به گزارش متادخت، در یادداشت قبلی به وقایع بعد از رحلت رسول اکرم و مبارزات صدیقه طاهره با انحراف ایجاد شده در آن دوران پرداخته شد؛ اشاره شد که حضرت به روش های مختلف و به طور خستگی ناپذیر در برابر آن فتنه و انحراف ایستادگی کردند و مبارزات ایشان به شهادتشان منجر شد.
یکی از اقدامات حضرت در این مسیر روشنگری مردم به وسيله خطبههای متقن و شیوایی بود که ایراد میکردند. یکی از خطبههای ایشان خطبه فدکیه یا خطبه مسجد است که حضرت در آن به شرح و تحلیل وقایع اجتماعی زمان خود و آگاه کردن مردم نسبت به عواقب انتخاب و اعمالشان می پردازند که در ادامه به شرح و بررسی آن خواهیم پرداخت.
چه کسی میخواست امت اسلام را دوشقه کند؟
در تاریخ آمده است که فاطمه زهرا (س) از منزل خارج شدند در حالی که چادر به سر داشتند و تعدادی از زنان اطراف ایشان را گرفته بودند، وارد مسجد شدند؛ بین ایشان و حاضران در مسجد پرده سفید آویختند و ایشان با متانت تمام در پس پرده نشستند. با ورود به مسجد، ابتدا حضرت بلند بلند گریه میکنند. این، اولین قدم ایشان برای تغییر جو و فضای حاکم بر سخنرانی بود. چراکه نباید فضای سخنرانی حضرت را مانند همایشی که انسانها مشتاقانه نشستهاند تا به صحبتهای ایشان گوش فرا دهند تصور کرد. کسانی مخاطب این صحبت بودند که هدفشان حذف ایشان از جامعه بود. غاصبان، علیه زهرای اطهر فضاسازی کرده و تهمتهای بسیاری به ایشان زده بودند؛ میگفتند فاطمه و علی به فکر مصلحت مردم نیستند و به فکر جیب خودشانند و میخواهند امت اسلامی را دوشقه کنند! حضرت با این شروع، فضا را عوض کرده و فضاسازی های مسموم را میشکنند، به طوری که همان ابتدای کار صدای فریاد و شیون مردم برمیخیزد.
به صلابت پیامبر (ص)، به بلاغت علی (ع)
حضرت ایراد خطبه را ابتدا با ستایش خدا و تهیت پیامبر (ص) آغاز میکنند. تا نام پیامبر (ص) به زبان آمد، مردم دوباره گریستند. وقتی مجلس آرام گرفت و ذهن و دل مخاطبان آماده شنیدن شد، حضرت سخن را از سر گرفتند. ابتدا از توحید گفتند و وارد مباحث عمیق فلسفی شدند و سپس به بحث رسالت و بعثت پرداخته و بیان اینکه خداوند پیامبر (ص) را در چه فضایی فرستاد و مردم قبل از بعثت در چه شرایطی زندگی میکردند. حضرت به این اشاره میکنند که رسول خدا در این فضا چه کار کرد و چه افتخاراتی برای شما آورد. بعد از آن در رابطه با قرآن ایراد سخن میکنند و از ویژگیهای قرآن میگویند و میفرمایند: «قرآن به راستی با شما سخن میگوید؛ در پرتو هدایت آن، حجتهای خدا و بایدها و نبایدها، مباحها، احکام و قوانین ثابت خداوند به دست میآید». ایشان در محور بعد، واژههای مقدس دین را تبیین میکنند: نماز، جهاد، توحید، خمس، زکات، روزه، امر به معروف و نهی از منکر و عدالت. سپس فلسفه هر یک را بیان میکنند؛ همچنین بعد از تعریف کلی از فرهنگ و ارزشهای دینی، در محور بعدی مردم را به تقوا و اطاعت از خدا دعوت میکنند. بعد از آن به معرفی خود و پدر بزرگوارشان میپردازند و میفرمایند: «من دختر پیامبر شما هستم، پیامبری که به رنج و سختی افتادنتان بر او دشوار بود، اشتیاق شدیدی به [هدایتِ] شما داشت و نسبت به مؤمنان رؤوف و مهربان بود». سپس به بیان نقشی که پیامبر (ص) در جزیرة العرب ایفا کردند و شرایط نامطلوبی که آنان را از آن نجات دادند، میپردازند؛ اینکه نه به لحاظ مادی و معنوی در وضعیت مطلوبی بودید و نه به لحاظ امنیت و مسائل روانی، اما پیامبر شما را به اوج عزت رساند.
زهرای اطهر، زن آگاه به جامعه و چالشهایش
در این بخش، حضرت به فداکاریهای امیرالمؤمنین (ع) در زمان پیامبر (ص) اشاره میکنند و میفرمایند: «هنگامی که شاخی از شیطان ظاهر میگردید و آتش فتنهها دهان میگشود یا توطئهای از سوی دشمنان صورت میگرفت و یا اژدهایی از مشرکان دهان میگشود، او (پیامبر(ص)) برادرش علی (ع) را در کام آن فتنهها میافکند و علی (ع) این همه رنج و مشقت را تحمل میکرد و برای انجام دادن فرمان خداوند سخت میکوشید. او نزدیکترین کس به رسول خدا بود و در جهت سربلندی و بالندگی اسلام، صمیمانه، سخت کوشانه و تلاشگرانه، دامن همت بر کمر نهاده و از سرزنش هیچ ملامتگری نمیهراسید». سپس تلاشهای امیرالمؤمنین (ع) را با خوشگذرانیها و رفاهطلبیهای آنها مقایسه میکنند و میفرمایند: «شما در زندگی راحت و در بستر امن و آسایش و در نهایت خوشگذرانی و آرامش بودید، مردمانی بودید که در شرایط بحرانی عقبنشینی کرده و از عرصه جنگ فرار میکردید». این فراز از خطبه، یک جامعهشناسی و روانشناسی فوقالعاده نسبت به مردم و جامعه زمان خودشان است.

