربازی برود و خب طبیعتا زندگی مشترک، برای دو سال عقب میافتد.
به نظر میرسد که برای حل این سه مانع در گروهی از دانشجویان که تمایل به ازدواج و تشکیل خانواده دارند، لازم است خدماتی ارائه بدهیم که شرایط پیشرو، برایشان سهلتر شود.

- موانع ازدواج برای گروه دوم که به گفته شما، تمایلی به ازدواج نشان نمیدهند، چطور حل خواهد شد؟
واقعیت این است که برای گروه دیگر که امکانش را دارند و تمایلش را ندارند، با موانع فرهنگی روبرو هستیم. در این طیف، ما با دانشجویانی روبرو میشویم که وضع مالی نسبتا خوبی دارند، از حمایت خانواده برخودار هستند، دغدغه شغل و مسکن ندارند و به طور کلی، با مشکلات اقتصادی روبرو نیستند. اما چنین افرادی، نگاه متفاوتی به ازدواج دارند و گاها با دلایلی مثل «من خودم هنوز بچه هستم» یا «میخواهم ادامه تحصیل بدهم و دکترا بخوانم» ازدواج را به تاخیر میاندازند. در واقع نگرش آنها به موضوع ازدواج و تشکیل خانواده متفاوت است و انگیزه کمتری برای این کار دارند. تجربه نشان داده است که در این شرایط، باید کار فرهنگی انجام شود تا نگرشها اصلاح شود.
- به نظرتان راهحل این مشکلات، تا چه اندازه نیازمند تغییر ساختار است و تا چه اندازه، دست خود زوجین است؟
خب طبیعتا بخش قابل توجهی از این موانع به موضوع مسکن برمیگردد که ممکن است یک دانشجوی کارشناسی، شغل معقولی داشته باشد اما از پس هزینههای اجاره یا خرید خانه برنمیآید. در چنین شرایطی، این ساختار است که نیاز به اصلاح دارد. چنانچه بر اساس ماده هفت قانون جوانی جمعیت، باید خوابگاه متاهلی برای دانشجویان تامین شود اما در حال حاضر چنین موضوعی محقق نشده است. موضوعی که اگر حل شود، فارغ از همه اما و اگرها، آن جوان خیالش راحت است که بعد ازدواج، مهمترین موضوع یعنی خوابگاه متاهلی و مسکنی برای شروع یک زندگی مشترک وجود دارد؛ آنوقت است که زمان داد با پسانداز و گذر زمان، بتواند خانهای را رهن کند. از طرف دیگر، موضوع سربازی هم نیاز به تغییر ساختار دارد؛ یعنی ما میتوانیم به جوانان نشان بدهیم که اقدام شما برای ازدواج، آنقدر با ارزش هست که ما تعداد ماهها سربازی و دوران خدمت را کم میکنیم. دیگر چه تشویقی از این بهتر؟ در واقع هدف پایین آوردن سن ازدواج است؛ گاهی با اصلاح ساختاری و گاهی هم با فرهنگسازیهایی که جوانان را ترغیب به تشکیل خانواده کند. از طرف دیگر، ساختار آنقدر دور از چنین هدفی است که ما کلا دو یا چهار واحد درسی در دانشگاه داریم که راجع به ازدواج و فرزندآوری به ما آموزش میدهد. روشن است که این سیستم و ساختار آموزشی پوچ و خالی از بحثهای تربیتی، نیاز به اصلاح دارد.
- بیشتر بخوانید: هفت خان ازدواج در ذهن زنان
یعنی آن بخشی از موانع که به دست خود زوجین باز میشود، نیاز به فرهنگسازی دارد. در این میان، نهادهای فرهنگی مانند صدا و سیما باید بتواند انگارهها را بیان کند و تک به تک بر آنها کار کند. برای نمونه، انگارهای وجود دارد که میگوید ازدواج مانع ادامه تحصیل است. به تصویر کشیدن زندگی گروههای مختلف دانشجویی، میتواند باعث حذف این تصور در ذهن جوانان شود.
متاسفانه به جز جشن ازدواج دانشجویی که از طرف نهاد رهبری برگزار میشود، هیچ آموزش، کار فرهنگی، الگوسازی و حتی کار تشویقی هدفمند دیگری برای ازدواجهای دانشجویی صورت نمیگیرد.
- یکی از چالشهایی که در بین دانشجویان متاهل وجود دارد، همکاری نکردن برخی از اساتید با این دانشجویان به خصوص مادران دانشجو است؛ شما هم با چنین معضلاتی مواجه بودهاید؟
بله؛ این چالش وجود دارد اما حل شدنی است. چطور؟ ما برای حل این موضوع باید بتوانیم از سیستم تنبیهی و تشویقی استفاده کنیم. یعنی اساتیدی که به عنوان استاد راهنما یا استاد مشاور به دانشجویان متاهل یا خانمهای باردار مشاوره میدهند، امتیاز بالاتری دریافت و ارتقا درجه پیدا کنند. روشن است که اساتید به دنبال ارتقا هستند و با این تصور که دانشجویانی در چنین شرایطی، سرعت کندی دارند، راهنمایی آنها را نمیپذیرند. خب پس اگر این موضوع حل شود، استاد هم با خیال آرامتری پابه پای این دانشجویان حرکت میکند.

- این روش تشویقی در برابر دانشجویان هم صدق میکند؟
البته که صدق میکند؛ چنانکه لازم نیست به دانشجو بگوییم که تحت هر شرایطی، باید در چهار ترم دفاع کنی! بلکه میتوانیم برای خانمهای دانشجوی باردار، سنوات بیشتری در نظر بگیریم. موضوعی که البته در قانون جوانی جمعیت هم آماده است و نیاز به اجرای جدیتری دارد.
- تا به امروز و از نظر آماری، تسهیل ازدواج دانشجویی، تا چه میزان در حل مشکل ازدواج و بحران جمعیت تاثیر گذار بوده است؟
در حال حاضر، جامعه آماری دانشجویان وزارت علوم، قریب به 900 هزار دانشجو است. دانشجویان وزارت بهداشت هم عددی بین 330 تا 340 هزار تا هستند. آمار نشان داده است که دانشجویان دانشگاه فرهنگیان هم قریب به 100 هزار نفر هستند. یعنی در مجموع یک میلیون و چهارصد تا پانصد هزار دانشجو داریم. بدیهی است که چنین جمعیتی، میتواند نقش ویژهای در مسئله ازدواج ایفا کند؛ جمعیتی که بین 18 تا 35 سال هستند و دقیقا قشر مجرد و در آستانه ازدواج را تشکیل میدهند و ما میتوانیم با سیاستها و تدابیر درست، انگیزهها و امکانات را برای ازدواج بالا ببریم.
آمارها نشان میدهند که بین 15 تا 20 هزار ازدواج در سال انجام میشود که یک طرف آن دانشجو هستند. از طرف دیگر، حدود 500 هزار ازدواج در سال 1402 و 1403 انجام شده است. پس ما میتوانیم سهم عددی ازدواج دانشجویی را در مجموع کل ازدواجها بیشتر کنیم.
ضمن اینکه همین قشر دانشجو، به دلیل دسترسی به رسانهها، قدرت امیدآفرینی، حضور در موقعیتها تاثیرگذار و … میتواند بر دیگر اقشار جامعه هم اثر بگذارد و در بالا بردن سهم این ازدواجهای دانشجویی، نقشآفرینی کند.
- باتشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.









