به گزارش متادخت، چند روزی از شهادت علی گذشته بود. بعد از خوابی که دیده بود، حالا آرامتر به نظر میرسید. دلش قرص شده بود که جای پسرش خوب است. شنیده بود علی برایشان وصیتنامه ضبط کرده؛ بیقرار بود وصیتنامه را ببیند. آخرین تصویری که از علی در ذهن داشت، لحظهای بود که داخل قبر خم شده بود و چشم دوخته بود بر پیکر جوان شهیدش که با همان لباس رزم، در میان خانه ابدیاش خوابیده بود. کفنی را که به خواست علی از مشهد برایش تبرک کرده بود، داد تا زیر سرش بگذارند. لحظات سختی بود؛ انگار خودش بود که در میان قبر خوابیده بود.
همه نشسته بودند. بالاخره تصویر علی روی قاب تلویزیون نشست؛ با همان صورت خندان همیشگی. حس میکرد پسرش همینجا ایستاده و برایش حرف میزند. سلام بر پیامبر (ص) و ائمه اطهار که تمام شد، آیهای از قرآن خواند و بعد باز به دوربین لبخند زد و گفت: «مامان، دوست دارم وصیتم به تو رو با این کلمات شروع کنم که روزای گذشته یادت بیاد؛ به خاطرات موقعی که صبحها توی خواب بودی و من با خنده مینشستم بالای سرت و اینو داد میزدم: “تُقعَد تُنَدِّمنی مع الأیام”. ازت میخوام گریه نکنی و احساس کنی من با تو هستم، بلند بشی و منو تو بغلت بگیری و فشار بدی تا گرمای محبتی رو ازت بگیرم که دلتنگشم و بهم بگی من با کشتن دشمن درد تو رو تسکین دادم و انشاءالله همدیگه رو تو بهشت میبینیم.
مامان، دوست دارم تو همه میدونای جنگ اسمتو مثل ذکر مقدس به زبون بیارم تا خدا بلا رو از من دور کنه. دلم میخواد تو آخرین چیزی باشی که جلوی چشمام، تو آخرین لحظات با دشمن میبینم؛ شتابان سمتت بیام و فریاد بزنم منو ببخش، مامان. که همچین مادرایی مثل تو هستن که میبخشن و تربیت میکنن و میسازن مردایی رو که فدای امام حسین میشن.
آخرین کلماتی که بهت میگم اینا هستن: خانمِ خانمها، مهربونترین!
بابا… و تو میدونی بابا چیه؟ بابا خوشحال باش که پسرت جونش رو داد، بعد از اینکه دشمن رو سر به نیست کرد و خدا با رستگاری، اونو با شهادت به بهشت برد».
حس میکرد دیگر صداهای اطرافش را نمیشنود. بغض چنگ زده بود به گلویش. حالا دیگر او مخاطب علی نبود؛ علی داشت با همان صورت خندان، برای بقیه وصیت میکرد. اوضاع عباس هم بهتر از او نبود، ولی خودش را نگه داشته بود تا اشکهایش پایین نریزد. علی وصیت میکرد، میخندید، شوخی میکرد. انگار خیلی وقت بود که خودش را برای شهادت آماده کرده بود.
هنوز صحبتهای علی تمام نشده بود که دوباره صدای «مامان» گفتنِ علی در گوشش پیچید:
«مامان، میخوام چیز دیگهای هم بهت بگم. یادت میاد همیشه با هم مینشستیم و موقع نگاه کردن به سریال کمدی «روستای داغون» با هم کلی میخندیدیم؟ مراقب محمدعلی و فاطمه باش. انشاءالله اون بالا بالاها، توی بهشت، شما رو میبینم. این دنیاست دیگه؛ من نمیتونم پیش همه برم و بگم منو ببخشن، اما از همه میخوام منو ببخشن.»
فیلم که تمام میشود، عائده از جا بلند شد. میخواست برای خرید بیرون برود؛ میخواست شیرینی بخرد. علی وصیت کرده بود روز شهادتش شیرینیهای کوچک بخرند و روش بنویسند: «هجدهسالگی به شهادت ختم شد». دلش میخواست باز شیرینی بخرد و برای شادی روح علی، در کنار مزارش آنها را پخش کند و قصهی علی را برای تمام بچههای شهر تعریف کند.
پیوست:
عائده سرور از زنان برجسته و صبور مقاومت اسلامی لبنان و از چهرههای شاخص در میان خانوادههای شهداست. او بهعنوان مادر دو شهید حزبالله لبنان، نماد ایثار، ایمان و استقامت در برابر سالها تجاوز، اشغال و فشارهای دشمن صهیونیستی شناخته میشود.
او در فضایی مذهبی و متعهد به ارزشهای اسلامی پرورش یافت؛ فضایی که در آن دفاع از حق، کرامت انسانی و یاری مظلومان، اصولی بنیادین بهشمار میرفت. عائده سرور زندگی خود را در یکی از حساسترین دورههای تاریخ معاصر لبنان سپری کرد؛ دورانی که مادران، نقشی تعیینکننده در شکلگیری نسل مقاومت داشتند.
عائده سرور مادری آگاه و مسئولیتپذیر بود که فرزندانش را با روحیهای مبتنی بر ایمان، شجاعت، خودسازی و تعهد اجتماعی تربیت کرد. در خانه او، مفهوم جهاد و شهادت نه بهعنوان خشونت، بلکه بهمثابه دفاع آگاهانه از سرزمین، مردم و ارزشهای الهی معنا مییافت.
حاصل این تربیت، تقدیم دو فرزند شهید در راه مقاومت اسلامی لبنان بود؛ فرزندانی که با انتخابی آگاهانه، راه جهاد را برگزیدند و جان خود را در مسیر دفاع از وطن و مقدسات فدا کردند.
پس از شهادت فرزندانش، عائده سرور با صبری کمنظیر و ایمانی استوار، به الگویی الهامبخش برای دیگر مادران شهدا و جامعه مقاومت تبدیل شد. او اندوه عمیق مادری را با رضایت به اراده الهی درآمیخت و همواره شهادت فرزندانش را مایه افتخار و سربلندی دانست.
بهدلیل جایگاه معنوی و تأثیرگذار عائده سرور، کتابی مستقل درباره زندگی، صبر، ایمان و نقش او بهعنوان مادر دو شهید حزبالله لبنان به نگارش درآمده است. این کتاب با تمرکز بر ابعاد شخصیتی، تربیتی و معنوی او، تلاش دارد تصویری عمیق از نقش مادران در شکلگیری و تداوم مقاومت اسلامی ارائه دهد.
عائده سرور در میان خانوادههای شهدا و جامعه لبنان، جایگاهی آمیخته با احترام و تکریم دارد. حضور و نام او یادآور این حقیقت است که مقاومت، تنها در میدان نبرد شکل نمیگیرد، بلکه در دل خانهها و در دامان مادرانی ساخته میشود که فرزندان خود را با ایمان و آگاهی پرورش میدهند.
میراث او، الگویی ماندگار از زن مسلمان مقاوم است؛ الگویی که نشان میدهد صبر، ایمان و آگاهی میتوانند تاریخساز باشند.









