به گزارش متادخت، در میان صفحات تاریخ انقلاب اسلامی، زنانی هستند که حضورشان همواره کمتر دیده شده، اما نقش آنها در جریانهای اجتماعی و فرهنگی بسیار مهم بوده است. کتاب «روز آزادی زن» نوشته سمیه ذوقی، با رویکردی مبتنی بر تاریخ شفاهی، تلاش میکند این حضور فراموششده را ثبت کند و تصویر واقعی از فعالیت زنان در دوران انقلاب اسلامی ارائه دهد. این کتاب، روایت زندگی زنانی است که در مسیر انقلاب، با وجود محدودیتها، نقشآفرینی کردند و تجربههای زیسته خود را در خدمت جامعه و تغییرات تاریخی قرار دادند.
تجربههای واقعی زنان مبارز
این کتاب با بررسی و روایت حرکتهای زنان در دوران انقلاب اسلامی، تصویری عمیق و واقعگرایانه از حضور اجتماعی آنها ارائه میدهد؛ حضوری که فراتر از نمادها و شعارهای رسمی است و ریشه در زندگی روزمره، خانواده و بسترهای واقعی جامعه دارد. یکی از محورهای مهم کتاب، راهپیمایی زنان مشهد در ۱۷ دی ۱۳۵۶ است؛ حرکتی معنادار که همزمان با سالروز تصویب قانون کشف حجاب در دوره رضاشاه شکل گرفت و در آن، زنان مسلمان با آگاهی، شجاعت و نوعی سازماندهی جمعی، اعتراض خود را نسبت به فضای فرهنگی و سیاسی حاکم ابراز کردند. این رویداد نمونهای روشن از کنشگری اجتماعی زنانی است که عامدانه و مسئولانه وارد عرصه عمومی شدند.
سمیه ذوقی در این اثر، با پژوهشی دقیق و مبتنی بر مصاحبه با زنانی که در متن این وقایع حضور داشتهاند، تلاش کرده است روایت زنان انقلاب را ثبت و مستند کند. روایتها تنها به فعالیتهای سیاسی و اجتماعی محدود نمیشوند، بلکه تجربههای شخصی، خانوادگی و تربیتی زنان را نیز دربرمیگیرند و نشان میدهند که مبارزه و مسئولیت اجتماعی آنها همواره در پیوند با نقشهای خانوادگیشان بوده است. حضور فعال زنان در مساجد، مدارس، جهاد سازندگی و کمکهای مردمی در دوران دفاع مقدس، بخشی از این کنشگری گسترده است که کتاب بهروشنی بازنمایی میکند.
یکی از نقاط قوت کتاب، ثبت تاریخ از منظر زنان و تأکید بر روایتهای مستقیم و زیسته آنهاست. این رویکرد باعث شده اثر از یک گزارش صرف تاریخی فراتر رود و به سندی ملموس از نقش واقعی زنان در انقلاب اسلامی تبدیل شود. نویسنده با تکیه بر منابع معتبر و پرهیز از اغراق و شعارزدگی، تصویری متنوع و چندلایه از زنان انقلابی ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد زنان چگونه توانستند میان فعالیت اجتماعی، تعهد خانوادگی و تربیت نسلهای آینده توازن برقرار کنند و نقشی ماندگار در تحولات اجتماعی ایفا نمایند.
برشی کوتاه از گفتوگوی خانم سمیه ذوقی، نویسنده کتاب
کتاب روز آزادی زن نخستین جلد از مجموعه «زنان انقلاب» است. چرا پرداختن به «زنان انقلاب» بهعنوان یک سرفصل مستقل ضرورت داشت؟
در تدوین تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی به فعالیت خانمها به اندازه نقش آنها در انقلاب اسلامی پرداخته نشده و به همین دلیل از سال ۹۵ تصمیم گرفتیم به صورت جدیتر به تجربه نگاری زنان در سالهای انقلاب اسلامی بپردازیم. در پیام مقام معظم رهبری به کنگره ۷۰۰۰ زن شهید، ایشان در مقابل دو الگوی شرقی و غربی زن، الگوی سومی را برای زنان عنوان میکنند که نمونه آن «شیرزنان انقلاب و دفاع مقدس» هستند. نمونه این زنان، علاوه بر مادران و همسران شهدا، زنانی هستند که در دوران مبارزات انقلاب اسلامی فعالیت داشتند. هدف ما این است که در مقابل نظریات متعدد برای فعالیت زنان در عرصههای گوناگون، با بیان شرح زندگی و فعالیتهای یک زن مسلمان انقلابی، الگوهای عملی و متکثر از زنان انقلابی در گفتمان انقلاب اسلامی را معرفی کنیم.
