به گزارش متادخت، زندگی عشایری، برخلاف تصور رایج، فقط روایت کوچ، دام و طبیعت نیست؛ روایتی است از مدیریتی پیچیده در شرایطی ناپایدار، که بخش مهمی از آن بر دوش زنان آنان است. زنانی که نهتنها همراه کوچاند، بلکه ستون اصلی اقتصاد، خانواده و انسجام اجتماعی ایل محسوب میشوند. با این حال، نقش آنان در بسیاری از روایتها به حاشیه رانده شده و کمتر به عنوان کنشگران فعال اقتصادی و اجتماعی دیده شدهاند. در اقتصاد عشایری، از دامداری و تولید لبنیات گرفته تا صنایعدستی، فرآوری محصولات و حتی مدیریت منابع محدود، حضور زنان، نقشی تعیینکننده دارد؛ نقشی که گاه از مردان پررنگتر است، اما در آمارها و گزارشهای رسمی کمتر بازتاب یافته. فراتر از اقتصاد، زنان عشایر در حل اختلافات خانوادگی، پادرمیانیها و تصمیمگیریهای کلیدی زندگی ایلی، جایگاهی اثرگذار دارند و توانستهاند در زیست غیرساکن و پرچالش عشایری، نوعی مدیریت انعطافپذیر و کارآمد را شکل دهند. این گزارش تلاشی است برای بازخوانی جایگاه واقعی زنان عشایر؛ نگاهی به نقشهای کمتر دیدهشدهای که اگر به رسمیت شناخته و تقویت شوند، میتوانند به الگویی مؤثر برای توسعه اقتصادی و فرهنگی در مناطق عشایری تبدیل شوند.
وضعیت امروز زنان عشایر؛ میان تولید، سنت و مهاجرت
زندگی امروز زنان عشایر را نمیتوان صرفاً در قالب «نقشهای سنتی» خلاصه کرد؛ آنچه پیشروی ماست، تجربهای پیچیده از زیستن میان تولید اقتصادی، حفظ فرهنگ و مواجهه با فشارهای ساختاری و اجتماعی است. زن عشایر، همزمان همسر، مادر، مدیر تولید، معلم نسل بعد، کارگر و حافظ میراث ایلی است، اما این چندلایگیِ نقش، کمتر در سیاستگذاریها و روایتهای رسمی دیده میشود. روز کاری او پیش از طلوع آغاز میشود؛ از دوشیدن دام و تولید لبنیات گرفته تا بافت صنایعدستی، نگهداری از دام، پخت نان و مدیریت امور خانوار؛ این فعالیتها، ستون اصلی اقتصاد خانوار عشایری را شکل میدهد، با این حال در آمارهای رسمی، اغلب ذیل «کار خانگی» یا «کار غیررسمی» نادیده گرفته میشود. چالشی که باعث شده مشارکت واقعی زنان عشایر در اقتصاد، کمتر از میزان واقعیاش دیده و ارزشگذاری شود. در کنار این فشار اقتصادی، زنان عشایر با چالش مهاجرت فرزندان نیز روبهرو هستند؛ مهاجرتی که اگرچه به امید تحصیل و کار بهتر رخ میدهد، اما زنجیره انتقال دانش بومی، زبان، آیینها و مهارتهای زیست در طبیعت را تهدید میکند. زن عشایر امروز در نقطهای ایستاده که باید میان حفظ سنتها و پذیرش تغییرات ناگزیر اجتماعی تعادل برقرار کند؛ تعادلی پرهزینه و فرساینده. روایت زندگی زنان عشایر نشان میدهد نابرابری اجتماعی صرفاً به فضاهای شهری یا محیطهای رسمی کار محدود نمیشود، بلکه در شیوههای زیست کمتر دیدهشده نیز بازتولید میشود. زنانی که سهمی چشمگیر در تولید، معیشت خانوار و امنیت غذایی کشور دارند، همچنان با محدودیت در دسترسی به آموزش، خدمات بهداشتی و حمایتهای ساختاری روبهرو هستند. بازنمایی یک روز از زندگی آنان، تنها ثبت مشقتها نیست؛ بلکه طرح پرسشی جدی درباره چگونگی دیدهشدن، ارزشگذاری کار و تحقق عدالت اجتماعی در ایران امروز است.1

اقتصاد عشایری بر شانههای زنان؛ نقشهایی که کمتر دیده شدهاند
