به گزارش متادخت، در راهپیمایی روز دوشنبه ۲۲ دی ماه تهران، در گردهمایی گستردهای که نشان از همبستگی ملی داشت، صحنهای بدیع به تصویر کشیده شد. در میان خیل جمعیت، لحظهای نمادین رخ داد؛ زنی که میکروفن را از وانت پخش صدا برداشت و شعار آغاز کرد. صدایش نه تنها جمعیت اطراف را با خود همراه کرد که گویی آوایی برای خیزش جمعیتی خاموش بود. این صحنه، تکرار الگویی است که پیشتر نیز در مراسمی چون راهپیمایی روز قدس یا ۲۲ بهمن دیده شده؛ سکوتی سنگین که با شعار یک زن میشکند و موجی از همراهی را ایجاد میکند. این لحظات، تنها شکستن سکوت نیست بلکه روایتی است از تغییری آرام در نقش و تأثیر حضور اجتماعی زنان در عرصههای عمومی که از حاشیه به متن میآیند و ریتم حرکت جمعی را تعیین میکنند.
این نقش پیشتازی تنها به عرصههای رسمی محدود نمیشود، در بطن هر حرکت جمعی خودجوش نیز اغلب زنان به عنوان محرک اولیه نمایان می شوند. تصویر زنی که پشت پنجرهای ایستاده و نخستین «الله اکبر» را در سکوتی سنگین آغاز میکند نمونهای از این الگوی رفتاری تکرارشونده است. این آوای تنها که از حریم خصوصی به عرصه عمومی پرتاب میشود تنها یک شعار نیست؛ یک طنین آغازگر است. این صدا، چونان سنگی است که در آب راکد انداخته میشود و دایرهای از امواج را ایجاد میکند. پنجرهها به تدریج گشوده میشوند و صداهای دیگر، ابتدا مردد و سپس مصمم، به آن میپیوندند. این لحظه، اوج نقش پیشتاز زن است. جایی که او نه در میان جمع، که از فاصلهای امن و شخصی، جسورانه سکوت را میشکند و مسئولیت آغاز یک همنوایی جمعی را بر دوش میگیرد. صحنهای که در آن، پنجره به مثابه مرز میان خلوت و شور، شکسته میشود و یک صدای زنانه، تبدیل به آهنگی مشترک برای خیابان میگردد.
افزایش عاملیت زنان در سطوح مختلف و ریشههای آن
در مسیر پیچیده جامعه ایران طی بیش از چهار دهه گذشته، زنان نقشی چند وجهی و رو به تحول ایفا کردهاند. در سطح فردی و خانوادگی، آنان در حال گذار از الگوهای سنتی[1] هستند؛ در حالی که کانون خانواده و ارزشهای آن را پاس میدارند، در جستوجوی استقلال اقتصادی، آزادی انتخاب و تحقق آرزوهای شخصی خود پیش میروند. این جریان، با پیشرفتهای چشمگیر تحصیلی و حرفهای همراه بوده هرچند روند آن خطی نبوده است. اگرچه پس از انقلاب، فضایی برای پذیرش نقشهای اجتماعی و خانوادگی جدید در کنار هم گشوده شد، دوره پس از جنگ تحمیلی با نوعی رکود در این عرصه همراه بود. با این حال، شواهد سالهای اخیر حاکی از احیای این مسیر و شتابگیری دوباره آن است. امروز زنان با عاملیتی پررنگتر و حضوری فعالتر، در حال بازتعریف جایگاه خود در بستر جامعه و خانواده هستند. افزایش فردیت و به دنبال آن مهم شدن منابع فردی برای زنان و دختران در خانواده ملموس است. خط فکری زنان اغلب شکلدهنده فرم خانواده و محتوای فکری اعضای آن است البته که در ماههای اخیر اختلاف نظرها و تعدد آراء به خانهها و در میان اعضای خانواده نیز کشیده شده است اما در هر حال نمیتوان نقش زنان را در این عرصه کمرنگ دانست.
در سطح کلان اجتماع نیز، زنان در سیاست، اقتصاد، فرهنگ، هنر و… نقشهای مهمتری ایفا میکنند. حضور زنان در مجلس و سایر نهادهای تصمیمگیری افزایش یافته است و آنها در فعالیتهای مدنی و اجتماعی نقش پررنگتری دارند؛ این فردیت و عامیلت افزایش یافته در تجمعات و عرصه اجتماعی نیز نمایان میشود. آنجا که جامعه انتظار ورود مردان را دارد، زنان پا به عرصه میگذارند و سردمدار میشوند. این مهم میتواند تا حدود زیادی نشات گرفته از مطالبات زنانه و فعال شدن هستههای میانی باشد. به عنوان مهمترین عامل، افزایش تحصیلات به زنان این امکان را داده است که دیدگاههای جدیدی کسب کنند، با مسائل مختلف جامعه آشنا شوند و برای خواستههای خود بهتر سازماندهی شوند. علاوه بر تحصیلات، تغییرات فرهنگی و اجتماعی نیز در افزایش عاملیت زنان نقش داشته است. افزایش فردیتگرایی، توجه به مطالبات فردی و به ویژه مطالبات زنانه و گسترش دسترسی به اطلاعات از طریق اینترنت، به زنان این امکان را داده است که خود را به عنوان شهروندی مستقل و دارای حقوق و مسئولیتهای تعریفشده بشناسند.
نتیجهگیری
فارغ از خط فکر متفاوت افراد، در هر دو سو زنانِ دغدغهمند به دنبال مطالبات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و… هستند و با حضور خود در میدان اجتماعی نشان میدهند که مطالبات آنها، بسیار جدی و قابل بررسی است. زنانی که نیمی از اقشار جامعه هستند و در خانواده و به ویژه برای فرزندان میتوانند الگویی در انتخاب مسیر باشند. زنانی که باید از این فرصت فعال و رهبرگونه استفاده کنند و با انتخاب خط فکری منطقی نمایندهای به حق برای سایر اعضای جامعه باشند.
وقتی دیگران به دنبال شعار زنی، آن را ادامه میدهند، چنین برمیآید که باید این نقش را به درستی و با هدفمندی صحیح پذیرفت. حال که زنان از نقش مصرفکننده صِرف خارج شدهاند و در عرصههای خرد و کلان به دنبال تولید محتوا هستند، باید ساز و کاری باشد تا آنها به درستی در مسیر منتخب گام بردارند. با حفظ ارزش به زنانی که در خانه هستند باید گفت، نسل جدید نشستن صرف و منفعلانه در خانه و قبول تصمیمسازی دیگران را به راحتی برنمیتابد، آنها قائل به مشارکت، حضور در اجتماع و حقخواهی هستند، آن هم در تمام عرصهها. این تحولات در هفتههای گذشته به خوبی نشان میدهد که در هر دو سر طیف زنان میتوانند با نقش کاریزماتیک خود جمعیت را به دنبال خود بکشانند. چه در شعار، چه در عمل و چه در حفظ منافع فردی و جمعی. پررنگ شدن نقش زنان در تحولات اخیر ایران، تغییرات عمیق و رو به رشدی در جایگاه اجتماعی و سیاسی آنها را نمایان کرده است. این نشاندهنده قدرت و پتانسیل بالای آنها برای تأثیرگذاری در آینده ایران است. ایرانی آزاد، امن و پایدار.
[1] . تکمیل الگوی سنتی
به قلم دکتر پگاه روشان، جامعهشناس فرهنگی