برای مثال، راهپیمایی زنان مشهدی در ۱۷ دی ۱۳۵۶، از مهمترین فعالیتهای زنان در عرصه اجتماعی و جرقهای برای شروع فعالیتهای انقلابی جدی و تظاهراتها است. این راهپیمایی، نمونهای از نقشآفرینی اجتماعی زنان در انقلاب اسلامی است که اگر تبیین شود، پاسخ بسیاری از شبهات در مورد نقش زن در انقلاب اسلامی داده خواهد شد. غیر از این تظاهرات و مقطع انقلاب، در موضوعات دیگری مانند دفاع مقدس، جهاد سازندگی، مدارس و مساجد نیز میتوان گفت نمونههایی از حضور و فعالیت زنان وجود دارد.
ماجرای «روز آزادی زن» از چه قرار است؟
این کتاب دقیقا درباره راهپیمایی حدود ۲۰۰ نفر از زنان مشهدی در ۱۷ دی ۱۳۵۶ است. ۱۷ دی، روز تصویب قانون کشف حجاب از طرف رضاخان است که به نام «روز آزادی زن» نامیده می شده و از همان ابتدا برای این روز بزرگداشتهایی برگزار شده است. هرچند با روی کار آمدن محمدرضا این قانون لغو شد، اما بیعفتی در جامعه رواج داشت و در سال ۱۳۵۵ قانونی برای ممنوعیت پوشش چادر در اماکن عمومی تصویب میشود که این موضوعات در کنار وابستگی سیاسی شاه به کشورهایی مانند آمریکا، باعث این اعتراض و راهپیمایی میشود.
این راهپیمایی زنان، اولین راهپیمایی عمومی در مشهد است که تعجب همگان را برمیانگیزد و باعث میشود در شهرهای دیگر هم انقلابیون به فکر اعتراض و راهپیمایی بیفتند؛ هر چند عدهای هم مخالف راهپیمایی و حضور خانمها در خیابانها بودند.
راهپیمایان مسیری طولانی را طی میکنند؛ بدون اینکه کسی مانع آنها شود؛ چون نیروهای شهربانی مشغول برگزاری مراسم سالروز کشف حجاب بودند و از طرف دیگر فکر نمیکردند این تعداد خانم چادری در چنین روزی به قصد اعتراض بیرون آمده باشند و همین طور نوشتهای با عنوان «ما زنان مسلمان خراسان، آزادی خواهران دربند خود را خواهانیم» که با خود داشتند که معناهای متفاوتی از آن برداشت میشد و مشخص نبود منظور آنها از زنان دربند، زنان زندانی هستند و یا خود را دربند حجاب میبینند و به آن اعتراض دارند. در آن روز، راهپیمایی از فلکه آب شروع میشود و معترضین، مدتی در سکوت مسیری را طی می کنند، اما در نهایت در میدان شهدا، نیروهای شهربانی و ساواک، جمعیت را بر هم میزند و تعدادی از آنها را دستگیر میکنند.
مصاحبهها، حدود یک سال طول کشید، چون پیدا کردن افراد حاضر در آن واقعه سخت بود ولی از طریق آقای رحیمپور ازغدی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی و برخی افراد دیگر توانستیم حدود ۸۰ نفر از آن زنان را شناسایی کنیم.
در واقع آنچه باعث اهمیت و برجستگی این راهپیمایی شد، همین عمومی بودن آن بود که برای اولین بار برگزار میشد و اینکه در سالگرد تصویب قانون کشف حجاب رضاخانی صورت گرفت.
بخشی از کتاب را باهم بخوانیم:
اتوبوس آبیرنگ شهربانی پیچید توی خیابان عطار و کمی بعد جلوی در بزرگ آهنی زندان زنان نگه داشت. بیست و چند زن چادری و رو گرفته یکییکی از اتوبوس پیاده شدند. نگهبان، درِ زندان را به رویشان باز کرد. آنها با ترس و دلهره از بین سربازها رد شدند و پا توی حیاط زندان گذاشتند؛ حیاطی بزرگ با دیوارهای آجری رنگ و رو رفته که فضای سرد و خالی زندان را غریبتر میکرد. خورشید غروب کرده بود و به جز چند زن با سرِ باز و بلوز و دامن، زندانی دیگری توی محوطه حضور نداشت. بیشتر زندانیها طبقه بالا بودند و اینجا بند عمومی زندان زنان بود…