سپس در ادامه به شرح اتفاقات پس از رحلت پیامبر میپردازند: «هنوز دو روز از مرگ پیامبر نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته است که آنچه نباید، کردید و آنچه از آن شما نبود، برداشتید. چه سریع بدعتی بزرگ پدید آوردید! گمان کردید فتنه برنخیزد و خونی از پس آن نریزد، ولی در آتش فتنه افتادید… این در حالی است که قرآن در میان شماست، اما شما چیزی غیر از قرآن را برای داوری برگزیدید!» بعد از آن به فدک و غصب میراث پدرشان اشاره کرده و آن را بدعت در دین و خلاف کتاب خدا مینامند و برای اثبات حقانیت خود از قرآن شاهد مثال میآورند: « این قرآن است که میگوید سلیمان از داوود ارث برد. با این وجود، انگاشتید که مرا از پدرم ارثی نیست و هیچ خویشاوندی میان من و او وجود ندارد. آیا من و پدرم از یک آیین نیستیم یا بر این باورید که شما به عام و خاص قرآن از پدرم و پسر عمویم آگاهترید؟» فاطمه (س) انصار را خطاب قرار میدهند که: «ای مردان با نفوذ و ای بازوان ملت و ای پشتیبانان اسلام، چه زود فاجعه آفریدید و چه سریع رنگ عوض کردید! با آنکه در شما توان آن هست که مرا در مطالبه حقی که در پس گرفتن آن فریاد میزنم، یاری کنید. آیا فکر میکنید که محمد از دنیا رفت و همه چیز تمام شد؟ آیا او اگر بمیرد یا کشته شود، از عقیده خود برمیگردید؟» سپس حضرت رو به قبیله اوس و خزرج کرده و بعد از تعریف و تشویق و برانگیختن شجاعت آنان میفرمایند: «اکنون شما را چه شده است؟ پس از آشکاری حق، سرگردان و حیران ماندهاید و بعد از آن همه زبانآوری، دم فروبسته و خاموشید و بعد از بستن پیمان، اینک آن را میشکنید و پس از ایمانتان شرک میورزید….علت این ترس و وحشت روشن است که به تنآسایی خو کرده و به سایه امن و خوشی پناه برده و خلوت زندگی راحتطلبانه را یافتهاید و سرانجام سر به راه انحطاط نهادهاید. سزاوارترین، نیرومندترین و آگاهترین کس را از عرصه اداره جامعه اسلامی کنار زدهاید. حال میبینم که در خلوت خویش خزیده و غرق در آرامش و خوشگذرانی هستید و از تنگنای انجام مسئولیتها رهانیده و راحتطلبی را برگزیدهاید و آنچه را که در درون ذخیره کرده بودید، بیرون انداختید.» بدین ترتیب، حضرت یک سری مشکلات اجتماعی و فردی و روانی آنان را برمیشمارند و در پایان میفرمایند: «این شتر و این بار خلافت، برگیرید و ببرید؛ اما بدانید که پشت این سواری، زخم و پای آن فرسوده است. پس هر کاری که میخواهید بکنید و ما نیز کار خودمان را میکنیم. به انتظار بنشینید، ما نیز به انتظار مینشینیم!» سپس حضرت به سمت مزار نبی اکرم میروند و اشعاری را میخوانند و گلایه خود را از امت به رسول خدا میفرمایند.
خطبه مهم فدکیه، منبع جوشش معارف شیعی
همانطور که ملاحظه شد، این خطبه سرتاسر آیات و مفاهیم قرآنی است. دستورات ، عقاید و فرهنگ قرآنی، که نشاندهنده نگرانی حضرت نسبت به دوری مردم و جامعهشان از قرآن است. محور اساسی سخنان حضرت در این خطبه، برخلاف آن چیزی که از نامگذاری آن برمیآید و اینطور مشهور شده، اصلاً باغ فدک نیست و فدک تنها یک محور از بین ۱۷ محور سخنان حضرت است. در طول تاریخ، اهل بیت اهتمام عجیبی به خطبه فدکیه داشتند. زید بن علی بن حسین نقل میکند: «من دیدم که مشایخ آل ابی طالب، بنی هاشم، خطبه فدکیه را بین خودشان برای یکدیگر نقل میکنند و به عنوان درس، خطبه فدکیه را به فرزندانشان تدریس میکنند.»1 شیعیان در قرون گذشته این خطبه را سینه به سینه به فرزندان خود یاد میدادند؛ لذا، ماده و مبنای درسی شیعه را خطبه فدکیه معرفی میکنند بطوری که میتوان گفت این خطبه فرهنگ و مانیفست اعتقادی و سند حقانیت شیعه است. خطبه فدکیه منبع جوشش معارف مختلف است، نه مطالبه اموال شخصی. ما شیعیان باید همانطور که این خطبه در طول تاریخ مورد توجه پيشينيانمان بوده، به آن بپردازیم و مورد بحث و گفتگو قرار دهیم و تا جایی که توان داریم حق آن را به جا آوریم.
منابع
- مختصر بصائر الدرجات، تألیف حسن بن سلیمان حلّی
- منبع خطبه: همان
به قلم مریم آخوندی؛ پژوهشگر حوزه زنان و خانواده










