به گزارش متادخت، سالمندی جمعیت بهعنوان یکی از مهمترین تحولات اجتماعی قرن حاضر، ابعاد تازهای از نابرابری و آسیبپذیری را آشکار کرده است. در این میان، «زنانه شدن سالمندی» مفهومی است که به افزایش سهم زنان در جمعیت سالمندان و پیامدهای خاص آن اشاره دارد؛ پدیدهای که ریشه در تفاوت امیدِ زندگی، نابرابریهای اقتصادی و تغییرات ساختار خانواده دارد. آنچه این روند را نگرانکنندهتر میکند، تمرکز فقر، تنهایی و وابستگی در میان زنان سالمند است. در گفتوگوی پیشرو با جناب دکتر مهدی خلیلی، به عنوان پژوهشگر جمعیت ابعاد جمعیتشناختی، اقتصادی و سیاستی این پدیده و راهکارهای مواجهه با آن مورد بررسی قرار گرفته است.
-
منظور از «زنانه شدن سالمندی» چیست و چرا امروز به یک مسئله مهم اجتماعی تبدیل شده است؟
سالمندی جمعیت بهطور کلی یکی از مهمترین تحولات جمعیتی عصر حاضر است و فارغ از جنسیت، پیامدهای گستردهای برای نظام سلامت، رفاه اجتماعی، اقتصاد و ساختار خانوادهها دارد. افزایش تعداد سالمندان به معنای افزایش هزینههای درمانی، نیاز به خدمات مراقبتی و تغییر در الگوی وابستگی اجتماعی است. ایران نیز با کاهش نرخ باروری و افزایش امیدِ زندگی، در آستانه ورود به یک موج جدی سالمندی قرار دارد. در این میان، مفهوم «زنانه شدن سالمندی» به افزایش تعداد و سهم زنان در جمعیت سالمندان اشاره دارد. به بیان دیگر، نهتنها تعداد سالمندان افزایش مییابد، بلکه ترکیب جنسیتی سالمندی به نفع زنان تغییر میکند. در شرایط عادی و بدون بروز بحرانهایی مانند جنگ، بهطور طبیعی انتظار میرود تعداد زنان سالمند از مردان سالمند بیشتر باشد. این پدیده زمانی اهمیت اجتماعی پیدا میکند که بدانیم بسیاری از زنان سالمند سالهای طولانیتری را در تنهایی، بدون همسر و گاه بدون حمایت خانوادگی سپری میکنند. شکاف امیدِ زندگی میان زنان و مردان در برخی کشورها بسیار قابلتوجه است؛ برای مثال در کشورهایی مانند روسیه این شکاف به حدود ده سال میرسد. این بدان معناست که زنان مدت بیشتری را در دوره سالمندی و اغلب در شرایط تنهایی سپری میکنند. از سوی دیگر، مشارکت اقتصادی پایین زنان در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، باعث شده است بخش بزرگی از زنان اندوخته مالی یا سابقه بیمهای کافی برای دوران سالمندی نداشته باشند. ترکیب تنهایی، ناتوانی جسمی و فقدان امنیت اقتصادی باعث شده زنانه شدن سالمندی به یک مسئله مهم اجتماعی در سطح جهانی و ملی تبدیل شود.
-
چه عوامل جمعیتشناختی باعث شدهاند که تعداد زنان سالمند بیشتر از مردان سالمند باشد؟ افزایش امیدِ زندگی در زنان چه نقشی در زنانه شدن سالمندی دارد؟
زنانه شدن سالمندی حاصل برهمکنش سه دسته عامل اصلی است: جمعیتشناختی، اقتصادی و اجتماعی–فرهنگی. در بعد جمعیتشناختی، مهمترین عامل، شکاف جنسیتی در امیدِ زندگی است. تقریباً در همه جوامع، مردان بهطور متوسط عمر کوتاهتری نسبت به زنان دارند. این تفاوت ریشه در عوامل بیولوژیکی، الگوهای رفتاری پرخطر، نوع مشاغل و میزان توجه به سلامت دارد. مردان معمولاً در مشاغل سختتر و پرریسکتر فعالیت میکنند و حساسیت کمتری نسبت به مراقبتهای بهداشتی دارند، در حالی که زنان توجه بیشتری به سلامت خود نشان میدهند. در ایران نیز این شکاف وجود دارد و بهطور متوسط حدود سه تا چهار سال تفاوت میان امیدِ زندگی زنان و مردان دیده میشود. در نتیجه، زنان بیشتری به سن سالمندی میرسند و مدت طولانیتری در این دوره باقی میمانند. با فوت همسران، بسیاری از آنها سالهای پایانی عمر را بهتنهایی سپری میکنند.
در کنار این عامل، تغییرات اجتماعی نیز نقش مهمی دارند؛ از جمله افزایش طلاق، رشد تجرد قطعی، بالا رفتن سن ازدواج و کاهش فرزندآوری. افزایش تعداد زنانی که هرگز ازدواج نکردهاند یا بدون فرزند وارد سالمندی میشوند، به زنانه شدن سالمندی دامن میزند. این روند بهویژه با افزایش تعداد زنانی که تا سنین بالا مجرد میمانند، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. عامل مهم دیگر، تفاوت در احتمال ازدواج مجدد است. مردان در سنین بالا شانس بیشتری برای ازدواج مجدد دارند، در حالی که زنان اغلب مجرد باقی میمانند. این تفاوت موجب افزایش تعداد زنان سالمند بدون همسر نسبت به مردان میشود.
