به گزارش متادخت؛ در شرایط بحرانی مانند پاندمی کرونا، تنشهای اجتماعی یا تهدیدهای جنگی، خانوادهها ناچار محکوم به انزوای طولانیمدت در خانه میشوند. این تغییر ناگهانی در سبک زندگی، فضای روانی خانواده را بهطور عمیقی دستخوش تحول میکند. حضور مستمر اعضای خانواده، بهویژه پدرانی که معمولاً ساعات کمتری در منزل هستند، میتواند هم فرصت سازندهای برای تقویت روابط و صمیمیت فراهم آورد و هم زمینهساز بروز تنشها و تعارضات تازه شود. آنچه در ابتدا ممکن است فرصتی برای تعامل بیشتر تلقی شود، گاه به علت فشارهای روانی، عدم تطابق در سبکهای ارتباطی و کاهش فضای خصوصی، به کانون منازعات تبدیل میشود. این تجربه که پیشتر در دوران کرونا به چشم آمد، حالا با شدت و ابعاد متفاوتی در سایه بحرانهای نوین اجتماعی و جنگ، قابل بازبینی و تحلیل تخصصی است. در این گزارش، با بهرهگیری از دیدگاههای دکتر فاطمهسادات نقیبی، دکتری تخصصی مشاوره خانواده، تلاش میکنیم نقش پدر، مادر و زوجین را در این شرایط بحرانی از منظر روانشناسی خانواده به شکلی علمی و کاربردی بررسی کنیم.
حضور پدران در خانه؛ از فرصت همدلی تا چالش تعارض
بحرانهای اجتماعی و اضطراری، خانوادهها را وادار میکند الگوی زندگی روزمرهشان را تغییر و حضور اعضا در محیط خانه را افزایش دهند. تجربه کرونا و همچنین شرایط پرتنش جنگ، نمونههایی از این وضعیت هستند که مردان به علت دورکاری یا تعطیلی مشاغل، مدت بیشتری در کنار خانواده هستند. این وضعیت دو رویه متضاد دارد: از یکسو امکان شکلگیری پیوندهای عاطفی قویتر و افزایش مشارکت در امور خانوادگی را فراهم میکند و از سوی دیگر، ممکن است به دلیل کاهش حریم شخصی و عدم آمادگی روانی اعضا، به افزایش تعارضها و فشارهای روانی منجر شود.
دکتر فاطمهسادات نقیبی با تأکید بر این دوگانگی میگوید: «حضور مستمر مردان در منزل میتواند موجب افزایش حمایت عاطفی و حس تعلق خاطر میان اعضای خانواده شود که این خود منجر به کاهش استرسهای محیطی میگردد. افزایش فرصت برای گفتوگوهای صمیمانه، همفکری در امور خانه و درک متقابل، از مهمترین پیامدهای مثبت این حضور است».
او ادامه میدهد: «همچنین این شرایط میتواند سبب تقسیم عادلانهتر وظایف خانگی شود و مردان با درک عمیقتر نیازهای عاطفی خانواده، نقش حمایتی مؤثرتری ایفا کنند».
اما از سوی دیگر، در خانوادههایی که آمادگی روانی برای این تغییرات را ندارند، حضور مستمر مردان ممکن است منجر به بروز چالشهایی شود. کاهش فضای خصوصی، تفاوت در سبکهای زندگی و ارتباطی، و فشارهای ناشی از بحرانهای بیرونی، موجب تشدید اختلافات میشود. نقیبی تأکید میکند: «راهکار اساسی، ارتقاء مهارتهای گفتوگو و سازگاری هوشمندانه با شرایط جدید است. بدون این مهارتها، فشارها میتوانند منجر به تعارضهای عمیق و حتی فروپاشی روابط شوند».
- بیشتر بخوانید: استرس جنگ و اختلالات هورمونی در زنان
مدیریت روانی استرسهای جنگ و بحران؛ مسئولیت والدین در حفظ آرامش خانواده
در شرایط بحرانی که جنگ و ناامنی در زندگی روزمره نفوذ کردهاند، خانوادهها به مهمترین پناهگاههای روانی تبدیل میشوند. اما اگر این پناهگاه بهدرستی سازماندهی نشود، خود به منشأ تنش و فرسایش روانی تبدیل خواهد شد. استرس ناشی از جنگ، ابعاد جسمانی و روانی گستردهای دارد که والدین بهعنوان خط مقدم مراقبتهای روانی، باید توانایی مدیریت آن را داشته باشند. چالش اصلی این است که چگونه در دل بحرانهای بیرونی، فضای خانواده به کانون آرامش، همدلی و حمایت تبدیل شود.

