به گزارش متادخت، کتاب «زن و جنسیت در پیش از تاریخ» به قلم سمانه نظیف و حامد وحدتی نسب، تلاشی جسورانه برای بازاندیشی در یکی از کهنترین روایتهای بشری است؛ روایتی که قرنها با عینکی متفاوت نوشته و بازگو شده است. این پژوهش با اتکا به شواهد باستانشناسی، انسانشناسی و مطالعات جنسیت، به لایههایی از زندگی بشر نخستین سرک میکشد که اغلب زیر غبار نگاههای تکصدایی پنهان ماندهاند. نویسندگان با ترکیب دادههای علمی و رویکرد انتقادی، نشان میدهند که زنان در جوامع شکارگر_گردآورنده تنها در نقش مادر یا همسر محدود نبودهاند، بلکه بهعنوان خالق ابزار، گرداننده شبکههای اجتماعی و حتی شکارچیان ماهر نیز حضور داشتهاند.
جایگاه زنان نخستین در جوامع شکارگر-گردآورنده
این اثر به جای بازتولید افسانه «مادرسالاری» یا «پدرسالاری ازلی»، پرسشی بنیادی طرح میکند: جنسیت چگونه در بستر تحول انسان شکل گرفت و چگونه روابط قدرت و تقسیم کار در طول هزاران سال، معناهای گوناگون یافته است؟ کتاب با بررسی پیکرههای زنانه، نقوش سنگی، الگوهای تدفین و شواهد زیستمحیطی، تصویری چندبعدی از بدن، جنسیت و هویت زنانه در دوران پیشاتاریخ ترسیم میکند؛ تصویری که نهتنها تاریخ را غنیتر میسازد، بلکه نگاه امروز ما به جایگاه زنان را به چالش میکشد.
«زن و جنسیت در پیش از تاریخ» پلی است میان پژوهش دانشگاهی و خوانشی انتقادی از گذشته که خواننده را دعوت میکند تا فراتر از روایتهای رسمی، به ریشههای فرهنگی نابرابری و تنوع تجربه زنانه بیندیشد و از خلال گذشته، پرسشهای تازهای برای اکنون و آینده طرح کند.
زنان پیشاتاریخ: خالق ابزار و سازماندهنده جوامع
کتاب با مهارت، مسیرهای گوناگون شکلگیری هویت زنانه را در بسترهای متفاوت جغرافیایی و فرهنگی دنبال میکند. از تندیسهای باروری پارینهسنگی و نقشمایههای زنانه در غارهای ماقبل تاریخ گرفته تا شواهد سکونتگاههای نوسنگی؛ نویسندگان نشان میدهند که تصویر زن در گذشته، صرفاً به کارکرد زیستی یا زایشی محدود نبوده، بلکه حامل لایههایی از قدرت معنوی، اقتصادی و نمادین بوده است. بررسی دقیق تدفینها و آثار ابزارسازی نیز نشان میدهد که زنان در تولید دانش بقا و سازمان اجتماعی نقشی همسنگ مردان داشتهاند؛ نقشی که بعدها در روایتهای مکتوب و تاریخنگاریهای کلاسیک کمرنگ یا حذف شدهاند.
ویژگی برجسته این اثر، پرهیز از قطببندی سادهانگارانهی «زنِ قربانی» در برابر «مردِ مسلط» است. نویسندگان به جای جستجوی قطعیتهای تاریخی، به سراغ فرایندهای پویایی میروند که طی آن جنسیت بهعنوان یک برساخت اجتماعی و فرهنگی شکل گرفته است. آنها نشان میدهند که چگونه محیط زیست، تغییرات اقلیمی، نیازهای معیشتی و شبکههای تبادل فرهنگی، همگی در تعریف و بازتعریف نقشهای زنانه سهم داشتهاند.
چگونه تاریخ زنان میتواند الهامبخش تغییر امروز باشد؟
این کتاب بازخوانی گذشته نیست؛ دعوتی است به نگاهی انتقادی و چندصدایی که میتواند افقهای تازهای برای فهم جنسیت در جهان امروز بگشاید. نویسندگان با نثری پژوهشی اما خواندنی، ذهن را به پرسش میکشانند و مخاطب را وامیدارند تا در لابهلای یافتههای باستانی، رگههای مقاومت، خلاقیت و عاملیت زنانه را دوباره کشف کنند.
خواندن این اثر، نگاه ما به «تاریخ» را دگرگون میکند. اگر تاکنون زنانِ نخستین را در حاشیه پیشرفت بشری میدیدیم، این کتاب نشان میدهد که آنان در قلب داستان تکامل اجتماعی ایستادهاند و بسیاری از دستاوردهای بقا و فرهنگ بدون حضورشان قابل تصور نیست. بدینسان، زن و جنسیت در پیش از تاریخ نه فقط کتابی درباره گذشته، که آینهای برای اکنون است؛ آینهای که ما را به تأمل درباره ریشههای نابرابری، امکانات فراموششده برابری، و مسیرهای تازهی اندیشیدن به جنسیت و انسانیت فرامیخواند.
بخشی از کتاب را باهم بخوانیم:
چرا در گذشته باستانشناسی جنسیتی وجود نداشته است؟ چرا پژوهشهای جنسیتی باید در اواخر دهه 1980 در باستانشناسی پدید آید؟ در حالی که بسیاری درباره این موضوع به گونهای گسترده نوشتهاند، میتوان گفت بیشترین سهم در نبود پژوهشهای جنسیتی بر دوش خود باستانشناسان است.
با نگاهی به تصویر گستردهترِ گذشته باستانشناسی، برای یک دوره چشمگیر، بنیانگذاران بزرگترین گروه از کارشناسان این رشته، مردان اروپایی ثروتمند سفید پوست بودند. باستانشناسی مدرن از عتیقه گرایی زاده شده که نوعی پژوهش تاریخی بود که تاکید بیشتری بر دست ساختهها و متنهای باستانی داشت. این رشته که نخست سرگرمی برای ثروتمندان اروپایی بود تنها در پایان قرن نوزدهم،آغاز به پیدایش حس حرفهای بودن کرد….










یک پاسخ