-
مهمترین چالشهای اقتصادی زنان سالمند در مقایسه با مردان چیست؟
مهمترین چالش اقتصادی زنان سالمند، فقدان امنیت مالی پایدار است. همانطور که ذکر شد بسیاری از زنان سالمند بدون همسر هستند و سابقه حضور مستمر در بازار کار رسمی ندارند. در نتیجه، اغلب آنها فاقد حقوق بازنشستگی یا مستمری مستقلاند. حتی زنانی که شاغل بودهاند، معمولاً در بخش غیررسمی بازار کار فعالیت کردهاند؛ بخشی که یا بیمه ندارد یا پوشش بیمهای آن بسیار محدود است. نابرابریهای دستمزدی نیز موجب شده سطح مستمری زنان، در صورت برخورداری از آن، پایینتر از مردان باشد. این نابرابری در سالمندی تشدید میشود و زنان بدون همسر و بدون درآمد پایدار را با مشکلات جدی معیشتی مواجه میکند. هرچه تعداد این زنان افزایش یابد، ابعاد این چالش اقتصادی گستردهتر خواهد شد.
-
چه سیاستهایی برای حمایت اجتماعی از زنان سالمند ضروری است؟ سیستم بازنشستگی و بیمه در ایران تا چه حد نیازهای زنان سالمند را پوشش میدهد؟
نظام بازنشستگی و بیمه یکی از مهمترین ابزارهای حمایت از زنان سالمند است. در ایران، بسیاری از زنانی که در سالمندی حقوق دریافت میکنند، در واقع مستمری همسران خود را میگیرند و فاقد حقوق مستقل هستند. این مسئله نشاندهنده ضعف نظام بازنشستگی در تأمین امنیت اقتصادی زنان سالمند است. در برخی کشورها، سیاستهایی مانند تخصیص حقوق بازنشستگی مستقل به زنان، حتی زنان شاغل در بازار کار غیررسمی، اجرا شده است. تحت پوشش قرار دادن زنان فعال در مشاغل غیررسمی و به رسمیت شناختن کارهای مراقبتی در قالب بیمه، از جمله راهکارهای مؤثر است. بحث بیمه زنان خانهدار نیز میتواند نقش مهمی در کاهش فشار اقتصادی سالمندی ایفا کند. همچنین سیاستگذاری سلامت باید تفاوتهای جنسیتی سالمندی را در نظر بگیرد؛ زیرا زنان سالمند بیشتر با ناتوانیهای حرکتی و مردان با مشکلات حسی مواجهاند. هدفگذاری دقیق خدمات درمانی و نقشآفرینی سازمانهای مردمنهاد میتواند کیفیت زندگی زنان سالمند را بهبود بخشد.
-
اگر روند زنانه شدن سالمندی ادامه یابد، چه پیامدهای اجتماعی و اقتصادی در انتظار کشور خواهد بود؟
تداوم زنانه شدن سالمندی فشار مضاعفی بر نظام سلامت، رفاه اجتماعی و منابع اقتصادی وارد میکند. زنان سالمند تنها و فاقد حمایت خانوادگی، نیاز بیشتری به خدمات درمانی و مراقبتی دارند و هزینه این خدمات عمدتاً بر دوش دولت خواهد بود. افزایش جمعیت وابسته، گسترش فقر سالمندی و افزایش انزوای اجتماعی از پیامدهای مهم این روند است. با کوچک شدن خانوادهها و کاهش فرزندآوری، تعداد سالمندان تنها افزایش مییابد و این وضعیت برای زنان به دلیل شرایط اقتصادی و اجتماعی خاص آنها شدیدتر خواهد بود.
-
چه الگوهای موفقی در دنیا برای توانمندسازی زنان سالمند وجود دارد که ایران میتواند از آنها الهام بگیرد؟
سالمندی جمعیت پدیدهای نسبتاً جدید است و تجربههای کاملاً تثبیتشدهای در همه کشورها وجود ندارد، اما برخی کشورها مانند ژاپن زودتر با این موج مواجه شدهاند. مهمترین درس جهانی، نگاه چرخه عمر به وضعیت زنان است؛ یعنی حمایت از زنان نباید به دوران سالمندی محدود شود. کاهش نابرابری دستمزدی، افزایش مشارکت اقتصادی زنان، پوشش بیمهای مشاغل غیررسمی و بیمه زنان خانهدار، از جمله سیاستهایی است که میتواند زنجیره فقر سالمندی را از مراحل اولیه زندگی قطع کند. با توجه به پیشبینی افزایش سالمندان بدون فرزند یا نوه تا سال ۲۰۵۰، برنامهریزی آیندهنگر برای مواجهه با زنانه شدن سالمندی، ضرورتی اجتنابناپذیر برای ایران است.