دکتر نقیبی در این زمینه میگوید: «استرسهای ناشی از جنگ میتواند موجب بروز اضطراب، افسردگی، اختلالات خواب و در مواردی حتی اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) شود. بنابراین شناسایی بهموقع و مدیریت این استرسها برای حفظ سلامت روانی اعضای خانواده حیاتی است».
او راهکارهایی چون تنفس عمیق، کاهش مواجهه با اخبار منفی، حفظ برنامههای روزمره، تمرین یوگا و مدیتیشن و نوشتن احساسات را مؤثر میداند و توصیه میکند: «در صورت شدت یافتن علائم، مراجعه به روانشناس ضروری است».
نقیبی نقش والدین را کلیدی میداند و میگوید: «والدین باید فضایی امن، قابلاعتماد و حمایتگر فراهم کنند. این کار با پذیرش خود و دیگر اعضا، گوش دادن بدون قضاوت، استفاده از زبان بدن مثبت و توجه به نیازهای فردی هر عضو ممکن میشود. این رفتارها به فرزندان احساس امنیت روانی میدهد و مانع از تشدید استرسها میشود».
او میافزاید: «حفظ تعادل میان مسئولیتهای کاری و خانوادگی، مراقبت از سلامت جسمی با تغذیه مناسب و پرهیز از سرزنش و تنبیه، از عوامل کلیدی حفظ آرامش در خانواده هستند».
تقویت پیوندهای عاطفی و کاهش فرسایش روانی؛ نقش محوری زوجین و والدین
فرزندان، بهویژه در سنین حساس رشد، امنیت روانی خود را عمدتاً از ثبات عاطفی والدین میگیرند. در بحرانها، حضور آرام و آگاهانه والدین میتواند مهمترین سپر در برابر استرسهای بیرونی برای فرزندان باشد. مدیریت درست تعادل میان کار و زندگی خانوادگی و حفظ فضای گفتوگوی باز و صمیمی، زمینهساز تقویت ارتباطات عاطفی و کاهش آسیبهای روانی میشود.
دکتر فاطمهسادات نقیبی تأکید میکند: «برای کاهش فرسایش روانی و افزایش صمیمیت، والدین باید با ایجاد فضای امن و حمایتگر به نیازهای فردی اعضا توجه ویژه داشته باشند. برنامهریزی دقیق و آگاهانه برای زمانبندی حضور در خانواده، همراه با گوش دادن همدلانه و بدون قضاوت، از الزامات ایجاد چنین فضایی است».
او ادامه میدهد: «پذیرش تفاوتهای فردی، احترام به احساسات و نگرانیهای یکدیگر، و بهکارگیری نشانههای غیرکلامی مثبت مانند لبخند و تماس چشمی، به تقویت حس امنیت و آرامش روانی کمک میکند».
از نکات مهم دیگر، پرهیز از سرزنش و مقایسه، خودمراقبتی شامل خواب کافی، فعالیت بدنی و تغذیهی سالم و اختصاص زمان به فعالیتهای خانوادگی شاد و معنادار است. در صورت نیاز، استفاده بهموقع از خدمات روانشناسی نیز نباید نادیده گرفته شود. این اقدامات نهتنها سلامت روان خانواده را تضمین میکند، بلکه استحکام و پایداری روابط را در برابر تنشهای محیطی ارتقاء میدهد.
- مطلب مرتبط: چرا زنان به توجهات بیشتری در جنگ نیاز دارند؟
تبدیل خانواده به سنگر اصلی آرامش در روزهای پرآشوب
بحرانهای اجتماعی و جنگ، فشارهای روانی سنگینی بر خانوادهها وارد میآورد؛ اما خانواده، با مدیریت هوشمندانه و حضور مؤثر والدین و زوجین، میتواند به امنترین و مقاومترین سنگر در برابر این فشارها تبدیل شود. تأکید بر گفتوگوی صمیمی، پذیرش تفاوتها، حفظ تعادل بین کار و زندگی، و مراقبت از سلامت جسمی و روانی، از ارکان کلیدی ایجاد فضای امن و آرامشبخش در خانه است. حمایت تخصصی روانشناختی نیز بهعنوان مکمل این تلاشها، نقش مهمی در ارتقای تابآوری روانی خانواده دارد. زوجها و والدین آگاه و مسئولیتپذیر با رعایت این اصول، قادر خواهند بود خانواده را به فضایی تبدیل کنند که حتی در روزهای دشوار، بستر رشد، همدلی و آرامش باقی بماند و چالشها را به فرصتهایی برای پیوندهای عمیقتر بدل کند.

به گزارش مهدیه سادات نقیبی؛ خبرنگار









