به گزارش متادخت، نه تنها آمار طلاق به نسبت ازدواج با افزایش همراه است بلکه واقعیت جامعه میگوید بخش قابل توجهی از طلاقها به سالهای اول زندگی بازمیگردد. موضوعی که کارشناسان دلایل مختلفی را برای آن مطرح میکنند.
اسفند سال گذشته بود که یک کارشناس خانواده اعلام کرد ۴۹ درصد طلاقها در ۵ سال اول زندگی اتفاق میافتد[1]. در نگاه اول این آمار تکاندهنده ممکن است این موضوع را تداعی کند که نیمی از ازدواجها بدون شناخت یا شناخت حداقلی آغاز میشود و زوجین نیز بر خلاف گذشته حاضر به ماندن و ساختن زندگی مشترک نیستند. از سویی شکسته شدن قبح طلاق نیز موجب شده تا خانوادهها به ویژه بانوان از کلمه مطلقه هراسی نداشته و گاهی طلاق را کلید آزادی خود عنوان کنند. این مسئله که با وجود افزایش اطلاعات عمومی زوجها، تغییر سبک خواستگاری و ازدواج و فراهم بودن فرصت آشنایی زوجها قبل از ازدواج همچنان آمار رو به افزایشی دارد، این نگرانی را به وجود آورده که امر ازدواج در جامعه کمرنگتر شده و جوانان با دیدن موجی از ازدواجهای از هم پاشیده، قید این موضوع را بزنند.
برای بررسی هر چه بیشتر دلایل و چرایی طلاق در سالهای ابتدایی زندگی مشترک به سراغ یکی از روانشناسان، دکتر سارا مسعود مقدم رفتیم؛ ایشان معتقدند متأسفانه قبل از ازدواج معمولاً تصویر زوجها ایدهآلگرایانه و با تمرکز بر عشق، هیجان و شباهتهاست در حالی که زندگی مشترک فقط با این فاکتورها ساخته نمیشود.
- آیا این آمار که طلاق در ۳ تا ۵ سال اول زندگی مشترک بیشتر است را تأیید میکنید؟
بله، طبق آمارهای داخلی و بینالمللی، بیشترین میزان طلاق مربوط به سالهای ابتدایی زندگی مشترک، بهویژه ۳ تا ۵ سال اول است. این دوره، مرحله تطبیق انتظارات، نقشها و واقعیتهای زندگی مشترک است و اگر زوجها مهارتهای لازم را نداشته باشند، تعارضها تشدید میشود.
- آیا طلاقهای زودهنگام نشانه اشتباه در انتخاب همسر است یا ضعف در مهارتهای زندگی؟
طلاق زودهنگام معمولاً نتیجه ترکیبی از هر دو عامل است. در برخی موارد انتخاب همسر بر اساس معیارهای هیجانی، فشار خانواده یا شناخت ناکافی صورت گرفته است، اما در بسیاری از موارد زوجها انتخاب نسبتاً درستی داشتهاند ولی مهارتهای ارتباطی، حل تعارض و مدیریت هیجان را نیاموختهاند.
- دلایل اصلی طلاق زودهنگام را در چه عواملی میدانید؟
مهمترین عوامل عبارتاند از: تفاوت انتظارات و ارزشها، ضعف در مهارت گفتوگو و حل تعارض، مشکلات اقتصادی و فشارهای معیشتی، دخالت خانوادههای اصلی، آماده نبودن روانی برای نقش همسری، مسائل جنسی و عاطفی حلنشده.
- چه تفاوتی بین تصور زوجها قبل از ازدواج و واقعیت بعد از ازدواج وجود دارد؟
قبل از ازدواج معمولاً تصویر زوجها ایدهآلگرایانه با تمرکز بر عشق، هیجان و شباهتهاست. بعد از ازدواج، واقعیتهایی مثل مسئولیتها، تفاوتهای شخصیتی، مسائل مالی و محدودیتها خود را نشان میدهد. اگر زوجها برای این تفاوتها آمادگی نداشته باشند، ناامیدی ایجاد میشود.
- ناتوانی در بیان احساسات چه آسیبی به رابطه در سالهای اول میزند؟
ناتوانی در بیان احساسات باعث تجمع رنجشها، سوءتفاهم و فاصله عاطفی میشود. زوجهایی که نمیتوانند نیازها و ناراحتیهای خود را کامل بیان کنند، معمولاً به قهر، سکوت یا پرخاشگری روی میآورند که رابطه را فرسوده میکند.
- مردان معمولاً چه مشکلاتی را کمتر بیان میکنند که در طلاق مؤثرند؟
مردان اغلب فشارهای روانی و اقتصادی، احساس نادیدهگرفتهشدن، نیازهای عاطفی و نارضایتی جنسی یا زناشویی، را کمتر بیان میکنند و همین سکوت میتواند به فاصله عاطفی و در نهایت طلاق منجر شود.
- مشاوره پیش از ازدواج چقدر میتواند از طلاقهای زودهنگام پیشگیری کند؟
مشاوره پیش از ازدواج نقش بسیار مؤثری دارد. این مشاوره به زوجها کمک میکند شناخت واقعبینانهتری از خود و طرف مقابل داشته باشند، تفاوتها و نقاط تعارض را بشناسند و مهارتهای ارتباطی اولیه را یاد بگیرند. مطالعات نشان میدهد زوجهایی که مشاوره پیش از ازدواج دریافت کردهاند، رضایت زناشویی بالاتری دارند.
- اگر زوجی در آستانه طلاق زودهنگام باشد، اولین قدم حرفهای چیست؟
اولین قدم، مراجعه به روانشناس یا مشاور خانواده و پرهیز از تصمیمگیری هیجانی است. باید مشخص شود مشکل اصلی چیست، آیا هنوز ظرفیت ترمیم رابطه وجود دارد یا خیر و سپس مسیر آگاهانه انتخاب شود.
- مهمترین توصیه شما به زوجهای جوان برای عبور سالم از سالهای اول زندگی مشترک چیست؟
یادگیری مهارتهای زندگی، گفتوگوی صادقانه، پذیرش تفاوتها و کمک گرفتن بهموقع از متخصص. باید توجه داشت ازدواج رابطهای است که نیاز به آموزش، تمرین و مراقبت مداوم دارد، نه صرفاً عشق اولیه.
[1] https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-978058