در سالهای اخیر، نقش زنان عشایر در اقتصاد کوچنشینی ایران از سطح مشارکت سنتی فراتر رفته و به کنشگری فعال و اثرگذار تبدیل شده است؛ نقشی که همچنان کمتر از واقعیتش دیده و ثبت میشود. در استانهایی مانند چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، خراسان جنوبی، فارس و اردبیل، زنان عشایر با بهرهگیری از آموزشهای مهارتی و حمایتهای محدود نهادی، توانستهاند تعاونیهای تولیدی و برندهای محلی در حوزه لبنیات ارگانیک، گلیم و جاجیم، صنایعدستی، صابون و داروهای گیاهی راهاندازی کنند. این فعالیتها نهتنها به افزایش درآمد خانوارهای عشایری منجر شده، بلکه به عاملی بازدارنده در برابر مهاجرت اجباری از ایل به شهر تبدیل شده است. رئیس سازمان امور عشایر ایران، با تأکید بر جایگاه زنان در نظام تولید عشایری میگوید: «زنان عشایر در همه ادوار رکن اساسی اقتصاد کوچنشینی بودهاند و امروز نیز توسعه پایدار در این جامعه بدون حضور فعال آنان ممکن نیست». به گفته او، زنان عشایر با عبور از مرز خودکفایی، توانستهاند به بازارهای داخلی و حتی صادراتی راه پیدا کنند. با این حال، بخش عمدهای از فعالیتهای اقتصادی زنان عشایر همچنان در قالب کار غیررسمی باقی مانده و در آمارهای رسمی بازتاب نمییابد. در کنار تولید، آنان نقش مهمی در آموزش نسل بعد، انتقال مهارتهای زیست پایدار در طبیعت و حفظ فرهنگ ایلی دارند؛ نقشی دوگانه که هم اقتصاد خانواده و هم پایداری جامعه عشایری را تضمین میکند. مرور این واقعیتها نشان میدهد اقتصاد عشایری، بیش از آنچه تصور میشود، بر شانههای زنان استوار است.2
زنان عشایر؛ مدیران پنهان اقتصاد و مناسبات اجتماعی ایل
در ساختار زندگی عشایری، مدیریت فقط به معنای ریاست رسمی یا قدرت آشکار نیست؛ بلکه اغلب در دل کنشهای روزمره، تصمیمهای غیررسمی و شبکههای انسانی شکل میگیرد. در این میان، زنان عشایر نقشی ایفا میکنند که میتوان آن را «مدیریت پنهان اما تعیینکننده» نامید؛ مدیریتی که هم اقتصاد خانواده را سرپا نگه میدارد و هم تعادل اجتماعی ایل را حفظ میکند. بخش قابلتوجهی از چرخه تولید در زندگی عشایری ـ از دوشیدن دام و فرآوری لبنیات تا صنایع دستی و مدیریت مصرف ـ توسط زنان انجام میشود. بسیاری از تصمیمهای اقتصادی روزمره، مانند زمان فروش محصولات، نحوه تقسیم درآمد، اولویتهای معیشتی خانواده و حتی برنامهریزی غیررسمی کوچ، با نظر و تجربه زنان شکل میگیرد. همین واقعیت باعث شده این گزاره در میان پژوهشگران و کنشگران محلی مطرح شود که «اقتصاد عشایری، بیش از آنچه در ظاهر دیده میشود، بر دوش زنانه استوار است»؛ گزارهای که نیازمند بررسی میدانی و مستندسازی دقیق است، اما شواهد تجربی آن در زندگی روزمره ایل بهوضوح دیده میشود. نقش زنان به اقتصاد محدود نمیماند. در بسیاری از اختلافات خانوادگی یا ایلی، زنان نقش میانجی و پادرمیان را ایفا میکنند و با شناختی عمیق از روابط خویشاوندی و حساسیتهای اجتماعی، از تشدید تنشها جلوگیری میکنند. آنها همچنین در انتقال ارزشها، حفظ انسجام خانوادگی و تربیت نسل بعد، نقشی کلیدی دارند. نادیده گرفتن این نقش مدیریتی و اجتماعی، به معنای نادیده گرفتن ستون نامرئی پایداری جامعه عشایری است؛ ستونی که بدون آن، نه اقتصاد ایل دوام میآورد و نه فرهنگ کوچنشینی.3

بنابراین در پایان این گزارش میتوان گفت زندگی زنان عشایر، روایت کار بیوقفه، مدیریت خاموش و مسئولیتهای چندلایهای است که در دل زیستی ناپایدار و پرچالش شکل گرفته است. زن عشایر امروز نهتنها تولیدکننده اصلی در اقتصاد خانوار، بلکه حافظ فرهنگ، میانجی اجتماعی و مدیر نامرئی زندگی ایلی است؛ نقشی که با وجود اثرگذاری گسترده، همچنان در آمارها، سیاستگذاریها و روایتهای رسمی کمرنگ مانده است. بازشناسی و تقویت این جایگاه، صرفاً مطالبهای جنسیتی نیست، بلکه ضرورتی برای پایداری اقتصاد عشایری، حفظ میراث فرهنگی و تحقق توسعه عادلانه در ایران امروز به شمار میرود.
- پیشنهاد مطالعه: مشکلات زنان روستایی و عشایر
منابع
- https://B2n.ir/pw1658
- https://B2n.ir/bq4894
- https://B2n.ir/eu6259
به گزارش مهدیه سادت نقیبی؛ خبرنگار









