به گزارش متادخت، روزگاری نه چندان دور، نامش با پیراهن تیم ملی والیبال ایران گره خورده بود. در زمینهای مسابقه، با قدرت و صلابت برای سربلندی ایران جنگید. بعدتر اما مدرس فدراسیون جهانی شد تا فنون والیبال را به دیگران بیاموزد. شاید فکرش را نمیکرد روزی قرار باشد از زمین والیبال به مدرسهسازی برسد؛ اما دلش که برای بچهها بتپد، راه را پیدا میکند.
خانهای که به نیت مدرسه واگذار شد
در دفتر مجمع خیرین مدرسهساز استان گیلان، مراسمی ساده اما پرمعنا برگزار شد. راضیه سیفزاده آمده بود تا سند یک خانه ۱۹۶ متری را به نام مدرسههای این سرزمین بزند. خانهای که میتوانست باشد برای خودش، برای روزهای سخت، برای فرداهایی که هیچکس از آن خبر ندارد. اما او انتخاب کرد خانهاش را «ببازد» به درس و مشق بچههایی که حتی شاید هیچوقت نبینندشان.
سفیری با ردای تازه
در همان مراسم، وقتی مسئولان از او به عنوان «سفیر توسعه عدالت آموزشی» تقدیر کردند، شاید خیلیها ندانستند که این زن سالهاست سفیر بوده؛ سفیر والیبال، سفیر ایران در میادین بینالمللی و حالا سفیر مهربانی. علی دقیق، مدیرکل نوسازی مدارس گیلان و میرمسعوی و یعقوبی از مجمع خیرین، مسعود راد از آموزش و پرورش شفت، خانم ایلداری از شورای بانوان خیر؛ همه آمده بودند تا بگویند این راه، راه درستی است و از وی تقدیر کنند.
قصهای که تازه شروع شده
راضیه سیفزاده خانهاش را باخت، اما چه باختی بهتر از این؟ باختی که به نفع بچههای این سرزمین تمام شد، باختی که نامش را در صحیفه زرین تاریخ آموزش و پرورش گیلان جاودانه کرد، باختی که نشان داد هنوز هم میشود برای فرداهای این کشور، از داشتههای امروز گذشت.
او حالا نه فقط یک ورزشکار، بلکه سفیر درس و مشق بچههایی است که قرار است در مدرسهای که از دل خانهاش ساخته میشود، مشق بنویسند، درس بخوانند و شاید یکی از آنها روزی برود والیبال بازی کند برای ایران، بدون آنکه بداند این زمین، از دل خانه یک بانوی والیبالیست ساخته شده است.
گیلان؛ خاستگاه سرمایههایی که برای ماندن ایران بخشیدند
استان گیلان از دیرباز مهد پرورش نخبگان و سرمایههای انسانی بزرگی بوده است که هر یک در عرصه خود درخشیدند، اما هیچگاه خود را جدا از مردم و آینده این سرزمین ندیدند. از چهرههای شاخص علمی و فرهنگی گرفته تا ورزشکاران و خیرانی که نامشان بر تارک این استان میدرخشد، همه و همه نشان دادهاند که تعلق به این خاک، فراتر از یک احساس ساده است.
راضیه سیفزاده، بانوی والیبالیست گیلانی، تنها یک نمونه از این سرمایههای بیادعاست؛ زنی که سالها برای سربلندی ایران در میادین بینالمللی جنگید و حالا خانه شخصی خود را نذر مدرسهسازی کرده است.
او و امثال او، گنجینههای پنهان این دیارند که تمام هستی خود را در طبق اخلاص گذاشتهاند تا فردای این مرز و بوم روشنتر از امروز باشد.
اینان از نسل همان بزرگانی هستند که آموختهاند ماندگاری یک ملت، در گرو بخشیدن داشتههاست و در روزگاری که برخی به فکر جمعآوری سود و سرمایه برای خود هستند، این سرمایههای اجتماعی با گذشتن از منافع شخصی، نشان میدهند که هنوز هم عشق به ایران و مردم در رگهای این سرزمین جاری است.
آنها تمام داشتههای مادی و معنوی خود را وقف کردهاند، نه برای دیده شدن، بلکه برای ماندن ایران. گیلان مملو از این قصههاست؛ قصه مردان و زنانی که بیادعا، تکهای از وجودشان را به پای این آب و خاک ریختهاند تا فرداها، فرداهای بهتری برای کودکان این سرزمین باشد.
منبع: فارس









